5040

5040
الفبا
آرشان تور

نیم نگاهی به گذشته

قاصدک
قاصدک
آرشان تور
الفبا

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

مجموعه : تاریخ و تمدن
ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

آدم کشان و جلادان بسیاری در ایران وجود داشتند که همگی با فریب و حیله غیر نظامیان را  اعدام و می کشتند در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران  را در سایت سماتک خواهید دید با ما همراه باشید.

 

 به گزارش سماتک: منافقین سرگذشتی خواندنی دارند، همچون پرده های یک فیلم جذاب می توان روز به روز زندگی آنان را به تصویر کشید. متدین هایی که با برداشت های انحرافی خود را در صف انقلاب جا می زنند اما پس از پیروزی انقلاب حاضر نمی شوند به قانون اساسی رأی دهند. اسلحه را هم تحویل نمی دهند.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

 آدم کشان دوره دهه شصت در ایران به توطئه های زیادی علیه ایران و رهبر انقلاب امام خمینی ره انجام می دادند ولی هیچ کدام از این توطئه ها  کار ساز نبود و با زیرکی امام خمینی ره همه خنثی می شدند مجاهدین خلق ایران یکی از این آدمکشان و جلادان بودند.

 

امام (ره) به آنها می گوید به صلاح شما، به صلاح ملت و به صلاح همه ماست که اسلحه را تحویل بدهید. حالا شاید بهتر مشخص شود که اگر در بهار 60 اسلحه شان را تحویل داده بودند، به صلاح خودشان بود، تاریخ به نحو دیگری رقم می خورد، تاریخ سیاهی که ای کاش وجود نداشت. پیرو بحث های انحرافی اخیر در مورد اعدام های آن دهه و به تعبیر مقام معظم رهبری تغییر جایگاه جلاد و شهید و سوءبرداشت هایی که از این فرآیند می شود، 15 روایت مستند و ذکر شده در منابع رسمی از مسیر تطور فکری و تشکیلاتی منافقین و جنایت هایی را که داشته اند بررسی کرده ایم.

 

 مثله کردن شریف واقفی

ماجرا از متن «انتقاد از خود» آغاز شد، متنی که لیلا زمردیان، زوج تشکیلاتی «شریف واقفی» در آن نوشت که مجید به علت مخالفت با انحرافات ایدئولوژیک سازمان، قابل تصفیه است. این گونه بود که لیلا شوهرش را به سازمان لو داد. لیلا شوهرش را به سر قرار با وحید افراخته می برد. وقتی مجید شریف واقفی، وحید را می بیند، طبق قرار قبلی لیلا – بی آن که از جریان ترور مطلع باشد – از آنجا دور می شود.

 

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

خیابان ادیب (آب منگل سابق)، یک کوچه تنگ، تیر اول را «حسین سیاه کلا» از روبرو به صورت مجید می زند و تیر دوم را «وحید» از پشت سر می زند. جمعیت جیغ می زنند، اما وحید بر سر زنان فریاد می زند که ما پلیسیم و کسی که کشته شد، خرابکار است. جنازه را به کیلومتر 18 جاده مسگرآباد می برند، شکم را می شکافند و بنزین داخل آن می ریزند. جنازه سوخته شده، مثله می شود و در نقاط مختلف گذاشته می شود.

 

این روایتی از یک تصفیه فیزیکی در سازمان است که اردیبهشت 1354 اتفاق افتاد. مجید شریف واقفی به علت مخالفت با مارکسیست شدن سازمان تصمیم به راه اندازی شاخه اسلامی سازمان مجاهدین گرفت. او که در آن زمان یکی از رهبران بلندپایه سازمان مجاهدین بود به طرز فجیعی به قتل رسید. این تصفیه ها و ترورها، سوزاندن ها و مثله کردن، اولین اقدامات منافقین نبود. دهه 60 پر است از این اقدامات جلادگونه!

 

ایده ترور آیت الله بهشتی

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

وحید افراخته که بعدها در ماجرای ترور مستشاران آمریکایی دستگیر شد، پرده از نقشه ترور آیت الله بهشتی قبل از انقلاب بر می دارد، به نحوی که کسی به سازمان شک نکند و ترور به گردن حکومت پهلوی بیفتد. وحید افراخته در متن اعترافات خود گفته است: «تقی شهرام گفته بود: باید بهشتی را از بین ببریم. ولی چون از نظر تبلیغاتی صلاح نیست این جریان رو شود، بهتر است از روش های خاصی بهره بگیریم، مثلا او را با خودرو زیر بگیریم.» آیت الله بهشتی به علت ارتباط با دانشجویان و جوانان و آموزش آنها و روشن کردن انحرافات فکری مارکسیست های جوان، جهت ترور انتخاب شده بود. هر چند که این ترور با چند سال تاخیر و در سال 60 انجام شد.

 

 درگیری در دانشگاه

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

سال 59 سال دعواهای سیاسی خطرناک منافقین با حکومت بود. محمدرضا سعادتی یکی از اعضای بلندپایه به اتهام جاسوسی برای شوروی و KGB محکوم شد. اردیبهشت 59 پر بود از درگیری ها در دانشگاه های ایران. امام و متعاقب آن رئیس جمهور سه روز به همه گروه ها فرصت دادند که دانشگاه را ترک کنند. سازمان مجاهدین خلق به این خواسته تن داد اما طرفداران چریک های فدایی خلق و چند گروه مارکسیستی حاضر به ترک ساختمان دانشگاه نبودند. درگیری های این دسته از ساعت 6:30 صبح روز بعد ادامه داشت که حاصلش کشته شدن دو نفر و زخمی شدن 70 دانشجو بود.

 

 لبنانیزه کردن ایران

سال 58 سال انباشته شدن کینه های سازمان از انقلاب اسلامی بود. پس از آن که اسناد فساد مالی منافقین و فروش زمین های بنیاد مستضعفان به اثبات رسید، سازمان، حکومت نوپای ایران را تهدید کرد. در یکی از این تهدیدها آمده است: «چه باید کرد؟ یک عده می خواهند ایران را ترکیه کنند ولی ایران که ترکیه بشو نیست؛ لبنان خواهد شد و ما بگوییم که در یک تجربه لبنانی، نیروهای انقلابی [مجاهدین خلق] نیستند که بازنده خواهند بود.»

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

آن سال ها لبنان در آتش جنگ های داخلی می سوخت و این تهدید سازمان لبنانیزه کردن ایران بود. مسعود رجوی در 10 بهمن 58 در دانشگاه تهران سخنرانی کرد و گفت: «بگذارید تاکید کنم، وای به روزی که تصمیم بگیریم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ دهیم. آن وقت خودتان پشیمان خواهید شد.»

 

 برخورد خونین

روزهای پر التهاب سال 59 با پیوند خوردن رجوی و بنی صدر همراه شده بود. بنی صدر درباره زندان ها و شکنجه سخنرانی می کرد و منافقین در نشریه مجاهد به آن آب و تاب می دادند. امام در پی این حوادث به آیت الله موسوی اردبیلی ماموریت بررسی وضعیت همه زندان ها را داد و گفت: «هیئت باید با قاطعیت از تمام زندان ها بازدید کرده و در صورت ثبوت شکنجه، شکنجه گر قصاص شود… ما انقلاب کردیم تا آنچه در زندان های شاه معدوم می گذشت، دیگر صورت نگیرد.»

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

پس از ماه ها بررسی این پرونده، شهید محمد منتظری اظهار کرد ادعاهای مجاهدین و بنی صدر صحت نداشته است. جنگ تحمیلی در این سال و بحران از دست رفتن خاک و ارزش های اسلامی همراه شده بود با فعالیت های مجاهدینی که کم کم عبارت منافقین به آنها اطلاق می شد. در این بحبوحه درگیری طرفداران منافقین در نقاط مختلف رخ می داد. درگیری در مدارس و تعطیلی برخی مدارس همانند مدرسه دخترانه خوارزمی، اغتشاش در سخنرانی هفتم اسفند (مهندس بازرگان، دکتر سحابی و دکتر یزدی) در استادیوم امجدیه، بحران بی وزیر بودن برخی وزارتخانه ها و … از جمله اتفاقاتی بود که بنی صدر و منافقین در روزهای آغازین جنگ برای کشور ساختند.

 

14 اسفند 59 تلاقی منافع مجاهدین و بنی صدر رخ داد. بنی صدر سخنرانی آتشین می کرد و مجاهدین آن موقع با سلاح سرد، در دانشگاه به جان نیروهای خط امامی و در خیابان های اطراف دانشگاه به جان پلیس و مردم افتادند. درگیری میلیشیای سازمان، فاصله بنی صدر با مردم نقطه عطفی در شناخت مردم از مجاهدین و بنی صدر بود.

 

 صلاح شما در تحویل سلاح است

سال 60 سال مقدمه چینی برای جنگ داخلی است. سازمان پیکار – از انشعابات سازمان منافقین – بر جنگ داخلی تاکید می کند. سازمان نیز بیانیه می دهد که با جنگ داخلی به شیوه پیکار مخالف است. دادستانی کشور بیانیه ای 10 ماده ای صادر می کنند که شاه بیت آن، تحویل اسلحه توسط گروه هاست. سازمان منافقین سر باز می زند. امام خمینی (ره) چند بار از گروه ها می خواهد که اسلحه ها را تحویل دهند اما سازمان منافقین می گفت ما صلاحیت در اختیار داشتن اسلحه را داریم. امام خطاب به آنها می فرماید: «صلاح شما و صلاح ملت و صلاح همه این است که اسلحه را زمین بگذارید و از این شیطنت ها دست بردارید و به آغوش ملت بازگردید.» این سازمان به امام می نویسد و می گوید: «تا وقتی راه های مسالمت آمیز ابراز عقیده و فعالیت های انقلابی مطلقا مسدود نشده، تلاش خواهیم کرد از عکس العمل های خشونت بار و قهرآمیز بپرهیزیم.»

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

آنها از امام درخواست دیدار کردند. امام در پاسخ به درخواست آنها آخرین اتمام حجت ها را می کند و می گوید: «شما اسلحه را زمین بگذارید، یک دیدار که هیچ، ده ها دیدار با شما خواهم داشت. اصلا من به دیدار شما می آیم.»

 

بنی صدر مدعی می شود که به بن بست رسیده ایم و وقت رفراندوم است. آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی و بهشتی با سخنان تبیین گرانه با این درخواست مخالفت می کنند. روزهای پر التهاب 22 خرداد تا سوم تیر فرا می رسد. امام (ره)، بنی صدر و مجاهدین منافق شده را دعوت به توبه می کند. منافقین بیانیه می دهند و مردم را دعوت به قیام در برابر حفظ جان رئیس جمهور می کنند. منافقین نمایندگان مجلس را تهدید به انتقام گیری می کنند. عزت الله سحابی، بازرگان، ابراهیم یزدی، مجتهد شبستری و چند تن دیگر به جلسه طرح عدم کفایت رئیس جمهور نمی روند.

 

 اعلام جنگ رسمی علیه نظام

«بیانیه سیاسی نظامی شماره 25» اعلام جنگ رسمی به جمهوری اسلامی در 28 خرداد 60 بود. 30 خرداد نیروهای منافقین با هدایت «محمد ضابطی» در نقاط مختلف شهر، آغاز عملیات مسلحانه و به تعبیر خودشان، لبنانیزه کردن ایران را آغاز کردند. صدای آمریکا وقایع 30 خرداد تهران را از زمان انقلاب اسلامی، بی سابقه توصیف می کند و می گوید دست کم 30 نفر کشته و 200 نفر مجروح شده اند. چهره های ملتهب، مغازه های تعطیل شده، اتوبوس های به آتش کشیده شده، دود لاستیک ها، چهره ای ملتهب از شهر ساخته. هواداران سازمان در کوچه و خیابان به افرادی که ظاهر حزب اللهی دارند، با چوب و سنگ و تیغ موکت بری و چاقو و … حمله می کنند. این اتفاقات در تهران، اصفهان، همدان، ارومیه، شیراز، اهواز، اراک، زاهدان، مسجد سلیمان، بندرعباس و چند شهر دیگر با سطح نازل تری اتفاق می افتد.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

مردم از همه جای شهر به نقاط درگیری می آیند و خودشان این جماعت را متفرق می کنند. گویا کار یکسره شده است و آشوب تهران خوابیده است. 30 خرداد به تعبیر رجوی، آزمودن بود و در واقع ساعت صفر سازمان. جلسه عدم کفایت بنی صدر سه روز ادامه پیدا می کند و او با تصویب عدم کفایت از کار برکنار می شود. اکنون وقت انتقام منافقین و عملی کردن تهدیدات فرا می رسد.

 

 شروع کنید به زدن رأس آنها

تهدیدات عملی می شود. دوم تیر ماه 60 اولین بمب در راه آهن قم منفجر می شود. هفت نفر کشته و 50 نفر زخمی نتیجه اولین اقدام کینه جویانه پس از عزل بنی صدر است. سودابه سدیفی، مشاور بنی صدر درباره آن روزها می گوید: «پس از عزل، بنی صدر به رجوی پیام داد که باید شروع به زدن رأس آنها کرد. چاره دیگری نیست.»

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

از نظر سازمان باید پنج نفر خون شان ریخته شود تا جمهوری اسلامی فلج شود. آیت الله خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، باهنر، رجایی و بهشتی، به زعم آنان مهدورالدم و شایسته مجازات اند! ششم تیر، مسجد اباذر؛ بمب در یک رادیو دستی، آیت الله خامنه ای و تروری که ناکام ماند و یک دست این مرد از کار افتاد. یکشنبه هفتم تیر، ساعت نه شب، دفتر حزب جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای به علت جراحت در بیمارستان بستری است و در جلسه حزب حضور ندارد.بمب منفجر و ساختمان منهدم می شود.

 

آیت الله صانعی خبر انفجار را به بیت امام می رساند. ده ها نفر به خاک و خون کشیده می شوند. بهشتی می شود شهید بهشتی، به همراه چهار وزیر و 27 نماینده مجلس و ده ها تن دیگر.

 

مسعود رجوی درباره این انفجار می گوید: «طنین انفجار در همه جای دنیا شنیده شد. از فردا رژیم (امام) خمینی دیگر مرده است.» رجوی معتقد است این انفجار سیلی یک سازمان جوان به صورت جمهوری اسلامی است و رژیم جمهوری اسلامی دیگر کمر راست نخواهد کرد. رجوی سرمست از به خاک و خون کشیدن مردم، باز هم می گوید: «مجاهدین در اولین ضربه شان جایی برای تثبیت رژیم نگذاشتند.»

 

 رجوی نخست وزیر!

سه شنبه ششم مرداد 1360، بنی صدر و مسعود رجوی به فرانسه می گریزند. هواپیمای بوئینگ 707 به خلبانی سرهنگ معزی ربوده می شود و این دو نفر را به پاریس می برد. بنی صدر خود را رئیس جمهور ایران می داند و مسعود را نخست وزیر خود معرفی می کند. این دو شورای ملی مقاومت را تشکیل می دهند تا آلترناتیو حکومت جمهوری اسلامی شوند. می روند که خیلی زود جمهوری اسلامی سقوط کند و برگردند.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

آنچه از اولین تصاویر از بنی صدر در رسانه های جهان خودنمایی می کند، سبیل تراشیده اوست. بعدها که همسر رجوی در ایران کشته شد، بنی صدر دختر کوچکش – فیروزه – را به عقد رجوی در می آورد اما خیلی زود این دوستی رجوی و بنی صدر به هم می خورد و فیروزه هم از رجوی جدا می شود.

 

قرار بود امام ترور بشود

قرار بود چمدان به داخل جلسه امام، نخست وزیر و رئیس جمهور آورده شود. کشمیری می گوید در این چمدان یادداشت هایی است که رئیس جمهور و نخست وزیر می خواهند به حضرت امام بدهند. حاج احمد خمینی مخالفت می کند. کشمیری به حالت قهر با همان چمدان بر می گردد. همان چمدان با همان محتویات در نخست وزیری گذاشته می شود و نتیجه اش می شود شهید شدن رجایی و باهنر. هشتم شهریور 1360، سه ماه پس از جنگ مسلحانه منافقین در خیابان های تهران، جلسه شورای امنیت، ساعت سه ظهر، جلسه با سوره والعصری که شهید رجایی می خواند آغاز می شود و چند لحظه بعد انفجار و سوختن… بهزاد نبوی می گوید چند نفری جراحت سطحی داشتند که بیرون آوردیم اما بقیه آنچنان سوخته بودند که قابل شناسایی نبودند. بالاخره شب به واسطه برخی نشانه ها فهمیدیم که دو پیکر از این شهدا مربوط به باهنر و رجایی است.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

کشمیری عامل این جنایت شناخته شد. کشمیری به حدی قابل اطمینان بود که قرار بود نقشه حمله به رادیو مجاهد در بوکان را طراحی کند اما بعدها مشخص شد که برادرزنش، کاندیدای مجاهدین برای انتخابات مجلس اول بوده، همسرش – مینو دلنواز – توسط منافقین به خانه امن انتقال و سپس به ترکیه برده شده بود. او نفوذی منافقین در حکومت بود. بعدها بنی صدر در دیدار با ژنرال حبّوش عراقی، در سال 1378، می گوید انفجارهای تابستان 60 همه به عهده آنها بوده است.

 

 فاز عملیات علیه ائمه جمعه

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

فاز عملیات علیه ائمه جمعه آغاز می شود و از شهریور 60 تا 61 ادامه پیدا می کند. اولین شهید، آیت الله مدنی امام جمعه تبریز است. آیت الله دستغیب امام جمعه شیراز در 20 آذر 60 ترور می شود. ستاد فرماندهی توسط موسی خیابانی اداره می شود.

 

 خنجر از پشت دیوانه های مسلح

منافقین برای نشان دادن عده و عَدّه تصمیم می گیرند که اول مهر مسلحانه به خیابان ها بیایند اما به علت همزمانی با بازگشایی مدارس و دانشگاه ها برنامه را به پنجم مهر منتقل می کنند. می خواستند در پنجم مهر، توانایی خفته سازمان را آزاد کنند و قیامی مثل 22 بهمن 57 راه بیندازند. به زعم خودشان فکر می کردند که مردم آماده قیام علیه حکومت اند. پنجم مهر ساعت 10:30 صبح از سه نقطه در تهران صدای شلیک هوایی شنیده می شود. آتش زدن اتوبوس، لاستیک و تیراندازی آغاز قیام مسلحانه است.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

عده ای موتورسوار در شهر مانور می دهند، به سمت کسانی که چهره حزب اللهی داشتند تیراندازی می کنند. بانک ها، ساختمان ها و .. هدف تیراندازی بی هدف آنان است. اولین اتوبوسی که آتش می گیرد، اتوبوس بنز خط یک اتوبوسرانی با کوکتل مولوتف است. مردم عادی هراسان از اتوبوس پایین می ریزند. پشت بام سینماسیتی و دیگر ساختمان ها محل سنگرگیری منافقین می شود. دو دانشجو که از جامعه المصطفی بیرون می آیند مغازشان مورد هدف قرار می گیرد و می شوند شهید رجب بیگی و شهید رئیس زاده.

 

عملیات مسلحانه 5 مهر دقیقا یک روز پس از پیروزی ایران در عملیات ثامن الائمه جهت شکست حصر آبادان است. مردم به آنها لقب «جانی»، «دیوانه مسلح» و «وحشی» می دهند. مسعود رجوی باز هم می گوید در حال آزمایشیم اما جواب آزمایش توده های مردمی منفی است. برخلاف ادعای رهبران فرانسه نشین، نه جمعیت میلیونی به حمایت برخاست و نه موفقیتی حاصل شد. 16 منافق کشته و 30 نفر از مردم شهید می شوند. بیش از 150 زخمی هم نتیجه تجمع مسلحانه پنجم مهر است.

 

 سیاهه ای از جنایت

از مهر 60 به بعد، تکیه بر ترور پاسداران کمیته، سپاه، دادستانی انقلاب و مردم عادی قرار می گیرد. تیراندازی های کور، بمب های ساعتی، پرتاب کوکتل مولوتف و نارنجک به داخل مغازه ها، خودروها و منازل افراد مذهبی اقدامات بعدی منافقین است. این آمار منتشره از جنایات منافقین در سال 60 است.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

عملیات علیه حزب اللهی ها

مرداد 61 آغاز عملیات مهندسی منافقین است. تحلیل این عملیات برای منافقین این گونه است: «جنگ ما با رژیم جنگ دو سازمان مهندسی است. هر کدام بیشتر شکنجه کند، برنده است.» نتیجه این عملیات می شود ربودن سه پاسدار معمولی در خیابان بهار تهران. حسین ابریشمچی و کتیرایی به خانه تیمی می آیند و شکنجه شروع می شود. با مشت دندان این این سه پاسدار شکسته می شود. با کابل به کف پا و دیگر نقاط بدن زده می شود. روی پاهای کابل زده آب داغ ریخته می شود. اتوی داغ به پشت کمر آنها می چسبانند. در نهایت با تزریق سیانور این سه پاسدار شهید می شوند.

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

طبق دادخواست اصدقی دادستان تهران، 13 نفر در عملیات شکنجه و 15 نفر در عملیات ربایش نقش داشتند. خسرو ریاحی نظری، متاهل، دارای دو فرزند و به جرم مشکوک بودن هدف بعدی است. ربایندگان با کارت کمیته ابتدا به سراغ هدف می روند و سپس آنها را به زور سوار ماشین کرده و می ربایند. عملیات مهندسی ادامه پیدا می کند و مردم عادی هدف این عملیات هستند.

 

فضای رعب در کشور فراگیر می شود. ریختن آب جوش، شلاق زدن، کندن مو، سوراخ کردن بدن با سیخ داغ، سلاخی کردن، آتش زدن بخشی از عملیات مهندسی است. شهید طالب طاهری یکی از شهیدانی است که تقریبا همه اقسام شکنجه بر او انجام می شود. عملیات مهندسی ادامه پیدا می کند. عباس عفت روش، متأهل، کفاش و به جرم حزب اللهی بودن همسرش هدف بعدی است.

 

فرمان آخر

منافقین شقی تر از گذشته به کار ادامه می دهند. مسعود رجوی می گوید: «شب و روز در هر کجا، همه ما و همه مردم به هر ترتیب و به هر قیمت، باید این خط را پیش ببریم. سرانگشت های این رژیم را باید در این مرحله قطع کرد. تمرکز روی پاسداران ارتجاع، فرمول محول و راهگشای این مرحله است. بسیار خوب، هدف، جلوی شما دارد راه می رود…»

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

منافقین خط ترور و شکنجه خود را ادامه می دهند. سال 65 به دیدار صدام می روند. این جزء معدود دفعات در تاریخ دنیاست که یک گروه اپوزیسیون با دشمن مسلح کشورش همزمان دست به اسلحه می برند. عملیات فروغ جاویدان 67، پس از قطعنامه 598 و افت روحیه رزمندگان، آخرین تلاش های منافقین برای کشور است. تنگه مرصاد قتلگاه آنها می شود. امام فرمان می دهد منافقین یا توبه کنند یا اعدام شوند. هشت سال ترور، جنگ خیابانی، عملیات مهندسی و جاسوسی برای صدام، عملیات نظامی و … یکجا باید تمام شود. امام فرمان آخر را می دهد.

 

ماجرای آدم کشان دوره دهه شصت در ایران

 

منبع: bartarinha.ir

همیاب
همیاب
کلینیک کاشت مو
مهرپرواز
تشریفات ملل
مبلمان اداری

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

کلینیک کاشت مو مهرپرواز تشریفات ملل مبلمان اداری