سفر

نیم نگاهی به گذشته

الفبا
الفبا
ضرب المثل های قرآنی زیبا با ترجمه فارسی

ضرب المثل های قرآنی زیبا با ترجمه فارسی   قرآن کامل ترین کتاب برای انسان ها است که حتی ضرب المثل هم می توان از این کتاب آسمانی الهام گرفته شود. در اینجا زیباترین ضرب المثل های قرآنی زیبا با ترجمه فارسی را گردآوری کرده ایم. «و جاء اخوة يوسف فدخلوا عليه فعرفهم و هم […]

الهی آقام آب بخواد (ضرب المثل تنبلی)

مجموعه : ضرب المثل
الهی آقام آب بخواد (ضرب المثل تنبلی)

ضرب المثل الهی که آقام آب بخواهد کنایه از تنبلی است و بیشتر در باب کسانی استفاده می شود که تنبل هستند. ضرب‌المثل «الهی که آقام آب بخواهد!» کنایه از آدم تنبلی است که حتی برای رفع تشنگی خودش هم تلاشی نمی کند و منتظره تا دری به تخته‌ای بخورد و او هم به نوایی برسه. آنقدر در این تنبلی زیاده‌روی می‌کند که حتی حاضره ضرر گاهی وقت‌ها به جانش هم برسد. اما ببینیم این مثل از کجا شکل گرفت؟

 

روزگار گذشته روزگار ارباب و نوکری بود. اربابانی که ثروتمندان جامعه بودند و برای رفع اموراتشان نوکری استخدام می‌کردند و از این راه او را هم به یک نوایی می‌رساندند. این میان نوکری بود که احوالی تعریف‌کردنی داشت.

 

طبیعی است که در آن زمان هرکسی سعی داشت نوکری را انتخاب کند که کارها را به بهترین شکل انجام دهد و خراب‌کاری نکند. از قضای روزگار مرد ثروتمندی نوکری داشت که در عین هوش زیاد اما تنبل بود و حوصله انجام کاری را نداشت. آنقدر باهوش بود که به دنبال هر امر ارباب بهانه‌هایی می‌تراشید تا از زیر کار دربرود.

 

بهانه‌هایی که ارباب را قانع کند که این کار انجام نشود بهتر است. شاید از همین روست که در مثلی دیگر می‌گویند: «آدم تنبل عقل چهار وزیر را دارد!» باید آنقدر حاضرجواب و عاقل باشد تا بتواند کاری را به او محول شده انجام ندهد، آن هم طوری که دیگران قانع شوند!

 

خلاصه که این زرنگی نوکر قصه ما دوامی نداشت و ارباب خیلی زود فهمید که او تنبلی می‌کند، از همین رو از آن به بعد با تشر و قهر و تهدید به اخراج او را وادار به انجام دستوراتش می‌کرد.

 

تا اینکه یک روز در گرمای هوا هر دو به مزرعه رفتند و به کشت و کار سری زدند. ارباب از روی خستگی زیر درختی رفت وخوابش برد. نوکر هم خسته بود و البته بسیار تشنه. هرچه کرد نتوانست بخوابد. دو سه باری نیم‌خیز شد تا به سمت کوزه آب برود اما تنبلی پای رفتنش را سست کرد.

 

همین‌طور که دراز کشیده بود، گفت: «کاش ارباب نخوابیده بود، کاش قدری آب طلب میکرد، الهی که آقام تشنه‌اش بشود» و از این حرف‌ها. ارباب هم که هنوز کمی هوشیار بود صدایش را شنید و در دل به او خندید. بعد با صدای بلند و خشنی گفت: «چرا خوابیدی؟ بلندشو و کاسه‌ای آب برای من بیاور».

 

نوکر که این را شنید، مثل برق از جا بلند شد. خود را به کوزه رساند و پیاله‌ای از این مایه حیات نوشید و جانی دوباره یافت. از آن پس به کسی که از تنبلی زیاد، حتی حاضر نباشد برای سود و منفعت خود کاری را انجام دهد، با کنایه می‌گویند: «الهی که آقام آب بخواهد». 

 

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

سفر
نوترینو

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مجله خبری

چگونه کوفته قلقلی با سس ادویه دار درست کنیم ؟! آموزش غذای خوشمزه  خاگینه کدو سبز آموزش درست کردن ماهی مخصوص کریسمس روش درست کردن شربت ریواس فوت و فن های پخت انواع لازانیا آموزش سس سالاد با سبزيجات معطر فواید ماست برای سلامتی طرز درست کردن کتلت رژیمی برای افراد تحت رژیم آموزش طبخ باقالی پلو با ته چین مرغ فواید بیشمار نوشیدن آب برای بدن آموزش درست کردن بادمجان کبابی آموزش درست کردن کوفته قلقلی با گوجه و مرغ