سفر

نیم نگاهی به گذشته

الفبا
الفبا

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان 

این لطیفه ها را برای کودکان خود حتما بخوانید تا هم لذت ببرند و هم برای ذهن آنها بسیار خوب است.

 

اتوبوس سواری
مردی سوار اتوبوس دو طبقه می شود. هرچه اصرار می کنند به طبقه بالا برود، نمی رود و می گوید: دفعه پیش که سوار شدم، فهمیدم که طبقه بالا راننده ندارد!

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 

دستور زبان
آموزگار: بچه ها توجه کنید! بعضی از کلمه ها با «ان» و «ها» جمع بسته نمی شوند. مثل «درس» که می شود «دروس» حالا یکی از شما مثال دیگری بزند.

احمد: آقا اجازه! مثل خرس که جمع آن می شود خروس!

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
پیراهن تنگ
مریم: مادر این پیراهن برای من خیلی کوچک شده است که به سختی می توانم نفس بکشم.

مادر: پیراهن هیچ عیبی نداره دخترم، تو سرت را از آستین بیرون آورده ای!

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
اهمیت بیشتر
دو نفر به شکار رفته بودند. اولی خرگوش دید، تفنگ را برداشت و خرگوش را هدف قرار داد.

ناگهان دومی به او گفت: «صبر کن، توی تفنگ فشنگ نگذاشته ای.»

اولی با ناراحتی جواب داد: ول کن بابا، حالا وقت این حرف ها نیست. تا بخواهم فشنگ بگذارم، خرگوش در رفته است.

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
سیری
مادر به پسرش: پسرم چرا ناهارت را نمی خوری، مگه چیزی خورده ای؟

پسر: زمین یخ زده بود، زمین خوردم. چون هوا هم سرد بود، سرما هم خوردم و خلاصه آنقدر حرص خورده ام که سیر شده ام.

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
شب
کاراگاهی یک شب شرلوک هلمز، کاراگاه مشهور و دستیارش واتسون در چادری خوابیده بودند. نیمه شب، هولمز، واتسون را بیدار کرد.

هولمز: واتسون، به ستاره های بالا سرت نگاه کن و بگو برداشتت چیست؟

واتسون: من میلیون ها ستاره می بینم و اگر میلیون ها ستاره وجود داشته باشند و اگر فقط چند تا از آن ها سیاره ای مثل زمین ما باشد، پس امکان وجود حیات در چنین سیاره هایی هست.

هولمز: واتسون، تو عجب آدم نادانی هستی! یک نفر چادرمان را دزدیده است، همین.

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
 قناری
فرهاد گریه کنان پیش مادرش آمد. مادر پرسید: چی شده فرهاد، چرا گریه می کنی؟

فرهاد جواب داد: داشتم قفس قناری را تمیز می کردم یک دفعه دیدم قناری ام گم شده است.

مادر با تعجب پرسید: با چی قفس را تمیز می کردی؟ و فرهاد با خونسردی پاسخ داد: با جارو برقی.

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
هذیان
 پزشک: بیماریش خیلی شدید است. آیا هذیان هم می گوید؟

 پرستار: بله، اتفاقاً چند دقیقه پیش از این که شما تشریف بیاورید می گفت: الان عزرائیل می آید.

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 
 فرصت
شخصی با دوست خود وارد رستوران شد، پیشخدمت جلو آمد و پرسید: چی میل می فرمایید؟

آن شخص پاسخ داد: کمی به ما فرصت دهید تا صحبت هایمان تمام شود. پیشخدمت کمی فکر کرد.

گفت: فرصت داشتیم، اما مشتری های دیگر خوردند و تمام شد. چیز دیگری بفرمایید تا بیاورم.

 

لطیفه های خنده دار مخصوص کودکان

 

 

 

 

زیبایی و تناسب اندام


بینی
گونه
آرایشی
زنان
کرم چربی سوز
قطره زاندروکس
سفر
نوترینو

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مجله خبری

آموزش درست کردن و طرز تهیه کباب ترکی با سس مخصوص صبحانه ، تازه عروس های خوزستان چیست ؟! روش تهیه سالاد ماکارونی ژله ای زعفران چه فوایدی برای بدن انسان دارد؟ خواص هندوانه و خربزه برای بدن آموزش درست کردن پودینگ شکلاتی خامه ای روش صحیح طبخ و پختن حبوبات نکاتی مهم برای پختن کیک آموزش درست کردن کتلت رژیمی سبزیجات طرز تهیه بستنی زمستانی بازاری در منزل دستور پخت کیک خوشمزه قلب مخصوص روز ولنتاین خواص مفید آدامس برای بدن