الفبا
ونک

نیم نگاهی به گذشته

آرشان تور
آرشان تور
الفبا
ونک
مهرپرواز الماس نشان تشریفات ملل مبلمان اداری

شعر طنز دختری با مادرش در رختخواب

شعر طنز دختری با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!آراه؟

سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد اره والا

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

 

 

 

همیاب
الماس نشان
مهرپرواز
تشریفات ملل
مبلمان اداری

جدیدترین مطالب

مطالب امروز