سفر

نیم نگاهی به گذشته

الفبا
الفبا
داستان جالب و آموزنده “کسانی که مانع پیشرفت شما می شوند”

داستان جالب و آموزنده “کسانی که مانع پیشرفت شما می شوند”   چه کسی میتواند مانع پیشرفت شما شود؟   یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلواعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:   (( دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت!!. شما را به […]

حکایت پندآموز (غرور)

مجموعه : حکایت
حکایت پندآموز (غرور)

 

روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که با حضور شخصیت های بزرگ برپا شده بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. از این رو نیم خیز شد و به سرعت نشست.

 

در دوران گذشته دو برادر یکی به نام «ضیاء» و دیگری به نام «تاج» در شهر بلخ زندگی می کردند. ضیاء مردی بلندبالا، بذله گو، نکته سنج و خوش اخلاق بود. اما برادرش «تاج» قدی بسیار کوتاه داشت، با این حال از علم بالایی بهره می برد، به همین سبب به برادرش به دیده حقارت می نگریست.

 

حتی از وجود او خجالت می کشید.
روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که با حضور شخصیت های بزرگ برپا شده بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. از این رو نیم خیز شد و به سرعت نشست.

 

وقتی ضیاء از برادرش آن حرکت ناپسند را دید، با کنایه ای که حکایت از نکته سنجی او داشت، فی البداهه به مزاح گفت: «چون خیلی بلند قامتی، برای ثواب، کمی هم از آن قامت سروت بدزد.
   

 

 

زیبایی و تناسب اندام


بینی
گونه
آرایشی
زنان
کرم چربی سوز
قطره زاندروکس
سفر
نوترینو

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مجله خبری

خواص سیر و آنچه باید درباره سیر بدانید آموزش تصویری درست کردن خورش کرفس آیا میدانستید هندوانه چه خواص فوق العاده ای دارد؟ فوت و فن های پختن بلال روی آتش طرز تهیه آبگوشت قرمه سبزی خوشمزه ترین غذای سنتی آموزش درست کردن كيک سيب زمينی آموزش درست کردن سالاد انار با اسفناج آموزش درست کردن سوهان عسلی کنجدی طرز تهیه نان پانچوی سیب فواید ماست برای سلامتی آموزش درست کردن شامی رودباری اسموتی توت فرنگی غذای سلامتی و کاهش وزن