الفبا

arshan

نیم نگاهی به گذشته

قاصدک

قاصدک

آرشان تور

الفبا

اقدام بی شرمانه خانم مهندس با شوهر کارگرش

مجموعه : اخبار گوناگون
اقدام بی شرمانه خانم مهندس با شوهر کارگرش

خانم مهندسی که خجالت میکشد شوهرش را به بقیه معرفی کند

اقدام بی شرمانه خانم مهندس با شوهر کارگرش در گوشه ای از سالن دادگاه مردی سرش را پایین انداخته و زمین را نگاه میکند، به او نزدیک شدیم تا مصاحبه ای با او داشته باشیم. همین که شروع به صحبت کرد، سادگی از چشمانش میریخت. با بغض گفت همسرم در مقابل من ایستاد و گفت من تحصیل کرده هستم و تو یک کارگر. ما هیچ نقطه ی اشتراکی با هم نداریم. من خجالت زده میشوم بخواهم تو را به کسی معرفی کنم…

 

از نظر روانشناسی، یکی از اصلی ترین نکاتی که باید در ازدواج رعایت کرد، هم سطح بودن خانواده ها است. همانطور که از قدیم گفته اند، کبوتر با کبوتر، باز با باز. این سخن معروف تمامی این فلسفه ی روانشناسی را بازگو میکند. درصد بالایی از طلاق ها به همین علت تفاوت در خانواده ها است. در ادامه مابقی ماجرا را خواهیم خواند…

 

مرد 27 ساله ای که از همسرش به دلیل عدم تمکین شاکی بود، به کارشناس اجتماعی کلانتری احمدآباد مشهد گفت: همسرم در حالی این جملات را بر زبان می راند که 8 سال از آغاز زندگی مشترکمان می گذرد.

 

«سهیلا» 15 سال بیشتر نداشت که با من ازدواج کرد. در روستای محل سکونت ما مرسوم است که دختران و پسران خیلی زود ازدواج کنند. من نیز همانند دیگر اهالی روستا و به پیشنهاد مادرم با «سهیلا» ازدواج کردم.این در حالی بود که من سر زمین های کشاورزی دیگران کار می کردم ولی همسرم دوست داشت به تحصیلش ادامه بدهد.

 

من هم مخالفتی با این موضوع نداشتم. وقتی سهیلا دیپلمش را گرفت خداوند فرزندی به ما عنایت کرد اما او به خاطر مشکلات تنفسی و بیماری های دیگر در 2 سالگی جان خود را از دست داد.مرگ فرزندم ضربه روحی شدیدی به خانواده ما وارد کرد تا این که همسرم پیشنهاد کرد برای این که از این شرایط بیرون بیاید در کنکور سراسری دانشگاه ثبت نام کند.

 

من هم کمکش کردم تا این که در یکی از رشته های مهندسی پذیرفته شد.4 سال دیگر از زندگی مشترک ما در حالی سپری شد که من با کار بیشتر هزینه های تحصیل همسرم را فراهم می کردم و از سوی دیگر نمی گذاشتم مشکلات زندگی تأثیری در ادامه تحصیل سهیلا داشته باشد.این گونه بود که همسرم خانم مهندس شد و عنوان کرد که باید برای یافتن شغل به مشهد مهاجرت کنیم اما من در روستا کار می کردم و نمی توانستم با تحصیلات اندکم شغلی در مشهد داشته باشم.

 

این موضوع موجب بروز مشاجره و اختلافات خانوادگی بین ما شد. شدت این جروبحث ها به حدی رسید که سهیلا با قهر منزل را ترک کرد و به خانه پدرش رفت.من هم که فکر می کردم او مدتی بعد به خانه و زندگی اش بازمی‌گردد واکنشی نشان ندادم و طوری وانمود کردم که من نیز با او قهرم.

 

چند ماه از این ماجرا گذشت تا این که متوجه شدم همسرم بدون اجازه من به مشهد آمده و در این جا مشغول به کار شده است. چند بار به محل کارش رفتم و از او خواستم به زندگی ساده و بی آلایش خودمان بازگردد اما هر بار پس از یک مشاجره لفظی، ناامیدانه به روستا بازمی‌گشتم.

 

تا این که چند روز قبل زمزمه هایی شنیدم که همسرم قصد دارد از من طلاق بگیرد و با یکی از همکارانش ازدواج کند. این بار وقتی به محل کار سهیلا رفتم او شروع به سر و صدا کرد و گفت: من و تو هیچ وجه مشترکی برای ادامه زندگی نداریم به طوری که خجالت می کشم تو را همسر خودم بدانم حالا هم طلاق تنها چاره است و…

 

اقدام بی شرمانه خانم مهندس با شوهر کارگرش

کلینیک کاشت مو

مهرپرواز

آسمان آبی

مبلمان اداری

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

کلینیک کاشت مو
مهرپرواز
آسمان آبی
مبلمان اداری