سفر

نیم نگاهی به گذشته

الفبا
الفبا
کرامات امام رضا علیه السلام از زبان بزرگان

کرامات امام رضا علیه السلام از زبان بزرگان    گلچینی از کرامات امام رضا علیه السلام از زبان بزرگان دینی و اهل سنت برای شما عزیزان بازدیدکننده در سایت سماتک قرار داده ایم کرامات امام رضا علیه السلام زیاد می باشد کرامات ایشان را زبان بزرگان در ادامه مطالعه فرمایید….   امام هشتم (ع) و […]

معجزه های هفتمین امام مسلمانان موسی کاظم (ع)

مجموعه : بزرگان دین
معجزه های هفتمین امام مسلمانان موسی کاظم (ع)

در ادامه این مطلب از بخش مذهبی سماتک با کرامات و معجزه های هفتمین امام مسلمانان حضرت موسی کاظم (ع) پدر امام رضا (ع) آشنا خواهید شد.

 

* اعجاز امام کاظم علیه السلام در خروج از زندان (1)
مسیب، زندانبان امام موسی کاظم علیه السلام می‌گوید: سه روز قبل از شهادت امام مرا طلبید و فرمود:
” امشب عازم مدینه هستم تا عهد امامت پس از خود را به فرزندم علی واگذار کنم و او را وصی و خلیفه خود نمایم.”
گفتم:” آیا توقع دارید با وجود این همه مامور و قفل و زنجیر، امکان خروج شما را فراهم کنم؟!”
فرمود: ” ای مسیب، تو گمان می‌کنی قدرت و توان الهی ما کم است؟ “
گفتم:” نه، ای مولای من. ” فرمود: ” پس چه؟ “
گفتم:” دعا کنید ایمانم قوی‌تر شود “
امام چنین دعا کرد: ” خدایا او را ثابت‌قدم بدار. “

سپس فرمود:” من با همان اسم اعظم الهی که آصف بن برخیا ( وزیر حضرت سلیمان علیه السلام ) تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد، خدا را می‌خوانم و به مدینه می‌روم.”

 

ناگهان دیدم امام دعایی خواند و ناپدید شد. اندکی بعد بازگشت و با دست خود زنجیرهای زندان را به پای مبارک بست. سپس فرمود: ” من پس از سه روز از دنیا می‌روم. “

 

من به گریه افتادم. فرمود: ” گریه مکن و بدان که پسرم علی ابن موسی الرضا پس از من، امام توست. “

 

* امام کاظم علیه السلام و خبر از مرگ زندانبان (2)
ابویوسف و محمد بن حسن که دو نفر از اصحاب ابوحنیفه بودند، در زندان سندی بن شاهک به ملاقات امام ابی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام رفتند. در بین راه با هم می گفتند: ما چیزی از موسی بن جعفر کم نمی آوریم. یا مساوی او هستیم، یا مشابه او. وقتی به خدمت حضرت رسیدند و مقداری نشستند، یکی از مأمورین زندان وارد شد و گفت: نوبت کاری من تمام شده و از خدمت شما می روم. اگر بیرون زندان کاری دارید بفرمائید، تا مرتبه دیگر که نوبت خدمت من می شود و مجدداً باز خواهم گشت، نتیجه اش را تقدیم کنم.

 

حضرت فرمودند: کاری ندارم. وقتی آن مرد رفت، حضرت به ابو یوسف رو کرد و فرمود: عجیب است، او امشب می میرد. آن وقت به من میگوید اگر کاری داری بگو انجام دهم. ابویوسف و محمد بن حسن بهتزده پس از خداحافظی از زندان بیرون آمدند، در حالی که به یکدیگر می گفتند: ما آمده بودیم بحث حلال و حرام کنیم. او از امور غیبی خبر داد. زمان مرگ امری است نهانی. از کجا می دانست؟!

سپس فردی را مأموریت دادند تا آن مأمور زندان را تا فردا تعقیب کند و آنها را از وضع او مطّلع نماید. آن مرد نیز وی را زیر نظر گرفت و شب را در مسجد محله که نزدیک خانه آن مأمور بود، خوابید. صبحگاهان دید فریاد عزا بلند است و مردم به داخل خانه وی آمد و شد میکنند. پرسید: چه خبر است؟ گفتند: فلانی دیشب از دنیا رفت. این مرد پیش ابو یوسف و محمد بن حسن آمد خبر مرگ آن مأمور را آورد.

 

مجدداً این دو به ملاقات حضرت آمدند و گفتند: ” معلوم شد شما به حلال و حرام دین خدا آگاهید. ولی زمان مرگ او را که از اسرار غیبی الهی است از کجا دانستید؟ حضرت فرمود: از دروازه های علم رسول الله است که به روی حضرت امیرالمؤمنین گشودند و سپس آن علم الهی از هر امام به امام بعدی منتقل شده است. “

 

*امام کاظم علیه السلام و زنده ساختن گاو مرده (3)
علی بن مغیره گوید:

 

همراه امام موسی کاظم علیه السلام در منی می‌رفتیم که با زنی روبه‌رو شدیم که که فرزندان کوچکش به دورش حلقه زده بودند و همگی سخت می‌گریستند.

 

امام فرمود:” چرا گریه می‌کنید؟ “
زن که امام را نمی شناخت گفت:” تنها سرمایه من و این فرزندان یتیمم گاوی بود که از شیرش زندگی را می‌گذراندیم. اینک گاو مُرده و ما درمانده شده‌ایم.”

 

امام فرمود:” آیا دوست داری آن گاو را زنده سازم؟ “
گفت:”آری، آری!”

امام به گوشه ای رفت و دو رکعت نماز خواند و دست به سوی آسمان گرفت و دعا نمود. آنگاه کنار گاو مرده آمد و ضربه ای به پهلوی گاو زد. ناگهان گاو زنده شد و از جا بلند شد. زن با دیدن این صحنه فریاد زد:” بیایید که قسم به خدای کعبه، او عیسی بن مریم است! “

 

مردم ازدحام کردند و به تماشای گاو و سخنان زن مشغول شدند و امام خود را در بین مردم گم نمود و به راه خود ادامه داد.

 

*امام کاظم علیه السلام و سخن گفتن به زبان فارسی (4)
ابوبصیر از امام موسی بن جعفر علیه السلام پرسید:”امام با چه نشانه‌هایی شناخته می‌شود؟”

 

فرمود :”امام راستین صفاتی دارد که اولین و مهم‌ترین آن این است که امام قبلی معرفی‌اش کرده باشد. همان گونه که رسول خدا علی بن ابیطالب علیه السلام را معرفی کرد، هر امامی نیز باید امام پس از خود را معرفی نماید. نشانه‌ی دیگر آن است که هر چه از او می‌پرسند، جواب بدهد و از هیچ چیز بی‌خبر نباشد. نشانه‌ی دیگر اینکه هرگز در دفاع از حق سکوت نکند، از حوادث آینده خبر بدهد و به همه‌ی زبان‌ها سخن بگوید.”

 

سپس فرمود:”هم اکنون نشانه‌ای به تو می‌نمایم که قلبت مطمئن شود.”

 

در همین حال مردی خراسانی وارد شد و شروع کرد به عربی سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسی داد. مرد خراسانی گفت:” من خیال می‌کردم فارسی متوجه نمی‌شوید.”

 

امام فرمود:”سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضیلتی بر تو دارم؟” سپس فرمود:”امام کسی است که سخن هیچ فردی بر او پوشیده نیست. او کلام هر شخص و هر موجود زنده ای را می فهمد. امام با این نشانه‌ها شناخته می‌شود و اگر اینها را نداشته باشد، امام نیست.”

 

پی نوشت

———————————–

1- بحار الانوار، ج 48، ص 224، ح 26 از عیون.

2- بحار الانوار، ج 48، ص 64 از خرائج.

3- حار الانوار، ج 48، ص 55، از بصائر الدرجات.

4- بحار الانوار، ج 48، ص 47 از قرب الاسناد.

 

مطالب مرتبط:

 

خواص و معجزه سوره حمد در زندگی

 

معجزات حضرت زهرا (س)

 

چندی از ويژگيهاى بی بدیل حضرت معصومه (س)

سفر
نوترینو

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مجله خبری

آموزش درست کردن کسرول سبزیجات رژیمی آموزش درست کردن سیب زمینی تنوری در فر طرز تهیه تخم مرغ شکم پر مخصوص تزیین میز غذا روش های طبخ و پختن سنتی ماهی در ایران طرز تهیه ته چین گوشت مجلسی و خوشمزه آموزش درست کردن سالاد اندونزی مجلسی آموزش ساده درست کردن رولت گوشت ترفندهای رستورانی برای خوشمزه و نرم تر شدن جوجه کباب محتویات نوشابه که برای سلامتی مضر است آموزش دسرهای تک نفره برای افطار ماه رمضان آموزش غذای سوپ نخود و مرغ طرز تهیه لواشک خوشمزه هندوانه