سفر

نیم نگاهی به گذشته

الفبا
الفبا

جالب ترین استاتوس های خنده دار (92)

جالب ترین استاتوس های خنده دار (92)

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻮﺩﻡ؛

ﯾﻬﻮ ﯾﻪﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪ؛

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ؛ﮔﻔﺖ:

ﺍﻭﻩ؛ﺍﻭﻩ ﻓﺮﺩﯾﻦ ﺯﻧﺪﺳﺖ.

ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻌﺒﻮﻥ ﺑﯽ ﻣﺦ ﻣﺮﺩﻩ؛ﺧﯿﻠﯽﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺪﻣﺖ

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺷﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﻭﻥﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﺎﺍﺍ

ﻫﻤﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ . ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻼﺣﺮﻑ نزد…

◊◊◊◊◊◊◊◊ ◊◊◊◊◊◊◊◊

چند روزه بدجور سرما خوردم

دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو سر کار، عزیزم استراحت کن!

منم نرفتم.

هیچی دیگه از صب ساعت ۶ دارم کابینتا رو دستمال میکشم

بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم

الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

ـه بـار يـه بـازاريـاب جـارو بـرقـي اومـد در خـونـمـون رو زد،تــا در رو بـاز کـردم قـبـل از ايـنـکـه حـرفـي زده بـشـه،پـريـد تـو خـونـه و يـه کـيـسـه کـود گـاوي رو روي فـرش خـالـي کـرد و گـفـت :

اگـه مـن قـادر بـه جـمـع کـردن و تـمـيـز کـردن هـمـه ي ايـنـها ظـرف مـدت 1 دقـيـقـه بـا ايـن جـاروبـرقـي قـدرتـمـنـد نـبـاشـم حـاضـرم کـه تـمـام ايـنـهـا رو بخـورم !!!

گفـتـم : ســس سـفـيـد مـيـخـوای يـا قرمز؟؟؟

گفـت : چــــرا؟؟؟

گفـتـم : چـنـد روزيـه بـرق خـونـه مـون قطـعـه…

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

هر وقت مهمون میخواد بیاد خونمون …

مامانم اولین کاری که میکنه اینه که …

میاد تو اتاق ما پسرا اسپری خوشبو کننده میزنه …

یعنی رسمن ما رو به چشم راسو میبینه …

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

دختر: تو خجالت نمی کشی افتادی دنبال من؟ پسر: یعنی برگردم؟

دختر: نه، زود تر شماره بده می ترسم بری دنبال یکی دیگه

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

محض رضای خدا یکی واسه این مادرا شفاف سازی کنه …!.

.

.

.

.

اگه یه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که میتونی قبلی رو دستمال گردگیری کنی…

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

پسر 28 ساله،به دختر23ساله ….

بامن ازدواج میكنى؟

دختر برو گمشو عوضی دهنت بو شیر میده

پسر3ساله به دختر23ساله….

بامن ازدواش میكنى؟

دختر: آره قربونت برم الهى!!!

دختر خانوم برو از خدا بترس

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

به اندازه سلولاى بدنم دوست دارم(تك سلولى)!

شوخى كردم تو نفس منى (مرده)!

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

امروز رفته بودم پشت بوم كه آنتن تلويزيونون رو تنظيم كنم، با موبايلم شماره خونه رو گرفتم به مامانم ميگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم ميگه : مرسي همه خوبن شما خوبين؟ خانواده خوبن؟

ببخشيد بجا نياوردم.

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگی

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

جون من 1 بار ، فقط 1 بار به دختر 20 ساله اي بگيد حاج خانوم ، يعني قيافش ديدنيه

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

ديشب داشتم كتاب ميخوندم برق رفت … يه نيم ساعتی زير نور چراغ قوه گوشيم كتاب رو خوندم تا برق باز بياد … اين نيم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش ميزنم … ميگم ما زير نور چراغ قوه به بدبختی كتاب ميخونديم … اونوخ شما اينجوري !!!

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

شماهم وقتی میخواید ببینید یکی خوابه و داره نفس میکشه یا نه،

به جای اینکه صداش کنید

نگاه شکمش میکنید ببینید بالا و پایین میشه یا فقط من اینجوریم !؟

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

به سلامتى زمانايى كه تو آرايشگاه مردونه فقط مو كوتاه مى كردن

◊◊◊◊◊◊◊◊ ◊◊◊◊◊◊◊◊

سوییچ ماشین برای خانمها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده میشه اما برای آقایون:

خلال دندان

گوش پاک کن

وسیله در زدن

وسیله خاروندن سر ، گردن و … و تمام نقاط بدن

وسیله دفاعی

برای جدا کردن آدامس از ته کفش

برای بیرون آوردن سنگ ریزه و یا پیچ از تایر خودرو

جدا کردن سنگ از رو نون سنگک

قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه

نوشتن انواع یادگاری

جابه جا کردن زغال قلیون و …

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

عمرمون تموم شد و نفهمیدیم دختر تو پُر با دختر چاق چه فرقی داره ؟

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

امروز تو خیابون یه دختره رو دیدم اندازه ی یه پسر آرایش کرده بود !

والا خجالتم خوب چیزیه …

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

ﺩﯾﺪﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻦ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﻪ ﮐِﺶ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﯿﺎﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﯾﺪﻓﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﭘﺎﺗﻮﻥ ﺭﮔﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻗﯿﺎﻓﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺜﻞ ﻏﻮﺭﺑﺎﻗﻪ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﺗﯿﺮ ﺗﻮ ﭘﺎﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﻥ میکنه ؟؟؟

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …

انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …

◊◊◊◊◊◊◊◊ ◊◊◊◊◊◊◊◊

یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جمع میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

 

 

 

سفر
نوترینو

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مجله خبری

آموزش درست کردن شیرینی آلمانی آموزش درست کردن همبرگر مغزدار ساندویچ خوشمزه طرز تهیه چلو ماهیچه مشهدی درباره خواص معجزه آسای آووکادو بیشتر بدانید آموزش درست کردن پفک برزیلی آموزش غذایی خوشمزه (سالاد الویه) با شیر طلایی جوان شوید و جوان بمانید طرز تهیه غذاهای محلی مازندران ، شهرکرد ، بندرعباس و استان فارس بهترین روغن برای سرخ کردن ماهی کدام است؟ طرز تهیه املت دانشجویی به سبک اسپانیایی غذاهای مناسب برای پیشگیری و درمان بیماری ام اس آموزش درست کردن کدو با آویشن