ال جی
الفبا
تبلیغات
هموروئید
samatak

نیم نگاهی به گذشته

الماس نشان
الفبا

منحصر به فردترین جوک های خنده دار ایرانی (89)

منحصر به فردترین جوک های خنده دار ایرانی (89)

چند روزه بدجور سرما خوردم
دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو سر کار، عزیزم استراحت کن!
منم نرفتم.
هیچی دیگه از صب ساعت ۶ دارم کابینتا رو دستمال میکشم
بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم
الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم
 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

یه بـار یـه بـازاریـاب جـارو بـرقـی اومـد در خـونـمـون رو زد،تــا در رو بـاز کـردم قـبـل از ایـنـکـه حـرفـی زده بـشـه،پـریـد تـو خـونـه و یـه کـیـسـه کـود گـاوی رو روی فـرش خـالـی کـرد و گـفـت :
اگـه مـن قـادر بـه جـمـع کـردن و تـمـیـز کـردن هـمـه ی ایـنـها ظـرف مـدت 1 دقـیـقـه بـا ایـن جـاروبـرقـی قـدرتـمـنـد نـبـاشـم حـاضـرم کـه تـمـام ایـنـهـا رو بخـورم !!!
گفـتـم : ســس سـفـیـد مـیـخـوای یـا قرمز؟؟؟
گفـت : چــــرا؟؟؟
گفـتـم : چـنـد روزیـه بـرق خـونـه مـون قطـعـه…

 
◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

هر وقت مهمون میخواد بیاد خونمون …
مامانم اولین کاری که میکنه اینه که …
میاد تو اتاق ما پسرا اسپری خوشبو کننده میزنه …
یعنی رسمن ما رو به چشم راسو میبینه

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

پسر 28 ساله،به دختر23ساله ….
بامن ازدواج میكنى؟
دختر برو گمشو عوضی دهنت بو شیر میده
پسر3ساله به دختر23ساله….
بامن ازدواش میكنى؟
دختر: آره قربونت برم الهى!!!
دختر خانوم برو از خدا بترس

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

به اندازه سلولاى بدنم دوست دارم(تك سلولى)!
شوخى كردم تو نفس منى (مرده)!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

امروز رفته بودم پشت بوم كه آنتن تلویزیونون رو تنظیم كنم، با موبایلم شماره خونه رو گرفتم به مامانم میگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم میگه : مرسی همه خوبن شما خوبین؟ خانواده خوبن؟
ببخشید بجا نیاوردم.

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگی

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

جون من 1 بار ، فقط 1 بار به دختر 20 ساله ای بگید حاج خانوم ، یعنی قیافش دیدنیه

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

دیشب داشتم كتاب میخوندم برق رفت … یه نیم ساعتی زیر نور چراغ قوه گوشیم كتاب رو خوندم تا برق باز بیاد … این نیم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش میزنم … میگم ما زیر نور چراغ قوه به بدبختی كتاب میخوندیم … اونوخ شما اینجوری !!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

شماهم وقتی میخواید ببینید یکی خوابه و داره نفس میکشه یا نه،
به جای اینکه صداش کنید
نگاه شکمش میکنید ببینید بالا و پایین میشه یا فقط من اینجوریم !؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

به سلامتى زمانایى كه تو آرایشگاه مردونه فقط مو كوتاه مى كردن

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

سوییچ ماشین برای خانمها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده میشه اما برای آقایون:

خلال دندان
گوش پاک کن
وسیله در زدن
وسیله خاروندن سر ، گردن و … و تمام نقاط بدن
وسیله دفاعی
برای جدا کردن آدامس از ته کفش
برای بیرون آوردن سنگ ریزه و یا پیچ از تایر خودرو
جدا کردن سنگ از رو نون سنگک
قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه
نوشتن انواع یادگاری
جابه جا کردن زغال قلیون و …

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

عمرمون تموم شد و نفهمیدیم دختر تو پُر با دختر چاق چه فرقی داره ؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

امروز تو خیابون یه دختره رو دیدم اندازه ی یه پسر آرایش کرده بود !
والا خجالتم خوب چیزیه …

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

ﺩﯾﺪﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻦ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﻪ ﮐِﺶ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﯿﺎﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﯾﺪﻓﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﭘﺎﺗﻮﻥ ﺭﮔﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻗﯿﺎﻓﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺜﻞ ﻏﻮﺭﺑﺎﻗﻪ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﺗﯿﺮ ﺗﻮ ﭘﺎﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﻥ میکنه ؟؟؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 

شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …
انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 

 
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جمع میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊  ◊◊◊◊◊◊◊◊
 
 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﯾﻬﻮ ﯾﻪﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪ؛
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ؛ﮔﻔﺖ:
ﺍﻭﻩ؛ﺍﻭﻩ ﻓﺮﺩﯾﻦ ﺯﻧﺪﺳﺖ.
ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻌﺒﻮﻥ ﺑﯽ ﻣﺦ ﻣﺮﺩﻩ؛ﺧﯿﻠﯽﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺪﻣﺖ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺷﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﻭﻥﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﺎﺍﺍ
ﻫﻤﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ . ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻼﺣﺮﻑ نزد…

 

 

 

 

همیاب
همیاب
الماس نشان
همراه اول

جدیدترین مطالب

samatak

پربیننده ترین مطالب