سفر

نیم نگاهی به گذشته

الفبا
الفبا

متن کوتاه و پیامک غمناک مخصوص محرم

متن کوتاه و پیامک غمناک مخصوص محرم

آن که در عشق تو شد سخت گرفتار منم
وانکه گردیده به دور تو چو پرگار منم
آن که بر ضد ستم کار خروشید تویی
وانکه مردانه تو را گشت هوادار منم

 

وقتی برای گریه دلم تنگ می شود
لب با دم حسین هماهنگ می شود
تنها نه دل به یاد تو می سوزد ای حسین !
از روضه هایت آب ، دل سنگ می شود

 

ما سینه زنان رسم جنون باب نمودیم
جان و سر خود هدیه به ارباب نمودیم
از عمق درون ناله و فریاد نمودیم
با سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم

 

تا کرب و بلا هست ، زمین را عشق است
آه دل همواره غمین را عشق است
هر چند که هیچ است همه ارزش ما
مجنون حسینیم ، همین را عشق است

 

عباس لوای هفت افراشته است
وین راز به خون خویش بنگاشته است
او پرچم انقلاب عاشورا را
با دست بریده اش بپا داشته است

 

چون خون گلوی اصغرت را دیدی
با دست خودت روبه خدا پاشیدی
یعنی به خدای خالق خوبی ها
ارزنده ترین هدیه را بخشیدی

 

همه جا زمزمه ی یا حسین و کربلاست
زمزمه ی ضجه های زینب و بچه هاست
خوشا به حال اونایی که
دلهاشون تو بین الحرمین و کربلاست
“یا حسین مظلوم”

 

آنان که به گوش دل شنیدند تو را
رفتند و به پای دل رسیدند تو را
آن کور دلان که بر دلت تیر زدند
دیدند تو را ، ولی ندیدند تو را
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمری است نیازمند این درگاهم
یک لحظه گدای خویش دریاب ! حسین
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

چه کسی دیده لب آب بسوزد جگری ؟
روی دست پدری جان بسپارد پسری ؟
چه کسی دیده که لب تشنه ای از سوز عطش
آب در دست و ننوشد به هوای دگری ؟

 

ای آب فرات از کجا می آیی ؟
ناصاف ولی چه با صفا می آیی
خود را نرساندی به لب خشک حسین (ع)
دیگر به چه رو به کربلا می آیی ؟

 

باز محرم شد و دلها شکست
باز غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند
این چه غمی بود که دنیا شکست ؟

 

یاد آور لحظه های دردند عمو
شبهای اسیری ام ، چه سردند عمو
دیشب سر نی ، فقط سرت را دیدم
آغوش تو را چه کار کردند عمو ؟

 

گوش جانم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است
یارب صدایش آشناست این گریه های زینب است

 

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است
دانی که که چرا آب فرات هست گل آلود
شرمندگیش از لب عطشان حسین است
دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش
چون که خدا نیز عزادار حسین است

 

دلم از خرمن غم خوشه خواهد
برای یک سفر دل توشه خواهد
دل بیچاره ام در هر دو دنیا
طواف کعبه ی شش گوشه خواهد

 

فرمانده کل کائنات است حسین
معنای نماز و صلوات است حسین
ای آنکه برات کربلا می خواهی
در دست کرامتش برات است حسین

 

دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

 

هم عشق حسین ، معنی زندگی است
هم گریه بر او کمال سازندگی است
“ایام سوگواری حسینی تسلیت باد”

 

دو دیده اشک ، باران است ، محرم
ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم
جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران
ز ظلم نابکاران است ، محرم

 

خیالم در هوایت صحنه سازی می کند
لبانم با نوایت عشق بازی می کند
دگر خسته از این شهر و دیار رنگ و وارنگم
قدم هایم برای کربلایت یکه تازی می کند
یا سیدالشهدا (ع)

 

در عالم مستی به دنبال حسینم
من تشنه به دیدار علم دار حسینم
دوست دار حسینم و دوست دار ابوالفضل
گر لطف کنند نوکر خاندان حسینم
یا ابا عبدالله حسین (ع)

 

نگاهش کهکشان را تاب می داد
شب تاریک را مهتاب می داد
اگر یک دست در تن داشت عباس
تمام کربلا را آب می داد
“یا دست گیر بی دست مدد”

 

هر کسی در عشق ابراز ارادت می کند
تا نفس دارد حسین (ع) از او حمایت می کند
پادشاهی دو عالم را به نامش می کند
هر کسی با یوسف زهرا (س) رفاقت می کند
تا ابد دیوانه صحرای عشقش می شود
هر کسی شش گوشه او را زیارت می کند

 

نه مثل مختار بعد از واقعه !
نه مثل حر بن ریاحی میان واقعه !
و نه مثل توابین بعد از واقعه !
بلکه مثل عباس (ع) در تمام واقعه
مثل مسلم پیشتاز واقعه
در رکاب کسی باشیم که به انتظارش ایستاده ایم
مبادا در معرکه ی عشق،غریب بماند

 

برخورد حسین با حر
برخورد خداست با ما
گناه را که ندید می گیرد هیچ
تحویلمان هم می گیرد عجیب

 

افراشت به کوی عشق، پرچم، عباس
در عشق، فشرده پایِ محکم، عباس
بی آب، از او گلشنِ دین شد سیراب
بی دست، گرفت دستِ عالَم، عباس

 

آن روز که از گلوی تو خون می ریخت
خون از رگِ آفتاب، گلگون می ریخت
این خونِ خدا بود که از رگْ رگِ تو
با جوششِ سرخِ عشق، بیرون می ریخت

 

توفان شد و شاخه گل یاس شکست
در دیده مرد، اشک الماس شکست
بر سینه مشک، تیر جان سوزی خورد
یک علقمه، آیینه احساس شکست

 

جنگاورِ حق پرست، بر خاک افتاد
سرمستِ مِیِ «الست»، بر خاک افتاد
بر تشنه لبانِ خیمه ها ناله برید
عباس، بدون دست، بر خاک افتاد

 

گودال که تشنه بود، خونش نوشید
از رگْ رگِ سنگ، باز خونش جوشید
تا خاطره اش ز یادهامان نرود
از درد، شفق، لباسی از خون پوشید

 

شمعی است که سوز و ساز را ترک نکرد
راهِ خطرِ حجاز را ترک نکرد
این عشق، چه عشقی است که در جنگ، حسین
سَر داد، ولی نماز را ترک نکرد

سفر
نوترینو

جدیدترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مجله خبری

این بیماری ها را با گیلاس درمان کنید آموزش درست کردن کباب ران مرغ بدون استخوان آموزش درست کردن کدو با آویشن طرز درست کردن دسر کیک هویج لقمه‌ای با شیر طلایی جوان شوید و جوان بمانید طرز تهیه شام 3 دقیقه ای ویژه خانم های شاغل آموزش آش شوید باقلا آموزش درست کردن بستنی یخی رژیمی دسر های تابستانی خوشمزه و هایکلاس میتلف غذایی خوشمزه و لذیذ MEATLOAF ( همراه با آموزش) خواص مفید سیب زمینی شیرین آموزش تصویری درست کردن تخم مرغ اسکاچ