لاغری

لاغری

نیم نگاهی به گذشته

hpv

hpv

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

مجموعه : فرهنگی و هنری
متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن طولانی شب یلدا که بلندترین شب سال است را در این مقاله خواهید خواند و بسیار مفتخریم که با متن بلند شب یلدا در خدمت شما کاربر گرامی سایت سماتک هستیم. برای تبریک این شب به یادماندنی می توانید از متن زیبا و طولانی برای شب یلدا استفاده کنید.

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن طولانی شب یلدا

متن طولانی در مورد شب یلدا در اینجا آورده شده است. یلداى طولانى سال، بهترین مجال براى نیم نگاهى کوتاه به لحظه هاست؛ لحظه هایى که در سرعت عبور، خلاصه مى شوند و مى گذرند و این گذشتن، بهترین پیام براى زیبا زیستن ماست؛ زیرا شیرینى در کنار هم بودن لبخندهاى امروز، هزار بار بهتر از اشک حسرت ریختن بر مزار جدایى هاى فرداست.

♦ ♦ ♦

امروز سفر کردم به همان دور ها

همان خاطراتی که از پسمانده ذهنم گاهی در من جاری می شود

همانجا که به جای دغدغه این روزها برای کرونا

دغدغه مان چیدن بساط یلدا بود ، هندوانه و اناری که از شیرینی اش

یک دقیقه طولانی شدن شب می دوید ، این روزها حالم زیاد پریشان است

دیگر یک دقیقه طولانی شدن شیرینی یلدا هم کارساز نیست

من به اندازه تمامی این شبهای تلخ

که گذشت،شب یلدا می خواهم

شب یلدا مبارک

♦ ♦ ♦

یلدای این خانه تویی،

زمانی که مرا می بوسی در آغوشم می گیری

و از بعد زمان و مکان دورم می کنی دقیقه های زندگی در هوای دستانت می ماند ..

انار سرخ میان خنده هایم می روید و سرود زیستن از چهار گوشه ی خانه بلند می شود..

یلدای این خانه تویی، من شعر حافظ تو

میان سفره ی رنگین عشق، مرا بخوان بگذار زمستان از لب های تو شروع شود

و من چون برفی درشت بر شاخه ی درخت ، لابه لای کلام تو آرام بگیرم…

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن زیبا و طولانی برای شب یلدا

شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که طراوت هندوانه هاى تازه تابستان به سرماى دستان زمستان هدیه مى شود و داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود. در ازدحام بشقاب هاى کوچک بلور، شیرینى صمیمیت ها و یکدلى ها، تقسیم مى شود و کام هاى همه را شیرین مى کند.

یلدا بهانه اى است، بهانه اى، تا ما از فرمان کانال هاى پر پیچ و خم سیم هاى ارتباطات بگذریم و لحظه هاى قشنگ با هم بودن را به هیجان سریال هاى زندگى شیشه اى، بدل نکنیم.

یلدا، بهانه اى است تا پندها و تجربه هاى ارزشمند پدربزرگ ها و مادربزرگ هایى را که در پس وقت نداشتن ها و بى حوصلگى هاى کوچک ترها مدفون مانده اند، زنده کنیم.

یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان بوده اند و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند و فراموش مى شوند. مجالى است براى دیدن عزیزانى که تصویر و صدایشان در پس مشغله هاى زندگى رنگ باخته اند. مجالى است براى نشستن لبخند بر لبان کودکان، در آغوش پر مهر بزرگ ترها. یلدا مجالى است؛ مجالى براى من، مجالى براى تو، تا همگى، لحظه هاى شیرین با هم بودن را تجربه کنیم.

♦ ♦ ♦

امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد پاییز را فوت می کنیم. شب آغاز زمستان است، چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان گرد آتش گرم دوستی، نشسته اند و خاطرات دیروز را پلک می زنند. آن طرف هندوانه ای که ضربات چاقو خون سرخش را جاری کرده و این طرف مادر بزرگ که تسبیح فیروزه ای رنگش را بارها مرور می کند. همه گرد هم آمده اند تا از روزهای خوب خدا سخن بگویند و به بهانه یلدا این طولانی ترین شب سال، فارغ از پیچ و خم های زندگی همدیگر را به شنیدن خاطرات خوب خویش میهمان کنند.

♦ ♦ ♦

یلدا فرصتی است برای دیدارها، وقتی کشاکش روزگار تو را از دیدار آنان که به چشمان تو نیازمندند، بازمی دارد. آتش گرم و کرسی خانه مادربزرگ ما را به گرد خویش آورده و گرمایش را با ما تقسیم می کند تا در زمستان سر در راه، به یاد چون امشبی همیشه گرم گرم بمانیم، در میان تقویم ورق خورده پدر بزرگ، سیاووش را می بینیم که از آزمون آتش سربلند بیرون می آید و پدربزرگ چه باشکوه داستان او را می گوید.

♦ ♦ ♦

شب یلداست؛
شبی که در آن انار محبت دانه می شود
و سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه های لبریز از شوق ما؛
شبی که طراوت هندوانه های تازه تابستان به سرمای دستان زمستان هدیه می شود
و داغی نگاه های زیبای بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج می گیرد و بالا می رود.
در ازدحام بشقاب های کوچک بلور،
شیرینی صمیمیت ها و یکدلی ها، تقسیم می شود و کام های همه را شیرین می کند.

جشن باستانی یلدا فرخنده باد

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن طولانی در مورد شب یلدا

اگر می‌ماندی

یلدا بلندترین شب سال نبود ، حتی زیباترین دختر پاییز هم نبود،

یلدا به احترام سیاهی چشمانت در قامت رعنایت ، روسری گل گلی اش را جمع می‌کرد،

کیسه ی انارش را بین چشم انتظاران محله تقسیم می‌کرد،

سپس از کوی ما برای همیشه میرفت، ، اقلا یلدا خوب می‌داند که غمزه برای خالق غمزه گناه است،

اقلا یلدا حال پریشان مرا خوب می‌فهمد اما به گمانم خدا هم نخواست

که حال جهان پریشان شود…

♦ ♦ ♦

چند ثانیه باعث میشه یک شب

طولانی ترین شب سال لقب بگیره چند ثانیه ای که برای آدما حال و هواش فرق میکنه

تو همین چند ثانیه میتونی یه دلو شاد کنی، یه دلو بشکنی ، یه دلو امیدوار کنی .

تامیتونید دل همدیگرو شاد کنید

یلداتون مبارک

♦ ♦ ♦

مثل هر سال

آذر که قصد سفر میکند ، آخرین هدیه اش را میگذارد و میرود

شبی برابر با تمام شب های پاییز ، دل من گرم است

به سرخی اناری که روی گونه هایت جا خوش کرده است

به بوی خرمالوی دستانت ، به آن فال نابی که حضرت حافظ برایم رقم میزند

شب یلداست و تو زیباترین شب پاییز منی

♦ ♦ ♦

پاییز، آرام آرام آماده رفتن می شد. رنگِ انار، عطرِ باران، طعمِ خرمالو و آوازِ برگهایِ زرد و نارنجی را جمع کرد و توی بقچه اش گذاشت.

گفتم: اینها را به یادگار بگذار! گفت: خاطراتم، یادگاری هایی ابدی است، برایِ بدرقه اش، آب و آداب آوردم. کاسه آب را که پشتِ سرش خالی کردم.

گفتم: تو را به جانِ یلدا، بازگرد.. برگشت، نگاهم کرد و رفت… قطره‌ای گونه‌ام را نوازش کرد. واپسین بارانِ پاییزی بود، آخرین ارمغانِ این فصلِ عاشقانه.

یلداتون مبارک.

♦ ♦ ♦

متن طولانی یلدا مبارک

هوا سردتر می‌شود؟

بگذار باز هم بگویم ، دل گرمم به دست های تو و امشب یک دقیقه بیشتر از

تمام شب های امسال.

فردا پاییزی نخواهد بود و انار گلپر شده ی امشب، تنها شاهد خلوت ماست!

من و تو و بوسه هایی که فقط از خدا پنهان نخواهند ماند.

در آغوشم بگیر که با تو این یلدا مبارک تر است .

به قلم میسزد

♦ ♦ ♦

جرأت می خواهد هر روز مقابل روزگار بایستی ،

ابرهای ناامیدی اش را کنار بزنی و دنبال خورشید امید بگردی . جرأت می خواهد در مسیرهای نرفته به سمت مقصدهای نامعلوم گام برداری … باید برایت مهم نباشد این که شاید آخرش همان چیزی که می خواستی نیست و از پیش بینی ناپذیریِ مسیر ، لذت ببری. که همین هدف داشتن و ادامه، لذت بخش است …

باور کن آدم های موفق، بیشترین میزان خوشبختی شان برای زمان‌هایی‌ست که امیدوارانه برای رسیدن به مقصد، تلاش می کردند، زمان هایی که برای ادامه، هدف داشتند و برای عبور، دلیل … و بیشترین رضایت آدمی زمانی ست که به واسطه ی قدرت اراده و اختیار، در جریان است، زمانی که با جسارت تمام، ثابت می کند که با درخت و کوه و بوته های ریشه در خاک، فرق دارد …

یلداتان پر از حس خوب زندگی

♦ ♦ ♦

هر شب که در کنار او باشم برایم شب یلداست،
هر شبی که در کنار او باشیم طولانی ترین شب سال برایم رقم خواهد خورد..
او آنقدر با دلبری هایش مرا مشغول خود میکند که دوست دارم شب را تا صبحگاه بنشینم و فقط او را تماشا کنم،
عشقی که در وجود اوست ناب ترین عشقیست که در زندگی یافته ام
اکنون باید حق داد که بودن با او را به طولانی ترین شب سال بدل سازم…

♦ ♦ ♦

دل و دماغ نمانده، می‌دانم. روزگار گران شده و جان ارزان، می‌دانم.
ولی یلدا را حذف نکنید، دور نزنید، از روی آن یک دقیقه اضافه نپرید و برای رفتن به فردای یلدا عجله نکنید.
نیاکان ما، موسس‌های خوش ذوق یلدا، کاشفان همان یک بند انگشت درازتر بودن شب، گیر و گرفتاری زیاد داشته‌اند؛ سیل به خانه‌هاشان، آفت به مزرعه‌هاشان و گرگ به گله‌هاشان می‌زده.
اما خوب می‌دانستند که زندگی زودپز جوشانی‌ست که هر آن ممکن است بترکد.
برای این روزهای تلخ، کش‌دار و بی‌آینده یلدا سوپاپ خوبی‌ست؛ یک مشت تخمه بخرید، دو تا انار؛ با چند قاشق شکر سوهان عسلی درست کنید؛ یک پیاله گندم برشته کنید؛ دم‌نوش دم کنید؛ چراغ سه‌فتیله‌ای قدیمی را راه بیندازید؛ رویش پوست پرتقال بگذارید و یلدا را جشن بگیرید.
دورهمی نگیرید؛ اما خانواده کوچکتان را دور هم جمع کنید.
تلویزیون را خاموش کنید تا حرفهای لوس هرساله را باز قالب نکنند.
حافظ بخوانید؛ از دو سه روز جلوتر یک قصه شب یلدایی حفظ کنید، جمشید و خورشید، امیرارسلان، ماه‌پیشونی…
شاد باشید تا آب ریخته نشود به آسیاب اهریمنی که ما را کِز و سوخته و ساکت می‌خواهد، ما را عزادار و افسرده می‌پسندد، ما را شباشب و بی‌سحر دوست دارد.
منتظر نباشید سال بعد، سالهای بعد یک آخر آذر بی‌دغدغه بیاید، نمی‌آید… هر سال گیر خودش، گرفتاری خودش…
ذخایر خوشی را برای بازی فینال نگذارید.
همین شبی که در پیش داریم متاع ساده و کم‌ادعای ماست.
دریابید…

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن طولانی در مورد شب یلدا برای مدرسه

داشتیم پاییزِمان را میگذراندیم،

خاطره میساختیم، روی برگ ها خِش خِش کٌنان قَدم میزدیم، از پنجره شهرِ سرمازده را نگاه میکردیم و خاطراتِ سالهایِ گذشته را مرور میکردیم که گفتند یلدا آمده، گفتند بارو بندیلِتان را جمع کنید و شعرهایِ نانوشته و رمانتیک بازی های پاییزانه تان را بگذارید برایِ سالِ بعد…

حیفِمان آمد از این تمام شدن، غٌصه خوردیم و با خودمان گفتیم برای ما که کاری به کارِ کسی نداشتیم و گاهی برگِ خٌشکی از روی درخت میچیدیم و عکسی قاب میگرفتیم تویِ خاطراتِمان، نبایَد پاییز تمام میشد …

اما شٌد، همه چیز همین طور تمام میشوَد و آدم به تمام شدن عادَت میکند اما امیدوارانه منتظر تکرار دوباره ی چیزهایی که دوست دارد میمانَد …. امیدوارانه در انتظارزمستانیم

♦ ♦ ♦

در این یلدای مبارک از خداوند می خواهم

که هر روز عاشق باشید و عاشق بمانید و رویاهایتان هر لحظه با نوای عشق آمیخته باشد ،،،،، دوست بدارید تا دل پاکتان از ملالی افسرده نباشد و غبار غم در چشمانتان نباشد و با تمامی شور و نشاط اندیشه های زیبا را به تکاپو وا دارید و در ابدیت طلوع خورشید با گل های زمستانی بر شادی ها بوسه زنید و همیشه در پی شادی باشید ،،،،هر روز صبح آسمان بلند را ببوسید و همانند امواج دریا ،،آفتاب زمین را در آغوش بکشید،،، از شراب های کهنه و گوارا بنوشید تا دهانتان همانند سیب های رسیده خوشمزه ترین و خوش بوترین نماد جاودانگی باشد و قدم هایتان در دریایی آرام با رنگین کمانی با احساس همساز و همدم باشد

آغاز زمستان بر شما به نیکی و شب یلدایتان مبارک

عمرتان به زیبایی و بلندای یلدا

♦ ♦ ♦

تق تق

صدای چیست؟ این وقت شب چه کسی کوبه می زند؟

بگشای در ، یلداست آمده ، آورده با خودش

آجیل و هندوانه و ظرفی پر از انار

انجیر و توت خشک در دست دیگرش

مهر و صفا و عشق و محبت ، گل امید در گوشه ی اتاق

کرسی ست برقرار ، جمعند دور آن ، از کوچک و بزرگ

دیوان خواجه حافظ و مادربزرگ و فال….

پس شام چله کو؟؟!….

♦ ♦ ♦

بیا آرزو کنیم حالِ همه خوب باشد

خیابان ، پر باشد از عابرانِ سر خوشی که نه غصه ای برایِ خوردن دارند ،

نه مشکلی برایِ حل نشدن ، نه دلیلی برای گوشه گیری و تنها بودن !

عابرانی که سرخوش و آسوده از کنارِ هم عبور می کنند، مردانی که ناچار نیستند تا دیر وقت کار کنند ،

زنانی که در سکوتشان اشک نمی ریزند ، و کودکانی که از ته دلشان می خندند …

آرزو کنیم حالِ همه خوب باشد

به خوبیِ عطرِ یاسِ کوچه باغ های قدیمی ، به خوبیِ دو روز مانده به عیدِ زمانِ کودکی

و به خوبیِ همان روزی که آرامش و عشق ؛ به خیابان های این شهر ، برگردد …

یلداتان بی غم ، دلتان لبریز امید

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن طولانی تبریک شب یلدا

هر چیزی باید سر جای خودش اتفاق بیفتد، قبول داری؟ مثلاً تگرگ، باید اردیبهشت را به دلواپسی بکشاند، گیلاس، جایش، چلّه مرداد است… برگها باید وسط مهر، با رویی زرد و نارنجی، بریزند روی سنگفرش خیابان، شب یلدا، پرده را که میزنی کنار، باید برف را ببینی که بی صدا می آید… و اما عشق…

من می گویم تنها چیزی ست که نباید سر وقت بیاید! باید وقتی برسد که تو دست و پایت را گم کنی، ناگهان… سریع…بی معطلی… درست بخورد وسط زندگی آدم…

زمانی که فکر می کنی همه چیز سر جای خودش نشسته، بیاید و تمام بنیان بودنت را به هم بریزد… باید طوری عاشق بشوی که مجبور باشی تمام برنامه های زندگیت را از اول بچینی ، و حتی گاهی وقت ها قبول کنی که برنامه ریزی هیچ کمکی به تو نمی کند …. باید رها باشی …. جوری که انگار خودت هم دیگر، سر جای همیشگی ات نیستی، بزنی بیرون… تمام روزهایت، شعر بگویی، شاعر شوی… اصلا” چرا پیچیده اش کنیم… ساده بگویم…

“عشق “بی موقع که بیاید، اسمش می شود “معجزه”…. چیزی شبیهِ استجابت تمام دعاهای به آسمان رسیده و نرسیده ات… می شود حسّ نابِ تمامِ آنچه که دلِ دیوانه ات یک عمر انتظارش را می کشید و تو نمی دانستی چه می خواهد …. آن وقت، هر زمان که چشمان او حضور داشته باشد، تو غرق در آرامش می شوی و حس و حالت بهاری می شود…. خودبه‌خود، عطر بهار نارنج می پیچد … گرفتی چه گفتم؟ وقتی همه چیز سر جایش باشد… یک جای کار دارد لنگ می زند جانم!

♦ ♦ ♦

تو هم رفتنی شدی..!؟

چقدر بی قرار چقدر بی صدا و چقدر پر نفوذ…

عاشق کردی و حالا در بلندترین شب سال… خود را تحویل زمستان می دهی..!!

کاش ما هم از تو بیاموزیم رسم عاشقی را..

بی ادعا..بی توقع..بدون کم کاست می مانی… عاشق می کنی.. وبی صدا می روی.. اما نه برای همیشه…

انگار خون عشق را در کالبد وجود آدمی در بودنت تازه می کنی…

ما می مانیم و یک دنیا عشق و خاطره.. ما می مانیم و یک دنیا انتظار برای دیدن برگ درختان زرد و نارنجی ..

آری پاییز ،تو عاشقی کردن را به ما آموختی .. در زمانیکه عشق می خواست از زندگی ما رخت بر بندد..

در آخرین لحظه های بودنت.. قدردان حضورت مهربانت هستیم..

تو ‌با باران..تو با جشن برگ ریزان رنگ ها..

عشق.. محبت.. مهربانی..گذشت را به ما آموختی..

چشم به راهت می مانیم .. تا فصل جدیدی را در عشق تجربه کنیم…

آری باید سلام کرد این بار به زمستان.. به فصل سپید به روی سپید طبیعت..

♦ ♦ ♦

همه چیز به طرز غریبی تغییر کرده و چه باک؟

که باز هم تغییر خواهد کرد. دنیا هرگز بر مدار ثبات نبوده و نیست، مثل کودکی که تازه راه رفتن یاد گرفته، دایٔم در حال تلاش برای ایستادن و دایٔما در حال زمین خوردن است. و ما ساکنان ناگزیری هستیم که به جز تماشا و تحمل کار دیگری ازمان ساخته نیست.

امید که یلدای بعد، کنار هم لبخند بزنیم و بدون هراس، در کنار عزیزانمان شاد باشیم… امید که یلدای بعد از همان سوی همیشگی بام افتاده باشیم، کنار هم باشیم و دغدغه‌ی دوری و تورم و بیمارشدن نداشته باشیم…

♦ ♦ ♦

آسمان بغض کرده ،

تقویم معطل مانده ، پاییز چمدان بسته ، کنار در ایستاده ،

فال حافظ گشوده شده روی رحل برای دانستن سرنوشت آتی انسان ها ،

انارِ دون شده در ظرف ، هندوانه لبخند زنان مات مانده ،

میوه های چیده شده در ظرف های سرخ و سیاه ،

همگی دست به هم داده اند برای تماشای وداع، وداعِ طولانی پاییز و زمستان

یلداتون مبارک

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن بلند شب یلدا

صدای قدم های یلدا به گوش میرسد و هر کدام از ما به نحوی برای این شب کهن ایرانی آماده میشویم. یکی با سر زدن به بزرگتر ها ، دیگری با گذارندن شب یلدا در کنار عشق یا همسر و فرزندانش، یکی با کمک کردن به افراد بی بضاعت و دیگری شاید همه این شب را به تنهایی یا با دلتنگی صبح کند. اما همه ما دوست داریم طولانی ترین شب سال را به کسانی که دوست شان داریم شادباش بگوییم و به همین دلیل در این نوشتار سماتک زیباترین متن بلند برای تبریک شب یلدا را تهیه و گردآوری کرده است.

♦ ♦ ♦

بالاخره به آخر پاییز رسیدیم…

میدونیم این پاییز غمگین تر از پاییزای قبلی بود !

خیلیا مریض شدن.. خیلیا مریض دارند و اینکه امشب خیلی از عزیزان کنارمون نیستند…

اما یادمون باشه که… زندگی کوتاهتر از اینکه همش غصه بخوریم…

یادمون باشه دنیا هنوزم قشنگیاشو داره… یادمون باشه ما از غصه ها خیلی قویتریم…

و در آخر ازتون می خواهیم همیشه لبخند بزنید

پس لطفا همین الان که دارید این متن رومیخونید بخند و خدا رو شاکر باش که تنت سالمه!

اون بالا بالاها یه خدایی هست مشتی تر از حد تصور… به خودش تکیه کن!

یلداتون مبارک ، لبتون خندون و دلتون شاد

♦ ♦ ♦

در انتهای کوچه آذر

دختریست به نام یلدا..

با موهای بلند و مشکی، پوستی سفید و گونه هایی سرخ مثل انار،

دختری که منتظر است کسی بیاید و با عشق، دقایق منجمدش را گرم کند.

آواز با هم بودن را در گوش هایش زمزمه کند و با دیدار های کوتاه،

دوست داشتن های ته نشین شده اش را تکان دهد.

کسی که برای حال آشفته اش، حافظ بخواند و برای نگاه های زمستانی اش ساز گرما بزند.

زمستانِ سرد، مقصد یلدایی بود که با هزاران آرزو

برای دیدار با تنها یارِ پنهانی اش”بهار” جاده طولانی پاییز را پیموده بود…..

♦ ♦ ♦

دلتنگ که میشوی فال میگیری

چشمانت را میبندی ومیگویی… ، میشود بگویی او دلش تنگ هست یا نه..! ؟

وحافظ هم که انگار دلش به حال بیقرارت سوخته است میگوید :

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم نخور.. و همان جاست که میباری و در دل میگویی

یوسف من اصلا گم نشده حافظ جان… یوسف من جایی حوالی این نزدیکیها

مرا گم کرده… دلتنگ که میشوی میفهمی!

همه این روزها که با خودت گفتی، یادم تو را فراموش… بیشتر معنایش برایت این بوده

حتی یادم خودم را فراموش… یادم احساسم را فراموش… یادم دلم را فراموش…..

بی آنکه بدانی اینها فراموش نمیشوند!

ساکت میشوند… آرام میگیرند… آتش میزنند…

یلداتون پیشاپیش مبارک و حال دلتون خوش عزیزای دلم

♦ ♦ ♦

قشنگترین اتفاق یلدا، دور هم بودن و خندیدن است. نه به هندوانه و انار بستگی دارد، نه به چراغ و روشنایی. به گرم بودن دل‌ها در کنار هم، به برق چشم‌ها از شادی و گرفتن گونه از خنده است.

تمام زیبایی این شب در ذوقی است که از دوست داشتن همدیگر به وجود می‌ آید. نه به عکس‌ ها وابسته است و نه به اینستاگرام.

به فال حافظی است که برای هم می‌گیریم و با عشق می‌خوانیم. به دعای خیری است که بزرگترها می‌گویند. به وقتی است که برای هم می‌گذاریم و صدایی که می‌شنویم.

به خاطر آوردن کسانی که دیگر کنارمان نیستند و قدر بودن‌ها را می‌دانیم. به نغمه آوایی‌ست که از شیدایی دل بر‌می‌آید.

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن بلند در مورد شب یلدا برای مدرسه

داستان عجیبی شده. یلدای سال قبل صحبت از این بود  که از اینترنت و مجازی و گوشی‌ها فاصله بگیرید و کنار هم باشید،  که هیچ چیز بهتر از باهم بودن نیست. امسال اما؛ فاصله گرفتن ملاک شعور شده و مجازی و اینترنت، ایمن‌ترین پل برای ارتباط.

یلدای سال قبل گوشی‌هامان را توی سبد می‌گذاشتیم تا بیشتر کنار هم باشیم و یلدای امسال، ماسک‌هامان را توی سبد خواهیم گذاشت، گوشی‌هامان را به دست خواهیم گرفت تا از فاصله‌های دور، کنار هم باشیم…

چه دنیای نا متعادلی‌ست که گاه از این سو و گاه از سوی دیگر بام می‌افتد و ما را به این طرف و آن طرف می‌کشاند و هیچ‌کس حریفش نیست. چه عزیزانی که سال قبل بودند و امسال نداریمشان و چه دلخوشی‌هایی که سال قبل داشتیم و قدرشان را نداشتیم.

♦ ♦ ♦

یلدا بهانه ای است،

بهانه ای، تا ما ازکانال های پر پیچ و خم و سیم های ارتباطات بگذریم و لحظه های قشنگ با هم بودن را به هیجان سریال های زندگی شیشه ای هدرندهیم،چندسالی هست که درشب یلدا شعارهمه ما این هست که گوشی وتلوزیون وهمه وسایلی که به دنیا مجازی وصل میشودکناربگذاریم .

چون قرارتواین شب یلدایک دقیقه بیشترمادروپدرمون روببینم ،چون قراریک دقیقه بیشترخواهروبرادرمون روببینیم چون قراراست یک دقیقه بیشتربه صورت تک تک عزیزانمون نگاه کنیم و به اندازه همان یک دقیقه به انهابفهمانیم که چقدربودن کنارشان بهمون ارامش میدهد

اما….. بعدازچندسال که این شعاررودرشب یلداهی گفتن هی گفتن که ازدنیامجازی بیا بیرون ویک دقیقه بیشتربه ادم های دنیاواقعی ت نگاه کن،

ولی…متاسفانه امسال هرروز ،هردقیقه هرثانیه ش بهمون گفتم،یک دقیقه بیشتر به دنیا مجازی نگاه کن چون تنهاراهی است براسلامتی ان ها وتنهاراهی است که میتوانی تصویرادم های واقعی ات ازهمان قاب شیشه ای نگاه کنی وازپشت همان قاب به انهابگوی که چقدردوستشان داری .

یه چیزبگم؟ ته ته دل هاماوقتی مینشنیم وفکرمیکنیم که چرااینطوری شد، بیشترازدست خودتون اعصبانی میشیم،،که چراازان یک دقیقه های شب یلدا گذشته درست استفاده نکردیم،چرابه عزیزانمون نگفتیم که چقدردوست شان داریم و چقدربودنشان کنارمون ارامش میده،

وچقدرزندگی زیبا میشود اگرهمه ماکنارعزیزترین افرادزندگی مون باشیم .

یلدا تون پر مهر

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

متن طولانی شب یلدا | متن بلند شب یلدا

 

یکی از مراسم های ایرانیان که همیشه جذاب و دلنشین و البته با دلیل و حکمت است شب یلدا می باشد؛ ایرانیان باستان در شب یلدا که طولانی ترین شب سال است دورهم جمع می شدند، سفره ای رنگین پهن کرده و تا صبح به شب زنده داری و دورهم بودن مشغول می شوند. متن طولانی شب یلدا برای عرض تبریک طولانی ترین شب سال است. مردم خونگرم ایران در این شب بلند، دستی به حافظ زده و فال حافظ شب یلدا می گیرند. حافظ خوانی در بلندترین شب سال و در کنار سایر اعضای خانواده از گذشته تا امروز انجام می شود و افراد حاضر در جمع تفالی به خواجه حافظ شیرازی یا لسان الغیب می زنند و شب را به نیمه می رسانند.

برچسب‌ها:

جدیدترین مطالب