نیم نگاهی به گذشته

شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل

گلچینی از شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل را برای شما عزیزان در سایت سماتک گردآوری نموده ایم این اشعار بسیاز زیبا و ناب می باشند و همگی بر گرفته از شاعران معروف و معاصر ایرانی هستند این شاعران برای حضرت ابوالفضل عباس و دیگر امامن شعرهای زیبایی سروده اند میلاد حضرت ابوالفضل (ع) را به شما دوستان عزیز تبریک و شاد باش می گوییم امیدواریم از این اشعار زیبا خوشتان بیایید در ادامه جزئیات بیشتر شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل (ع) را در سایت سماتک خواهید خواند با ما همراه باشید .

 

شعر درباره ولادت حضرت ابوالفضل

می آید از بهشت خبرها یكی یكی

امشب گشوده شد همه درها یكی یكی

وقتی علی دوباره قدم می زند به خاك

مبهوت می شوند نظرها یكی یكی

بالا بلندی آمده و پیش قامتش

خم می شوند كوه و كمرها یكی یكی

تنها خلیل نیست كه یعقوب هم رسید

قربانیش كنند پسرها یكی یكی

یك قوم از جمالش و یك قوم از جلال

دل نَه كه می درند جگرها یكی یكی

خورشیدی از قبیله ی هاشم دمیده تا

حیران كُنَد نگاه قمرها یكی یكی

نامش حماسه را به غزل بند می زند

اُمّ البنین به فاطمه لبخند می زند

ای جامع جمیع نشانیِّ مرتضی

عباس نَه تمام جوانیِّ مرتضی

گیسوی توست رشته ی جان امیر عشق

ابروی توست طاق كمانیِّ مرتضی

وقت ركوع میرسد از دستهای تو

بر دست ما عقیق یمانیِّ مرتضی

با تو گدا میان مدینه نیافتم

ای سفره دار سفره ی خوانیِّ مرتضی

وقت نبرد بازوی تو ارث برده است

حال و هوای ضربه ی آنیِّ مرتضی

زینب به روی خاك محال است پا نهد

جز با ركاب حضرت ثانیِّ كربلا

توحید، رستگاریِ از تو شنفتن است

آموزش نبرد فقط از تو گفتن است

باید برای فرش تو شهپر بیاورند

باید برای عرض ادب سر بیاورند

باید برای وصف تو از بین واژه ها

هنگام رزم واژه ی حیدر بیاورند

خاك زمین تحمل جولان تو نداشت

باید هزار عرصه ی محشر بیاورند

باید فقط به خاطر تفریح تیغ تو

هر قدر می شود صف لشگر بیاورند

قدری رجز بخوان كه همان اول نبرد

جنگاوران به پای تو خنجر بیاورند

باید میان خیل سیاهی لشگرت

صدها سپاه مالك اشتر بیاورند

شب را اشاره ی تو به زنجیر می كشد

حتی خدا برای تو تكبیر می كشد

ما را دلی ست بس كه خراباتی شماست

از آب و خاك صحن سماواتیِ شماست

این اشك چشم را به امیری نمی دهم

این قطره قطره ها همه سوغاتی شماست

مردم مرا به چشم غلامیت دیده اند

این ها هم از عنایت ساداتی شماست

شاید شبی به كوچه ی ما هم گذر كنی

با سر رسیده ایم كه خیراتی شماست

دست مرا به پای غمت بسته علقمه

دستم بگیر حضرت بی دستِ علقمه

شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

شعر ولادت حضرت ابوالفضل

آب آینه اسپند و گل یاس مهیاس

امشب توی ایوون علمدار خبرهاس

دارا و ندار آدم آزاد و گرفتار

بردن دلارو تو حرم حضرت عباس(ع)

مهر عالمین ، حیدر حسین

هدیه کن به ما ، بین الحرمین

دل دنبال یاریه ، از سینه فراریه ، کارش بیقراریه ، تنهاس

چند وقته اسیر شده ، سرد و گوشه گیر شده ، از عشق تو پیر شده ، عباس(ع)

یابن الحیدر

هیئت داره میگیره دم حضرت عباس(ع)

راهی شده سمت حرم حضرت عباس(ع)

آزین شده بین الحرمین از گلای یاس

جا داره رو چشما قدم حضرت عباس(ع)

ای ماه منیر ، دست ما بگیر ، مائیم فقیر ، هستی تو امیر

حیدر بوده مست تو ، زد بوسه به دست تو ، باشه ناز شصت تو ، آقا

ای در کربلا سپر ، حق داره به تو نظر ، دادی دست و داده پر ، مولا

یابن الحیدر

خوشحالی مردم توی شهر این روزا پیداس

یاد تو و عرض ادبت رو لب و دلهاس

هر جا میری می بینی آقا جشن تو برپاس

عطر گل لاله عباسی زینت دلهاس

آرزوی من کف العباسه ،

پام که برسه ، واسه من بسه

آقاجون خوش آمدی ، به نوکر سری زدی ، رسم عشقو بلدی ، مولا جونم مددی ، مولا

خوش قدّی و قامتی ، محشری ، قیامتی ، باشم سر سلامتی ، آقا

شعرهای زیبا در وصف ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

متن مولودی ولادت حضرت عباس

چارم شعبان شده و/آمده خورشید شرف

نور دل امّ بنین/گل پسر شاه نجف

قبله ی حاجات همه/شور مناجات همه

مشعر و رُکن و حَجَر و/کعبه و میقات همه

یا ابوفاضل مددی یا ابوفاضل مددی…

آمده دلدار حسین/آن گل بی خار حسین

والهِ رُخسار حسین/یار و علمدار حسین

آنکه بُوَد رتبه ی او/سَروَر خیل سُعَدا

بوده همیشه ز ادب/نوکرشاه شُهَدا

یا ابوفاضل مددی یا ابوفاضل مددی…

گشته بهشتی دلم از/رایحه ی گلشن تو

سائل درگاه تو ام/دست من و دامن تو

رهرو ِ وادی ِ ولا/همدم رنجی و بلا

قسمت ما کن نجف و/علقم و کرببلا

یا ابوفاضل مددی یا ابوفاضل مددی…

میلاد حضرت ابوالفضل العباس مبارک

♦ ♦ ♦

اشعار ولادت حضرت عباس

نام او بر قلب ها دارو شده
ذکر او در خیمه ها یاهو شده

عشق را بر عالمی تفهیم کرد
آب را بر نیزه ها تقسیم کرد

روز میلادش، علی عباس گفت
مادرش ام البنین هم یاس گفت
چشمهایش غیرتش را داد زد
دستهایش العش فریاد زد

غصه هایش را علی دید و شکست
فاطمه بر جسم خونینش نشست

زخمهایش را مگر زینب شمرد
کانچنین واحسرتا سر داد و مرد

آسمان بی دستهایش خم شده
دشتها بی سایه اش در غم شده

آسمان از بخل خود رویش سیاه
دجله تا محشر به احساس گناه

دشت تا محشر خجل از شرم خویش
می زند بر قلب خود مادام نیش

تکیه گاه اهل بیت حیدر است
بر دل عالم نگین و گوهر است

فاطمه در کربلا شد مادرش
زخمهایش را گرفته در برش

قلبها با نام او جادو شده
ذکر نامش عاقبت دارو شده

ذکر نامش اشک را جاری کند
دیده را تا کربلا راهی کند

یا ابوالفضل قفل و زنجیرم گشود
نام او غصه را از دل ربود

غیرت او را یقینم سجده کرد
هیبتش را، هم وجودم تکیه کرد

چشمهایش بند قلبم باز کرد
بی گمان این بنده را آزاد کرد

♦ ♦ ♦

شعر کوتاه برای میلاد حضرت ابوالفضل

ای بام صبح، خورشید، ای شب، سحر مبارك

در دامن ستاره، قرص قمر مبارك

بر گلبن ولایت یاس دگر مبارك

طوبی ثمر مبارك، دریا گهر مبارك

میلاد ماه آمد، خورشید راه آمد

یوسف ز چاه آمد، میر سپاه آمد

شمشیر آل هاشم، شیر حسین و حیدر
دریای معرفت را در كف گهر ببینید

بعد از طلوع خورشید قرص قمر ببینید

شیر خدا علی را، شیر دگر ببینید

در ماه روی عباس، روی پدر ببینید

روح فتوت است این، جان محبت است این

دریای غیرت است این، سقای عترت است این

دادند بوالحسن را امشب حسین دیگر

گلبوسة ولایت، بر چشم و فرق و دستش

ناخورده شیر، دادند، پیمانة الستش

شد در نگاه اول، وقف حسین هستش

از اشك شوق لبریز، شد جام چشم مستش

از عشق رنگ و بو داشت، در مهد های‌وهو داشت

با یار گفتگو داشت انگار آرزو داشت

ناخورده شیر، گردد، قربانی برادر

امّ ‌البنین گرفته، در دست ماهپاره

ای آسمان بیفشان، در مقدمش ستاره

آغوش یار بر او، گردیده گاهواره

گوید هزار نكته، چشمش به یك اشاره

من جان نثار یارم، سر روی دست دارم

این قلب بی‌قرارم، این چشم اشكبارم

از گاهواره روحم، در كربلا زند پر

در هر نی وجودم، آوای نی نوایی است

شورم همه حسینی، عشقم همه خدایی است

جانم، تنم، وجودم، دستم، سرم، فدایی است

عالم همه بدانند، عباس كربلایی است

ایثار دین و دینم، زخم است زیب و زینم

مرگ است نور عینم، من عاشق حسینم

كو مرگ تا بگیرم، او را چو روح در بر

دریای سرخ غیرت، روح وفاست عباس

خون حسین یعنی، خون خداست عباس

عشاق جان به كف را، فرمان رواست عباس

باب الحوائج خلق، مشكل گشاست عباس

مهر و وفاش عادت، دلداده‌اش عبادت

از لحظة ولادت، تا لحظۀ شهادت

عشق حسین در دل، شور حسین در سر

ناخورده شیر مادر، زد ساغر بلا را

در مهد ناز می‌دید، صحرای كربلا را

خوشتر ز شیر نوشید، صهبای سرخ لا را

از لحظۀ ولادت، بشنید این صلا را

تو كشتۀ ولایی، تو عاشق بلایی

عطشان بحر لایی، سقای كربلایی

زیبد كه بوسدت دست، شیر خدا مكرر

تا حشر می‌درخشد، در موج بحر، نامت

در عین خشك كامی، دریاست تشنه كامت

حسرت برند عشاق، در حشر بر مقامت

از اولیا درودت، از انبیا سلامت

خون برادر تو، جوشد به پیكر تو

از پای تا سر تو، زهراست مادر تو

بهر شفاعت آرد، دست تو را به محشر

ای تشنۀ لب تو، آب حیات، عباس

باب المراد عباس، باب النجات، عباس

گردیده دور قبرت، آب فرات، عباس

خون خدات فرمود، جانم فدات، عباس

خوی حسین خویت، روی حسین رویت

چشم حسین سویت، میثم گدای كویت

لطفت نمی‌گذارد، او را برانی از در

میلاد ابوالفضل العباس مبارک

جدیدترین مطالب