لاغری

لاغری

نیم نگاهی به گذشته

hpv

hpv

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز مدرسه ای جدید را در این بخش مطالعه خواهید کرد و در این روزهای بازگشایی مدارس اگر به دنبال این هستید که کمی بخندید می توانید جالب ترین شعر خنده دار درباره مدرسه را در این پست بخوانید.

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز مدرسه

در آخرین روزهای ماه شهریور همه دانش آموزان می دانند که به زودی باید به مدرسه بروند و ماه مهربانی از راه می رسد. اگر می خواهید کمی با درس و مدرسه شوخی کنید در اینجا شعر طنز مدرسه را بخوانید و اوقات خوشی را با خنده سپری کنید. همه دانش آموزان پس از تعطیلات تابستانی مشتاق شروع مدرسه ها هستند و خواندن شعر خنده دار در مورد مدرسه فقط جنبه طنز دارد.

خارج از مدرسه (کافه)
تقلب (چشمهایم برای تو)
روز امتحان (روز واقعه)
زنگ زیست (معنی عشق)
کیف مدرسه (محموله)
اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
زنگ تفریح (حمله به توالت)
مدیر مدرسه (پدر سالار)
پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
میز آخر (بهشت پنهان)
پای تخته (قتلگاه)
ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
نمره ۲۰ (آرزوی محال)
گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
امتحان شهریور (شانس زندگی)
فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
شب امتحان (وصیت نامه)
قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
تقلب کردن (بی تو هرگز)
زنگ کلاس (دیدار ارواح)
مدرسه (چوبه دار)
زنگ ورزش (امید دانش آموز)

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز کوتاه مدرسه

در صورتی که می خواهید یک متن شعر کوتاه طنز در مورد مدرسه داشته باشید با این بخش همراه ما باشید:

آمد پاییز دوستان عزاداری کنید

سر و روی بخراشید و خود آزاری کنید

بهر سنگ قبر من، بعد مرگ

دفتر مکتب را گودبرداری کنید

عربی را گویید بده سیگاری

انشاا… مارا هم سیگاری کنید

با فارسی هم خیلی اوتماتیک

در ریش تراشی همکاری کنید

موی پرورشی را هم بزنید

سرش را چون لامپ ساری کنید

سبیل ریاضی که زیباست

وی را در سیلی زنی یاری کنید

چهره ی استاد ساسان را

روی طلا مینا کاری کنید

صدای تایخ تو دماغی باشد

بر بینی اش زیبایی جاری کنید

رقص نور کله ی حرفه را

از هرگونه لکه ای عاری کنید

انشا را عصبی نکنید

ز بیهوشی پس خودداری کنید

از پنجره بگیرید توپ را

همانا ورزش را شکر گزّاری کنید

کل کلاس ها را خمیازه کشید

نگاه به ساعت دیواری کنید

بازهم درس آغازید، تحمل

بایدش از روی ناچاری کنید

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز در مورد مدرسه

با منتخبی از جدیدترین شعر طنز مدرسه ای همراه شما سروران گرامی و دانش آموزان عزیز هستیم و با افتخار اشعار زیر را تقدیم تان می کنیم:

دیشب که من رفته بودم مهمونی/معاون مدرسمونو دیدم

از ترس اینکه گیر و غر شروع شه/نگاهمو از تو چشاش دز دیدم

یواشکی از گوشه ی چشم اون/تا گوشه راست اتاق خزیدم

خیال میکردم که منو ندیده/هول شدمو میزو جلوم ندیدم

پا زدمو خوراکی ها رو ریختم/با خجالت لبامو زود گزیدم

یهو همه نگاها،برگشت سمت بنده/کاشکی میشد آب بشم یا بشم پرنده

ناظممونو دیدم برگ توتون میکشه/میون اون هیاهو خط ونشون میکشه

نمره انظباطو 3 نمره کم میکنم/بزار بیای مدرسه پاتو قلم میکنم

ناظممون رقیه60-70 سالی داره/جورابای گندشو هر جا میره میاره

اومد تا با جوراباش زهر چشی بگیره/اما نفهمید که پاش پشت یه چیزی گیره

یه میز دیگه افتاد مهمونا هو کشیدند/برای حل مشکل مارو جلو کشیدن

صابخونه ما دو تا رو از خونه بیرون انداخت/من موندمو رقیه با 4تا چشم حیرون

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر درباره مدرسه طنز

اگر دانش آموز هستید و دوست دارید هرزگاهی یک شعر خنده دار و شاد بخوانید می توانید متن شعر طنز درباره مدرسه را در این بخش بخوانید:

نمره ی بیست دلم خواهد و پیداست، که نیست!!!
دانش آموز اگر در پی معناست؛ که نیست

در سر درس اگر سر به هوا نیست، که هست
ادب و تربیتش خوب هویداست، که نیست!

چند تا نوچه ی مانند خودش هم دارد
فکر کردی که در این معرکه تنهاست؟! که نیست

در پی هر چه بجز درس و کتاب و دفتر
یا حساب و هنر و دینی و انشاست؟! که نیست

موقع درس که با گوشی خود مشغول است
درک مطلب هم از این مسئله بالاست؟! که نیست

سرگروهند؛ ولی توی تلگرام و گروه
در گروهی که پر از حل معماست؛ که نیست

داخل کیفش اگر سایه و رُژ نیست، که هست
توی آن خط کش و نقاله و اینهاست…؟! که نیست

آینه، فرمژه، موچین و کلیپس و ریمل
ته کیفش شده پنهان و نه پیداست؛ که نیست

” انضباطی که بود ورد زبان همگان ”
” همه جا هست در این جنگل مولاست؛ که نیست “

گرچه ممتاز و تکاور (تک آور) شده اند اما، من
نمره ی بیست دلم خواهد و پیداست که نیست!!!

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز مدرسه مجازی

ضمن عرض پیام تسلیت بازگشایی مدارس اول مهر در این قسمت قصد داریم یک شعر طنز مدرسه مجازی برایتان بخوانیم:

در دبستان های غیردولتی
می زدم هی چرخ چندین ساعتی

تا کنم فرزند خود را ثبت نام
تا نباشد مثل بابایش عوام!

بعد کلی جستجوی بی امان
یافتم یک مدرسه نزدیکمان

وارد دفتر شدم گفتم: « سلام
آمدم این جا برای ثبت نام »

گفت آقای مدیر از پشت میز:
« پر کنید این فرم را، لطفا تمیز!»

با غرور و با تفاخر مثل شیر
فرم را پر کردم و دادم مدیر

ناگهان دیدم مدیر محترم
می نویسد مطلبی را با قلم

گفت: « از صرف زمان پرهیز کن
ابتدا این فیش را واریز کن!»

تا که دیدم فیش را حیران شدم
مثل یک مرغابی بریان شدم!

مثل آن فنچی که باشد در قفس
رو به ایشان کردم و گفتم سپس:

مبلغ فیش شما جانکاه بود
قیمتش هم نرخ دانشگاه بود!

بچه ام را با چنین پول خفن
میبرم دانشگهی در «منهتن»

آمدم از مدرسه بی جنب و جوش
شیر بودم اول و گشتم چو موش!

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر خنده دار مدرسه

شعر طنز مدرسه ای برای دانش آموزان عزیز و محترم که با شروع سال تحصیلی دوباره می خواهند علم و دانش خود را نیز بالا ببرند و چه خوب است در اوقات فراغت مان کمی با خواندن شعر خنده دار درباره مدرسه روحیه مان را شاد کنیم تا بتوانیم بهتر درس بخوانیم.

آورده اند در ازمنه ی قدیم

دانش آموزی رفت پیش حکیم

پیشش که رسید غش نمود

از دهانش خون ریخت مثل رود

از کله اش دود شد بلند

همانند اگزوز یک سمند

چشمانش شد کاسه ی خون

از چشمانش صاعقه زد بیرون

حکیم چون بدید حال او

 رفت و پرسید احوال او

گفت به او:« تورا باشد چه؟

بگو دردت را به من ای بچه

بگو به من تا که علاجت دهم

نمینزنم به تو فروتن دم به دم»

چون که دهان کرد آن پسر باز

گشود پرده از مخوف ترین راز

حرف خیلی دل ها آن پسر گفت

با سخن گفتنش جداً در سفت

گفت او را:« دارم بسی انتقاد

مغز من کرده ست بسی انبساط

چه غلطی کردیم  دانش آموز شدیم

دانش آموز یعنی تفِ رو به خودیم

هفت ساله بودیم که چون شنگول

خوردیم با حروف زیبا گول

وقتی که در را ما کردیم باز

از آن روز بدبختی شد آغاز

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر خنده دار درباره مدرسه

ما در این بخش از مقاله با جالب ترین شعر خنده دار در مورد مدرسه ها همراه تان خواهیم بود:

اوایل داشتیم روز های خوبی

نه سیلی بود نه لگد نه چوبی

هفته ی دوم مدیر شد یک خرده بد

زنگ تفریح رَه بر کلاس می کرد سد

هفته سوم دشنام شد رایج

شاگرد هم از کلاس شد خارج

چهارم هفته پس گردنی می زد مدیر

نعره ها می کشید مانند شیر

ماه دیگر مدیر شد ییپ من

با بچه ها میکرد جنگ تن به تن

بعد ها بروسلی شد آموزگار

شاگردان را میبرد بالای دار

اواخر، معلم شد آمیتا چاخان

صد نفر می کشت چون سلمان خان

آنگَه که می رسید تعطیلات عید

سیه میشد روزگار تقریبا سفید

باید پر می کردیم دفتری صد برگ

میشدیم در خوناب بدبختی غرق

گر بود تعطیل فردای سیزده بدر

نمیدادیم این تعطیل به یک کوه زر

اُردیجَهَنَّم میشد برایمان اردیبهشت

باید میرفتیم به کشتارگاه زشت

خرداد یعنی انتظار برای آزادی

پایان خرداد مساوی با شادی

تابستان بالا رفتیم ز تیر

پس از مرداد آمدیم به زیر

گذشت شهریور با سرعت نور

دیدیم که اول مهر نیست دور

آخر تابستان بودیم سوگوار

شیون کردیم و کشیدیم هوار

سحر چون بر آمد بلند آفتاب

مدرسه رفتیم گذشتیم ز خواب

گوش دادیم به این آهنگ بزور

آغاز سال نو، با شادی و سرور

چون که زدند برای کلاس زنگ

صدایش دردناک تر از سرنگ

زان پس هی علوم و هی حساب

یار مهربان گفتند به ریاضی کتاب

نگو آموزگار بگو عزرائیل

ناز می کردمان با چوب و سیل

می گفتند به معلم چنگیز

پنجه اش از مال ببر هم بود تیز

می گفتند جومونگ بود جدّش

چون دسخطش بود شبیه دسخطّش

به او میگفتند پریا شاه

چون که داشت صد جن در یک چاه

معلمانمان بودند چُنین افرادی

که از ما گرفته بودند آزادی

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر طنز در مورد بازگشایی مدارس

با شروع مهر و تمام شدن تعطیلات تابستان ورود شما به مدرسه آغاز می شود و شما می توانید یک شعر طنز در مورد بازگشایی مدارس بخوانید و در کنار دوستان و هم کلاسی هایتان لذت ببرید.

خلاصه روز هایی آمد و رفت

تا اینکه رسیدیم به کلاس هفت

یواش یواش در می آمد سبیل

قدی دو برابر دسته ی بیل

صدایی داشتیم بس زیبا

می گفتند انکرالاصوات به صدا

چون که گذاشتیم در این مکتب پا

شروع شد محبت بی انتها

ماهم که آمده بودیم از قتلگاه

از میان قاتلانی بس بدخواه

هرچه فرمودند دبّیران

گوش کردیم ما با دل و جان

امّا بدیدیم پس از مدتی

شکنجه می دهندمان با چه شدتی

 خونمان را کردند در شیشه

برابرمان خشم کردند پیشه

چند روزی گذشت بدین ترتیب

که شاگردی کرد دست در جیب

ناگهان بیرون آورد یک شمشیر

فریاد زد:«شمشیر بهترین تدبیر

من به لبم رسیده این جانم

«من رئیس آزادی خواهانم

این قسمت را باید کنیم سانسور)

(چاپ این قسمت هست از عقل دور

سپس دانش آموز که نامش قنبر

بدستورید معلمان شوند پرپر

همه ی دانش آموزان شدند متفقین

در برابر معلمان،همان متحدین

متفقین کشیدند کمان وشمشیر

متحدین گفتند این سلاح ها هستند پیر

سپس متحدین کردند زرنگی

آوردند مسلسل و توپ جنگی

متفقین را بستند به رگبار

من زنده ام چون همه کردند ایثار

حکیما کنون آمده ام نزد تو

گرچه ما نداریم حق وتو

ولی خواهانم از دانش آموزان

قنبر را باشند پشتیبان

تا مگر حذف شود چوب و شِلنگ

«مدارس هم شوند خوش آب و رنگ

این دانش آموز را بود کلام آخری

میدانم که می گیرند آنرا سرسری

ولی همه می دانند متفقین

شدند پیروز بر متحدین

پس بر آن آموزگاری درود

که صحیح شمرد این گفت و شُنود

شعر طنز مدرسه + شعر خنده دار درباره مدرسه

شعر خنده دار برای مدرسه

الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه

بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداكار پير
شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن
وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا
رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزيز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول
بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا
رفتن فرانسه کبابی باز کردن، كوكب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله
مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، كبري موهاشو مش کرده و تصميم گرفته
دماغشو عمل كنه، روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسست، حسنك گوسفنداشو فروخته و پیکان
خریده مسافرکشی می‌کنه، آرش كمانگير معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه،
شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفنديار
اسباشونو فروختن و موتور خریدن ميرن كيف قاپي،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده
انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی
دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری
که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته.

….

شعر طنز درباره مدرسه ها به مناسبت فرا رسیدن اول مهر را در این پست تقدیم حضورتان کردیم و بسیار خرسندیم که با طنزآمیزترین شعر های خنده دار مدرسه همراه تان بودیم.

برچسب‌ها:

جدیدترین مطالب