قاصدک

الفبا

قاصدک

نیم نگاهی به گذشته

hpv

hpv

اسم دختر جدید و امروزی 98 | باکلاس ترین اسم دختر ایرانی

اسم دختر جدید و امروزی 98 | باکلاس ترین اسم دختر ایرانی

اسم دختر جدید و امروزی 98

اسم دختر جدید و امروزی باکلاس و زیبا باید باشد و باید طوری انتخاب شود که معنی دار و خاص باشد و اگر شما پدر و مادر عزیز می خواهید اسم برای دختر بگذارید بهتر است از لیست اسم های دخترانه فارسی انتخاب شود. برای انتخاب اسم دختر جدید و امروزی 98 می توانید با نگاهی به لیست زیر باکلاس ترین اسم دختر ایرانی را انتخاب کرده و برای ثبت در شناسنامه دخترتان به ثبت احوال مراجعه کنید. برای انتخاب اسم دختر جدید و امروزی 98 باید بدانید که می خواهید حرف اول اسم دختر با چه حرفی آغاز شود. بسیاری از مادرها که جنین دختر در رحم شان دارند در ماه های آخر بارداری به دنبال اسم دختر جدید و قشنگ امروزی می گردند و چه بهتر است که فهرست باکلاس ترین اسم های دخترانه ایرانی را که در این مقاله تهیه و تنظیم شده است در دسترس داشته باشید تا هنگام انتخاب اسم برای فرزند دختر به مشکل بر نخورید.

 

انتخاب اسم دختر جدید 98 برای پدر و مادر که منتظر تولد فرزندشان هستند یک چالش جذاب و بامزه است که ممکن است برخی از شما والدین را به تردید بیندازد. در صورتی که فرزند دختر در راه دارید انتخاب یک اسم دختر جدید و باکلاس 98 می‌تواند بسیار زیاد به شما کمک کند تا نخستین قدم برای کودک تان را به درستی بردارید. حتما سعی کنید اسمی برای دخترتان بگذارید که معنی آنرا بدانید و با سلیقه شما جور باشد.

اسم دختر جدید و امروزی 98 | باکلاس ترین اسم دختر ایرانی

اسم دختر جدید با حرف الف (آ)

آبدیس
معنی: مانند آب زلال و شفاف
ریشه: فارسی

آبناز
معنی: نام زنی در منظومه ویس و رامین، مایه فخر آب، کنایه از لطافت پوست
ریشه: فارسی

آبنوس
معنی: درختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه‌ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد.
ریشه: فارسی

آپاما
معنی: اسم دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
ریشه: فارسی

آتاناز
معنی: دختر نازنین بابا
ریشه: فارسی

آتریسا
معنی: آذرگون مانند آتش، دختری با چهره‌ای زیبا و برافروخته
ریشه: فارسی

آتنا
معنی: در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش و صنعت
ریشه: فرانسوی

آتوسا
معنی: نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی و به معنی قدرت و توانمندی است. این اسم ریشه یونانی دارد اما از گذشته دور در فرهنگ ایرانی بوده است.
ریشه: یونانی

آترین
معنی: آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی
ریشه: فارسی

آدرینا
معنی: آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین
ریشه: فارسی

آدونیس
معنی: آدنیس، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می‌شود.
ریشه: فنیقی

آذرگل
معنی: گلی سرخ رنگ شبیه شقایق
ریشه: فارسی

آرامیس
معنی: آرامش، راحتی
ریشه: یونانی

آریاناز
معنی: موجب فخر و مباهات قوم آریایی
ریشه: فارسی

آرشیدا
معنی: بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان (آر به دومعنی به کار می‌رود: اول مخفف آریایی و دیگری مخفف آرا به معنای آراینده)
ریشه: فارسی

آرنیکا
معنی: آریایی نیک خو
ریشه: فارسی

آروشا
معنی: درخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم
ریشه: فارسی

آسنا
معنی: روشنایی درونی، سرشت مادرزادی
ریشه: اوستایی – پهلوی

آسو
معنی: شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می‌کنند.
ریشه: کردی

آمتیس
معنی: آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی که با بختنصر پادشاه بابل ازدواج کرد.
ریشه: فارسی

آناشید
معنی: مرکب از کلمه ترکی «آنا» به معنای مادر و کلمه فارسی «شید» به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر
ریشه: فارسی

آیسل
معنی: زیبا و درخشان مانند ماه
ریشه: ترکی

آیشن
معنی: مثل ماه، در زیبایی همانند ماه، شبیه ماه، (در مجاز زیبا)، ماهورا، زیبا رو
ریشه: ترکی

آیما
معنی: ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو، بانوی زیبا، دختر خوش چهره
ریشه: فارسی – ترکی

آسمان
معنی: فضای بالای سر که آبی‌رنگ به نظر می‌رسد، نام روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
ریشه: فارسی

آلاگل
معنی: آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی
ریشه: فارسی – ترکی

آوینا
معنی: عشق، بانوی همچون آب زلال و پاک
ریشه: کردی

آیسان
معنی: آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه
ریشه: فارسی – ترکی

آیگل
معنی: آی (ترکی) + گل (فارسی) گلی چون ماه
ریشه: فارسی – ترکی

اقاقیا
معنی: (معرب از یونانی) (در گیاهی) درختی است از راسته‌ی شبدرها که گلهای خوشه‌ای سفید یا صورتی خوشبو دارد.
ریشه: یونانی

الیانا
معنی: نیکی و هدیه، (به مجاز) به معنی مأنوس؛ دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل
ریشه: ترکی

انارگل
معنی: گل انار
ریشه: فارسی

اشک ناز
معنی: مرکب از اشک و ناز، کنایه از دختر زیبا روی و لطیف
ریشه: فارسی

اِلآی
معنی: ماه ایل؛ (به مجاز) زیباروی ایل
ریشه: ترکی

اِلسانا
معنی: مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان
ریشه: ترکی

الیسا
معنی: دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی
ریشه: عربی

اویتا
معنی: بی همتا، تک
ریشه: اوستایی – پهلوی

اویسا
معنی: آویسا، پاک و تمیز مانند آب
ریشه: فارسی

ایپک
معنی: ابریشم، حریر، ابریشمی
ریشه: ترکی

ایرسا
معنی: زنبق سفید، سوسن، آیرس، نام بیخ سوسن آسمون گون، آلیسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند.
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ب

بَرفین
معنی: برفی، از جنس برف؛ سفید مانند برف؛ (به مجاز) زیبا چهره
ریشه: فارسی

بَصیرا
معنی: منسوب به بصیر؛ منتسب به دانایی؛ (به مجاز) دختری که بینا و دانا باشد.
ریشه: عربی

بُشرا
معنی: بشارت، مژده، مژدگانی؛ از واژه‌های قرآنی
ریشه: عربی

بارلی
معنی: بار(فارسی) + لی (ترکی) میوه دار، سودمند
ریشه: ترکی

بهارین
معنی: منسوب به بهار، بهاری
ریشه: فارسی

بِهشید
معنی: تابناک و دارای فروغ و روشنایی
ریشه: فارسی

باران
معنی: قطره‌های آب که بر اثر مایع شدن بخار آبِ موجود در جو زمین ایجاد می‌شود؛ (در عرفان) باران کنایه ازفیض حق تعالی و رحمت اوست. غلبه عنایات را نیز که در احوال سالک حاصل شود از فَرَح و تَرَح باران گویند.
ریشه: فارسی

بهارا
معنی: بهار
ریشه: فارسی

بهارک
معنی: به معنای مانند بهار، همچون بهار؛ (به مجاز) زیبا با طراوت
ریشه: فارسی

بهارگل
معنی: گلی که در بهار می‌روید.
ریشه: فارسی

بهارناز
معنی: موجب فخر و نازش بهار
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف پ

پَرَند
معنی: پروین، در قدیم نوعی پارچه‌ی ابریشمیِ ساده و بدون نقش و نگار، حریر ساده؛ گروهی از گیاهان
ریشه: فارسی

پَرَنسا
معنی: (پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، شبیه ستاره پروین؛ همانند ابریشم و دیبا؛ زیبا و لطیف
ریشه: فارسی

پادمیرا
معنی: جاویدان، نگهبان مهر، نگهدارنده عشق
ریشه: فارسی

پادینا
معنی: در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته می‌شود.
ریشه: فارسی

پرمون
معنی: زینت و آرایش
ریشه: فارسی

پیچک
معنی: گیاهی زینتی که ساقه‌ای بالا رونده دارد.
ریشه: فارسی

پینار
معنی: به معنی چشمه، سرچشمه
ریشه: ترکی

پَرتو
معنی: شعاعی که از منبع نورانی یا گرما ساطع می‌شود، درخشش، تلألؤ، روشنایی؛ اثر، تأثیر
ریشه: فارسی

پَردیس
معنی: بهشت؛ فضای سبز و گل کاری شدهی اطراف ساختمان.
ریشه: فارسی

پَرنیان
معنی: پارچه‌ای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچه‌ی حریر که برای نوشتن به کار می‌بردند؛ پرده‌ی نقاشی
ریشه: فارسی

پرگل
معنی: (به فتح پ) هر یک از گلبرگهای گل
ریشه: فارسی

پریچهر
معنی: فرشته رو، زیبا مثل پری؛ زیبارو
ریشه: فارسی

پریسان
معنی: مانند پری، دختری که مثل پری زیبا است، بانویی زیبا چون پری
ریشه: فارسی

پریماه
معنی: زیبا چون ماه و پری
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید و امروزی با حرف ت

تِلما
معنی: گندمگون
ریشه: عربی

تاتیانا
معنی: تاتینا، پرنده شکاری
ریشه: فارسی

تامیلا
معنی: از روی امیدواری، امیدوارانه؛ در برخی منابع به معنی بخشنده
ریشه: عربی

توسکا
معنی: توسا، درختی بلند و جنگلی که در مناطق مرطوب و کنار آبها می‌روید.
ریشه: فارسی

تیارا
معنی: تیه در گویش لری به معنای چشم و آرا به معنای آراینده می‌باشد، چشم آرا، زیبا
ریشه: لری

تَرنّم
معنی: خواندن شعر، ترانه، و مانند آنها به حالت موسیقایی و معمولًا با صدای پایین، زمزمه کردن یک نغمه؛ آواز، نغمه، سرود.
ریشه: عربی

تُرنج
معنی: بالنگ؛ طرحی مرکّب از طرح‌های اسلیمی و گل و بوته‌ای که معمولًا در وسط نقش قالی، تذهیب، و مانند آنها به کار می‌رود.
ریشه: فارسی

تبسّم
معنی: لبخند، خنده‌ی بدون صدا؛ (به مجاز) درخشیدن
ریشه: عربی

توتیا
معنی: از آبزیان دریایی که در بستر دریا زندگی می‌کند؛ گردی که به عنوان سُرمه استفاده می‌کنند.
ریشه: فارسی

تیسا
معنی: در گویش مازندرانی به معنی خالص
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ث

ثَمینا
معنی: (ثمین + الف نسبت) منسوب به ثمین، ثمین
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید و امروزی با حرف ج

جُمانه
معنی: یک دانه مروارید، یک دانه لؤلؤ؛ نام دختر ابوطالب و خواهر حضرت علی(ع)
ریشه: عربی

جانا
معنی: ای جان، ای عزیز
ریشه: فارسی

جانان
معنی: معشوق، محبوب؛ خوب
ریشه: فارسی

جوانه
معنی: تازه، نو؛ جوان
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف چ

چیچک
معنی: گل
ریشه: ترکی

چکامه
معنی: شعر به ویژه قصیده
ریشه: فارسی

چکاوک
معنی: پرنده‌ای خوش آواز و کمی بزرگ‌تر از گنجشک که تاج بر سر دارد.
ریشه: فارسی

چیستا
معنی: نام فرشته دانش و معرفت
ریشه: فارسی

چیکا
معنی: نوعی پرنده
ریشه: گیلکی

 

اسم دختر جدید با حرف ح

حَسْنا
معنی: زیبا، زن زیبا
ریشه: عربی

حنا
معنی: گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام.
ریشه: عربی

حورا
معنی: حور، زن زیبای بهشتی؛ زنِ سفید پوستِ سیاه چشم و موی.
ریشه: عربی
حَلیا
معنی: زیور و آرایش
ریشه: عربی

حورآسا
معنی: حور (عربی) + آسا (فارسی) آن که چون حور زیباست.
ریشه: عربی – فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف خ

خاطرآسا
معنی: خاطر (عربی) + آسا (فارسی) آسایش دهنده خاطر
ریشه: عربی

خزان
معنی: نام سومین فصل سال، پس از تابستان و پیش از زمستان، پاییز
ریشه: فارسی

خوشین
معنی: خوش و زیبا
ریشه: فارسی

خَضرا
معنی: (مؤنث اخضر) به معنی سبز، کبود، نیلگون، و آبی و سبز؛ سبزه‌زار، چمن‌زار.
ریشه: عربی

خاطره
معنی: یادبود، یاد، ذهن، حافظه، خاطر.
ریشه: عربی

 

 

اسم دختر جدید و باکلاس امروزی با د

دِنا
معنی: قسمتی از کوهستان شمال غربی فارس که قلهای معروف به همین نام دارد؛ نام شهرستانی در شرق استان کهگیلویه و بویراحمد.
ریشه: فارسی

دایانا
معنی: (دایا (زر سرخ و طلا) + پسوند اسم سازِ (نا)) به معنی مثل زر سرخ و (به مجاز) زیبا روی، زیبا و گرانمایه مانند زر سرخ، همچنین نام دیگر آناهیتا الهه آب
ریشه: فارسی

دریاناز
معنی: مرکب از دریا و ناز، مایه ناز و مباهات دریا یا به معنای دریای ناز، دارای زیبایی و لطافت فراوان، زیبا و قشنگ
ریشه: فارسی

دریتا
معنی: در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید
ریشه: عربی

دینا
معنی: داور، داوری؛ (در اوستایی) دین؛ (در عبری) (= دینه) انتقام یافته؛ نام خواهر یوسف(ع).
ریشه: عبری

دریا
معنی: (در جغرافیا) توده‌ی بسیار بزرگی از آب، دریاچه، (به مجاز) شخص بسیار آگاه و دانشمند، (به مجاز) (در تصوف) حقیقت یا ذات حق
ریشه: فارسی

دُریتا
معنی: در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید
ریشه: عربی،فارسی

دل‌آرا
معنی: موجب آرامش و شادی دیگران؛ محبوب، معشوق، نام همسر دارا (داریوش سوم) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی
ریشه: فارسی

دلنواز
معنی: مایه‌ی آرامش دل، آرامش بخش؛ نوازشگر، مهربان و دلسوز، محبوب و معشوق.
ریشه: فارسی

دیبا
معنی: نوعی پارچه‌ی ابریشمی معمولا رنگین.
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ذ

ذَلفا
معنی: دختر سفید روی؛ شاعره معاصر خلفای عباسی، دختر ابیض زن و معشوقه‌ی نجده‌ی ابن اسود.
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید با حرف ر

رسپینا
معنی: فصل پاییز
ریشه: فارسی

رَستا
معنی: رَستن، رهیدن + ا (پسوند)، رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده
ریشه: فارسی

رُونیا
معنی: آن که چهره‌اش مثل نیاکان است؛ (به مجاز) اصیل
ریشه: فارسی

رامونا
معنی: مظهر عشق، در لاتین به معنای نگهبان عاقل
ریشه: فارسی

رامیلا
معنی: خدای بزرگ
ریشه: آشوری

رامینا
معنی: رامین + الف (نسبت)، منسوب به رامین؛ دخترِ طربناک
ریشه: فارسی

رایا
معنی: رای، فکر، اندیشه، تأمل
ریشه: فارسی

روجا
معنی: منسوب به روج (روز،آفتاب)؛ (به مجاز) زیباروی و آفتاب چهره؛ روجا نام دهی در تنکابن
ریشه: کردی

روژیا
معنی: روز و روشنایی
ریشه: کردی

رُزا
معنی: گل رز
ریشه: فرانسوی

رونیا
معنی: آن که چهره‌اش مثل نیاکان است؛ (به مجاز) اصیل
ریشه: فارسی

روشنک
معنی: روشن، نام گیاهی است، در روایات ایرانی نام دختر دارا (داریوش سوم) که اسکندر با او ازدواج کرد.
ریشه: فارسی

رونیکا
معنی: روی زیبا، زیباروی
ریشه: فارسی

رویا
معنی: رویا، مجموعه‌ای از تصاویر، افکار و احساسات که در حالت خواب بطور غیرارادی از ذهن می‌گذرد، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال می‌یابد.
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید با حرف ز

زُلفا
معنی: (زلف = موی بلندِ سر، گیسو + الف (پسوند نسبت))، منسوب به زلف؛ (به مجاز) زیبایی زلف معشوق؛ (در عربی، زلفی)
ریشه: عربی

زردیس
معنی: به شكل زر
ریشه: فارسی

زرناز
معنی: مركب از زر( طلا) + ناز (كرشمه)
ریشه: فارسی

زمرد
معنی: نام سنگی قیمتی به رنگ سبز
ریشه: یونانی

زوفا
معنی: گیاهی پایا و معطر از خانواده نعناع
ریشه: عربی

زویا
معنی: زویا در زبان روس به معنی عزیز پدر می‌باشد. در گویش محلی طبرستان، به معنی درخشان، روشن و نورده است. معانی دیگر: زندگی، زنده، دوست داشتنی
ریشه: فارسی

زرگل
معنی: زرین گل
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ژ

ژالین
معنی: شعله آتش
ریشه: ترکی

ژانیا
معنی: از نامهای باستانی
ریشه: فارسی

ژرفا
معنی: عمیق، عمیق‌ترین یا دورترین نقطه جایی
ریشه: فارسی

ژیکان
معنی: قطره‌ی باران (به مجاز) زلال و شفاف، زیبا و آرامش بخش
ریشه: کردی

 

اسم دختر جدید و امروزی با س

سَما
معنی: آسمان
ریشه: عربی

سِتیا
معنی: گیتی، دنیا و روزگار
ریشه: اوستایی – پهلوی

سابرینا
معنی: مژده، بشارت
ریشه: آشوری

ساتین
معنی: محبوب و دوست داشتنی
ریشه: فارسی

سارینا
معنی: خالص، پاک
ریشه: فارسی

سامینا
معنی: مانند مینا؛ نام گلی
ریشه: فارسی

سانیا
معنی: سایه روشنِ جنگل
ریشه: فارسی

سایان
معنی: منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی
ریشه: کردی

سینره
معنی: گیاهی زینتی و نیز دارویی با گلهایی که در اواخر زمستان و اوایل بهار شکوفا می‌شوند، پامچال فرنگی
ریشه: فرانسوی

سَحرناز
معنی: (عربی فارسی) زیبایی سپیده دم؛ (به مجاز) زیبا
ریشه: عربی

سَروناز
معنی: سرو نورسته، سروی که شاخه‌های آن به هر طرف مایل باشد؛ نام نوایی در موسیقی ایرانی
ریشه: فارسی

سَروین
معنی: شبیه سَرو؛ (در کردی) روسری و چارقد
ریشه: فارسی

ساناز
معنی: نام گلی؛ کمیاب، نادره
ریشه: ترکی

سپیدار
معنی: درختی از خانواده بید با برگهای براق
ریشه: فارسی

سپینود
معنی: در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ش

شادان
معنی: شاد، مسرور؛ (در حالت قیدی) باحال شاد، شادمانه
ریشه: فارسی

شادلی
معنی: شاد روی نرمخو و آرام
ریشه: فارسی

شادیا
معنی: بانوی شاد، دختر شاد و سرخش، منسوب به شادی
ریشه: فارسی

شارونا
معنی: سرزمین پربار و حاصلخیز
ریشه: آشوری

شایلی
معنی: بی همتا
ریشه: ترکی

شاینا
معنی: شاهدانه
ریشه: فارسی

شِیدا
معنی: عاشق، دلداده؛ آشفته و پریشان
ریشه: فارسی

شاپرک
معنی: نوعی پروانه بزرگ که معمولاً شب پرواز می کند.
ریشه: فارسی

شادناز
معنی: ویژگی آن که شاد است و با عشوه و ناز است.
ریشه: فارسی

شبدیس
معنی: مانند شب
ریشه: فارسی

شمیم
معنی: بوی خوش
ریشه: عربی

شهگل
معنی: بهترین گل، گلِ شاهانه
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید و باکلاس با حرف ص

صُراحی
معنی: ظرف شراب، ظرف شیشه‌ای شراب؛ شراب زلال؛ در تصوف مقام انس را گویند.
ریشه: عربی

صبرا
معنی: بردباری کردن در برابر سختیها و ناملایمت‌ها، شکیبایی
ریشه: عربی – فارسی

صحرا
معنی: بیابان؛ محلی خارج از منطقه مسکونی، که دارای پوشش گیاهی است.
ریشه: عربی

صَبا
معنی: نسیم ملایم و خنکی که در برخی نواحی از طرف شمال شرق میوزد در مقابلِ دَبور؛ (به مجاز) پیام رسان میان عاشق و معشوق
ریشه: عربی

صفاناز
معنی: صفا (عربی) + ناز (فارسی) آن که دارای یکرنگی و زیبایی است.
ریشه: عربی – فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ض

ضُحا
معنی: (تلفظ: zohā) زمانی پس از برآمدن افتاب، چاشتگاه، نام سوره‌ای در قرآن کریم
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید با حرف ط

طَراوت
معنی: تر و تازگی؛ (به مجاز) سامان و رونق
ریشه: عربی

طنین
معنی: انعکاس صوت، پژواک؛ حالتی از صدا که دارای تأثیر و نفوذ باشد؛ خوش آهنگی
ریشه: عربی

طُلوع
معنی: دمیدن و برآمدنِ خورشید و مانند آن؛ ابتدای روز
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید با حرف ع

عطرین
معنی: منسوب به عطر، دل انگیز، معطر، خوشبو
ریشه: عربی – فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف غ

غَزل
معنی: نوعی شعر، شعر عاشقانه؛ در موسیقی ایرانی هر نوع سخن آهنگین که به آواز یا همراه سازها خوانده می‌شده است.
ریشه: عربی

غزل ناز
معنی: غزل (عربی) + ناز (فارسی) مرکب از غزل (شعرعاشقانه) + ناز (زیبا)
ریشه: عربی

غوغا
معنی: صدای بلند، بانگ و فریاد
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید با حرف ف

فرانک
معنی: پروانه، از شخصیت‌های شاهنامه، نام دختر برزین و زن بهرام گور، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین
ریشه: فارسی

فرسیما
معنی: فر (فارسی) به معنای شکوه + سیما (عربی)، آنکه صورتی باشکوه دارد.
ریشه: عربی – فارسی

فرمهر
معنی: کسی که شکوه و عظمتی چون خورشید دارد.
ریشه: فارسی

فریال
معنی: دارای اندام و هیکل باشکوه، قوی و باشکوه، مرکب از فر (شکوه) + یال (گردن، بالای بازو)
ریشه: فارسی

فرناز
معنی: دارای ناز و غمزه، زیبا و باشکوه
ریشه: فارسی

فلورا
معنی: فلوریا، در رم باستان، الهه گل‌ها و بارآوری
ریشه: لاتین

 

اسم دختر جدید با حرف ق

قصیده
معنی: نام یکی از قالب‌های شعر فارسی وعربی
ریشه: عربی

 

اسم دختر جدید و زیبا با حرف ک

کارولین
معنی: نام ناحیه‌ای در آمریکای شمالی
ریشه: فرانسه

کامیلا
معنی: محافظ معبد، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اسم دختر
ریشه: لاتین

کیمیا
معنی: اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون
ریشه: فارسی

کیارا
معنی: اندوه و ملالت، میل شدید به خوردن انواع خوردنی‌جات
ریشه: فارسی

کیانا
معنی: طبیعت
ریشه: سریانی

 

اسم دختر جدید و امروزی باکلاس با حرف گ

گراناز
معنی: گران ناز
ریشه: فارسی

گلبرگ
معنی: هر یک از اجزای پوششی گل، چهره و رخسار
ریشه: فارسی

گلدیس
معنی: چون گل، مانند گُل؛ (به مجاز) زیبارو و لطیف
ریشه: فارسی

گیلدا
معنی: طلا
ریشه: ارمنی

گل آرا
معنی: زینت دهنده گل، از شخصیت‌های شاهنامه، نام مادر روشنک بنا به بعضی نسخه‌های شاهنامه
ریشه: فارسی

گل آسا
معنی: مانند گل
ریشه: فارسی

گلپونه
معنی: گلهای کوچک معطر به رنگ صورتی یا بنفش، پونه جوان و تازه
ریشه: فارسی

گلسا
معنی: گلسان، مانند گل
ریشه: فارسی

گلمهر
معنی: (گل + مهر = خورشید)، (به مجاز) آفتاب، گل خورشید، گل آفتاب، گل آفتابگردان
ریشه: فارسی

گلناز
معنی: دارای ناز و عشوه‌ای چون گل
ریشه: فارسی

گندم
معنی: دانه خوراکی غنی از نشاسته، ماده اولیه و باارزش برای پخت نان
ریشه: اوستایی – پهلوی

گیسو
معنی: موی بلندسر
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ل

لامیا
معنی: نام شهری بوده است در یونان واقع در کنار خلیج لامی از دریای اژه دارای ۳۸/٠٠٠ تن سکنه. جنگ “لامیاک” که پس از مرگ اسکندر در سال ۳۲۳ م، بین یونان و مقدونیه در گرفت نام خود را از این شهر گرفته است.
ریشه: عبری

لنیا
معنی: (فارسی- سنسکریت) دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن (سنسکریت) + ی نسبت (فارسی) + الف تانیث
ریشه: سنسکریت

لیانا
معنی: بانوی درخشان و زیباروی، مرکب از لیان به معنای درخشان و الف تأنیث
ریشه: فارسی

لیندا
معنی: قشنگ، زیبا
ریشه: لاتین

 

اسم دختر جدید با حرف م

مِهرسا
معنی: (مهر = خورشید + سا (پسوند شباهت))، مثل خورشید؛ (به مجاز) زیبارو
ریشه: فارسی

مِهرک
معنی: شبیه به خورشید؛ (به مجاز) زیبارو
ریشه: فارسی

مارینا
معنی: دارنده‌ی هر چیز ارزشمند، جویبار، آب
ریشه: ارمنی

مانا
معنی: ماندنی، پایدار؛ (در پهلوی) مانند و مانند بودن
ریشه: فارسی

مایا
معنی: منش نیک، بخشنده؛ (در روم باستان) اِلهه‌ی فراوانی سبزه و بهار در نزد رومیان
ریشه: اوستایی – پهلوی

مایسا
معنی: نام گیاهی کوچک و یکساله که بسیار ظریف است.
ریشه: فارسی

مرسانا
معنی: هدیه خداوند
ریشه: عبری

ملیسا
معنی: زمانی بین مغرب و نماز عشا؛ ماه صَفر؛ ماهی بین آخر گرما و زمستان
ریشه: عربی

مَهدیس
معنی: مانند ماه؛ (به مجاز) زیبارو
ریشه: فارسی

مِهرآنا
معنی: (مهر = محبت و دوستی، مهربانی + آنا (ترکی)= مادر)، مهربانی و محبت و دوستی مادر؛ (به مجاز) مهربان و بامحبت
ریشه: فارسی

مَهرو
معنی: ماه رو، (به مجاز) زیبا رو
ریشه: فارسی

مَهگل
معنی: (مَه = ماه + گل)، گلِ ماه؛ (به مجاز) زیبارو
ریشه: فارسی

مِهرنیا
معنی: (مهر = مهربانی، محبت + نیا)، از نژادِ مهربانان؛ (به مجاز) مهربان و با محبت
ریشه: فارسی

ماهک
معنی: خوبروی کوچک، معشوقک زیباروی و یا خوبروی دوست داشتنی
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ن

نارمیلا
معنی: (ترکی- فارسی) شکوفه، غنچه، خصوصا شکوفه گل انار
ریشه: فارسی

نارین
معنی: منسوب به نار، تر و تازه
ریشه: فارسی

نازان
معنی: فخرکننده، نازکننده
ریشه: فارسی

نجلا
معنی: زنی که دارای چشمان درشت است.
ریشه: عربی

نازگل

معنی: دختر نازدار

ریشه فارسی

نیروانا
معنی: آخرین مرحله سلوک در نزد “بودا” که مرحله محو شدن جنبه حیوانی وجود و رسیدن به کمال است.
ریشه: سنسکریت

نیوشا
معنی: شنوا، شنونده
ریشه: فارسی

نارگل
معنی: گل انار، آن که چون گل لطیف و زیبا است.
ریشه: فارسی

نگارا
معنی: بانوی زیبا، دختر خوش‌چهره، کنایه از محبوب است.
ریشه: فارسی

نوژان
معنی: درخت صنوبر و کاج
ریشه: فارسی

نیکو
معنی: خوب، زیبا
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف و

وانیا
معنی: هدیه با شکوه خداوند
ریشه: فارسی

ورونیکا
معنی: نام تیره‌ای از گیاهان که پوپک از آن دسته است.
ریشه: فارسی

ویانا
معنی: فرزانگی، بخردی، دانایی
ریشه: اوستایی پهلوی

ویدا
معنی: آشکار و هویدا
ریشه: فارسی

ویونا

معنی: عروس، دختری که عروس شده، نام روستایی در اطراف کاشان

ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید و امروزی با حرف ه

هانا
معنی: پناه، نفس، امید، فریاد
ریشه: فارسی

هلما
معنی: خیلی صبور
ریشه: عربی

هلنا
معنی: هلن، نام دختر ژوپیتر خدای خدایان یونان
ریشه: یونانی

هلیا
معنی: خورشید
ریشه: یونانی

هوران
معنی: آفتاب
ریشه: کردی

هیلدا
معنی: نیرومند، قوی
ریشه: لاتین

هستی
معنی: زندگی، وجود، زندگانی
ریشه: فارسی

هورناز
معنی: خورشید زیبا
ریشه: فارسی

 

اسم دختر جدید با حرف ی

یاسمینا
معنی: یاس و مینا گلی به رنگهای سفید، زرد و کبود
ریشه: فارسی

یافا
معنی: زیبایی، جمال، نام شهری قدیمی در ساحل مدیترانه
ریشه: عبری

یارا

معنی: توانایی، جرات و جسارت، مجال (دخترانه، پسرانه)

ریشه: فارسی

یوکابد
معنی: جلال خداوند، خداوند مجد و بزرگی است، نام مادر موسی (ع)
ریشه: عبری

 


حتما بخوانید: زیباترین اسم های دخترانه باکلاس به همراه معنی


 

اسم دختر جدید و امروزی 98 | باکلاس ترین اسم دختر ایرانی

باکلاس ترین اسم دختر ایرانی

اسم دختر جدید و امروزی 98 با معنی را در این مجموعه از سایت سماتک خواندید که امیدواریم توانسته باشید از فهرست جدیدترین اسامی دخترانه 98 ، زیباترین و باکلاس ترین اسم دختر ایرانی را انتخاب کنید. حتما مد نظرتان داشته باشید که اگر می خواهید اسم دختر جدید و باکلاس 98 برای دختر قشنگ تان بگذارید بهتر است به معنی آنها هم توجه کنید و مناسب با سلیقه تان نسبت به انتخاب اسم دختر جدید 98 اقدام کنید.

برچسب‌ها:

مهرپرواز

آسمان آبی

مبلمان اداری

جدیدترین مطالب