شعر فوت همسر جوان + شعر غمگین دلتنگی برای همسر فوت شده

از دست دادن همسر، به ویژه در سنین جوانی، داغی سنگین و جانسوز است که کلمات به سختی می توانند بار این اندوه را به دوش بکشند. در این مقاله از سایت سماتک، مجموعه ای گلچین شده از اشعار غمگین فوت همسر جوان، دوبیتی در سوگ همسر و زیباترین شعر دلتنگی برای همسر فوت شده را برای شما آماده کرده ایم. این سروده ها با مضامینی چون دلتنگی، فراق، و وصف یار سفر کرده، تسلایی کوچک برای دل های داغدار خواهند بود.
شعر فوت همسر جوان
من جوان بودم، گلی خندان، چنین پرپر شدم
در بهار زندگی بودم، ببین بی سر شدم
من جوان بودم، قدی رعنا، دلی پر شور و شوق
در خزان بی کسی، آزرده و مضطر شدم
❃ ❃ ❃
گوهرم را خاک تیره در ربود از دست من
بخت بد بین، کو شکسته شیشه ی سرمست من
آن جوانی که امید و تکیه گاه خانه بود
رفت و با رفتن، برید از بیخ و بن پیوند من
❃ ❃ ❃
بعد پرپر شدنت ای گل شب بو چه کنم
من به داغ تو جوان، با غم این کو چه کنم
بهر هر درد دوائیست به غیر از غم تو
من به دردی که ندارد ره دارو چه کنم
❃ ❃ ❃
رفتی ای همسر جوانم، خانه ام تاریک شد
راه فردای امیدم، بسته و باریک شد
جای خنده های شیرینت در این کاشانه نیست
مرگ آمال و جوانی، ناگهان نزدیک شد
❃ ❃ ❃
نوگلم در خاک خفت و آرزوهایم برفت
جویبار اشک من، از حسرت او در گرفت
حیف از آن قد بلند و قامت رعنای تو
باد کینه، این جوان را از من مضطر گرفت
❃ ❃ ❃
ای جوان مرگ من، ای تاج سر خانه ی من
بی تو ویرانه شده، خلوت کاشانه ی من
شمع بودی و به یکباره خموشت کردند
سوخت از ماتم تو، قلب چو پروانه ی من
❃ ❃ ❃
قامت سرو تو را، طوفان مرگ از جا بکند
داغ مرگت تا ابد، با جان من سودا کند
همسر نیک و جوانم، رفتی و این جان زار
با غم دوری تو، در زندگی دعوا کند
❃ ❃ ❃
شد فصل بهار و من از این غصه هلاکم
با چشم تر و سینه ی پر درد و چاکم
گلها همه از خاک دمیدند دوباره
الا گل جوان من کز غم او سر به مغاکم
❃ ❃ ❃

شعر در وصف همسر فوت شده
این گنج نهان، رونق این خانه ی من بود
هم بال و پرم بود و همی شانه ی من بود
هرجا که ز من نام و نشانی طلبیدند
نام خوش او، گوهر یکدانه ی من بود
❃ ❃ ❃
چشم تو چشمه ی الطاف خداوندی بود
خنده ات مایه ی آرامش و خرسندی بود
در دل سنگ زمانه تو چو الماسی ناب
مهر تو تا به ابد، بر دل من سندی بود
❃ ❃ ❃
همسر مهربانم، ای مظهر عشق و صفا
رفتی و در دل من مانده غمی بی پروا
تو همان رود زلالی که به دریا پیوست
منم آن تشنه که مانده به کویر و صحرا
❃ ❃ ❃
رفتی ز دیده و مهرت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم نور تو پیداست هنوز
آنقدر لطف و صفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز
❃ ❃ ❃
دست تو آینه ی مهر و وفاداری بود
قلب تو چشمه ی جوشان فداکاری بود
در شب تار و پر از وحشت این چرخ کهن
بودن تو به کنارم, خود دلداری بود
❃ ❃ ❃
ای که در پاکی جان، شهره ی آفاق شدی
با خدا ماندی و در عهد چه مشتاق شدی
همسرم، در همه جا ذکر نکویی تو رفت
چون که با سیرت زیبا، گل گلزار شدی
❃ ❃ ❃
خوشا آن کس که نیکی پیشه اش بود
پیاپی عشق یزدان اندیشه اش بود
خوشا همسر که بعد از ترک دنیا
بهشت جاودانی ریشه اش بود
❃ ❃ ❃
تو همان ماه تمامی که به شب می تابی
گرچه در خاک، ولی در دل من می خوابی
وصف تو در سخن و شعر نگنجد هرگز
تو تجلی گر یک عشق و صفا و نابی
❃ ❃ ❃

شعر دلتنگی برای همسر فوت شده
امشب بر شانه های دلم،
غمی سنگینی می کند
کوله باری پر از دلتنگی یار
دلم می شکند زیر بار این همه دوری
با پرهای شکسته باز سوی تو پر می کشد.
❃ ❃ ❃
ز هجران تو پرپر می زند دل
به هر کویی و هر در می زند دل
چو بلبل در فراق روی ماهت
به دیوارهای قفس سر می زند دل
❃ ❃ ❃
دلتنگم…
برای کسی که نفس هایش در خانه ام نیست.
دلتنگم عشقم، برای آغوش سرد شده ات
و صدایی که در فضای خانه خاموش شد.
❃ ❃ ❃
کاش دلتنگی مثل اشکی بود
می ریخت و خشک می شد.
ولی عشقم، دلتنگی من برای تو
پایانی ندارد که ندارد…
❃ ❃ ❃
فکر کن عاشق باشی،
و او در خاک خفته باشد
باران هم ببارد…
ادامه اش را نپرس
که گریه امانم نمی دهد.
❃ ❃ ❃
شب است و آسمان را ابر بسته
سکوتم با خیالت عهد بسته
شب است و کهکشانی در کنارم
ولی از دوریت قلبم شکسته
❃ ❃ ❃
واژه ها کوتاهند…
برای بیان ارتفاع بی نهایت دلتنگی ام…
آسمانی شدنت مبارک
همسر بی وفای سفر کرده ام.
❃ ❃ ❃
هر شب خیالت در نگاهم می نشیند
دلتنگی ام را چشم هایت می بیند
دستان من خالی ز دستان تو مانده
بغضی گلویم را به سختی می فشرد
❃ ❃ ❃
شعر غمگین برای همسر فوت شده
از غم مرگ تو ای سرو روانم چه کنم
بهر پژمردنت ای روح و روانم چه کنم
داغ جانسوز تو افکنده شرر بر جگرم
با دل خون شده و قد کمانم چه کنم
❃ ❃ ❃
رفتی و از رفتن تو پشتم شکست
دیده و دل از غمت در خون نشست
خانه ام بعد از تو شد تاریک و سرد
رشته ی امید من از هم گسست
❃ ❃ ❃
از رود پرسیدم چرا می خروشی؟
گفت از درد فراق
گفتمن از چه می گریی؟
گفت از غم دوری همسر!
❃ ❃ ❃
آتش هجران تو چون دود و سپندم می کند
پر ز ناله، همچو نی، بند و کمندم می کند
داغ سنگینی که بر دل دارم از فقدان تو
تا ابد بر ماتم تو پای بندم می کند
❃ ❃ ❃
گفتم که فراق تو نبینم هرگز
دیدم که سرآمد آنچه می ترسیدم
دردا که فلک رحم به حالم ننمود
از شاخه ی عمر، غنچه ام را چیدم
❃ ❃ ❃
چه تضاد تلخی ست
ریختن اشک داغ چشمانم،
بر روی سنگ سرد قبر تو…
عشقم، غمت مرا به آرامی می کشد
❃ ❃ ❃
مرگ تو را چو داد زمانه به گوش من
پرواز کرد از سر آشفته هوش من
کاش با دادن جان، عمر تو می شد تضمین
تا فدای تو کنم جان پر از جوش من
❃ ❃ ❃
امروز آمده بودی به خوابم
با همان نگاه مهربانی که از من دریغ شد
گریه کردی و گفتی دلت برایم تنگ است
وقتی بیدار شدم، بالشم از اشک خیس بود.
❃ ❃ ❃

شعر در فراق همسر فوت شده
به یاد شمع رویت همچنان پروانه می سوزم
تو رفتی، من به جایت اندرین کاشانه می سوزم
گهی آیم کنار خاک تو با دیده ی گریان
گهی از یاد مهرت در دل این خانه می سوزم
❃ ❃ ❃
باورم نیست که دیگر نشنوم آوای تو
یا نبینم روی ماه و خنده ی زیبای تو
سال ها سنگ صبورم بودی و همرازم
بی تو رنگ غم گرفته منزل و مأوای تو
❃ ❃ ❃
می ترسم…
اگر شبی دلت خواست به خوابم بیایی،
من از شدت فراق و یادت
بیدار مانده باشم…
❃ ❃ ❃
هم نفس بودی و همراز و شفیق دل من
بی تو خاموش و غریب است همه محفل من
همسر نازنینم، این فراق و دوری تو
بُرد آرامش و شادی ز آب و گل من
❃ ❃ ❃
در فراق تو دلم چون برگ پاییز است و بس
سهم من از زندگی بعد از تو ناچیز است و بس
تا نفس باقیست در سینه، به یادت هستم
چشم من از حسرت دیدار، لبریز است و بس
❃ ❃ ❃
رفتی و خانه سکوتی خفقان آور یافت
دل من در غم دوری تو دردآور یافت
سوختم در تب هجران و کسی یار نشد
چشم شب، گریه ی من را به سحر باور یافت
❃ ❃ ❃
فاصله ها بین من و تو تا به آسمان رسید
جان من از دوری تو به لب رسید و جان رسید
در فراقت ای عزیز، سوختم و دم نزدم
ماتم این خانه به گوش کروبیان رسید
❃ ❃ ❃
بی تو ای مونس جان، روز و شبم تاریک است
مرگ من در پس این هجر گران نزدیک است
هر نفس می کشم از درد، که یارم رفته
راه وصل من و تو سخت و بسی باریک است
❃ ❃ ❃
شعر کوتاه برای همسر فوت شده
تنها یک زخم عمیق است،
تمام آنچه از تو برایم مانده…
نفرین بر التیامش.
❃ ❃ ❃
تو رفتی و بهار من خزان شد
غم دوری به جانم ارغوان شد
❃ ❃ ❃
ای کاش که بازگردی از شهر خموش
بی تو شده این خانه ی خاموش به جوش
❃ ❃ ❃
در سوگ تو چشم ها پر از شبنم شد
از قامت صبر من جهانی خم شد
❃ ❃ ❃
یک لحظه بدون تو نفس ممکن نیست
در دام غمت دلم گرفتار همی ست
❃ ❃ ❃
کوتاه شد عمر تو و اندوه دراز
بی تو به کی بَرَم در این خانه نیاز؟
❃ ❃ ❃
رفتی و خنده های من پایان یافت
در قلب شکسته ام غمت سامان یافت
❃ ❃ ❃
ای جان سفر کرده به اعماق زمین
خاکستر دلتنگی من را تو ببین
❃ ❃ ❃

دوبیتی در سوگ همسر
دلم بی تو اسیر درد و داغ است
فضای خانه ام بی نور و باغ است
تو رفتی همسر شیرین زبانم
چراغ عمر من بی تو چراغ است
❃ ❃ ❃
فلک تیر ستم بر جان من زد
شرر بر پیکر و ایمان من زد
گرفت از من گل باغ امیدم
نمک بر زخم بی پایان من زد
❃ ❃ ❃
ز داغت ای گل گلزار عمرم
بسوزد تا ابد طومار عمرم
تو بودی مونس شب های تارم
سیه شد بعد تو بازار عمرم
❃ ❃ ❃
بهار آمد ولی یارم نیامد
گل زیبای بی خارم نیامد
نشستم چشم به راهش در غم و درد
تسلای دل زارم نیامد
❃ ❃ ❃
تو بودی همدم روز و شب من
صفای خنده ی روی لب من
کنون در خاک خفتی ای عزیزم
فزون شد از فراقت این تب من
❃ ❃ ❃
بنال ای دل که دلدارت سفر کرد
رفیق راه و غمخوارت سفر کرد
همان یاری که جان بود و جهانت
تو را تنها در این محنت رها کرد
❃ ❃ ❃
گلی گم کرده ام در باغ هستی
که با او داشتم صد شور و مستی
خداوندا دلم از غصه خون شد
چرا پیمان عمرش را شکستی
❃ ❃ ❃
شب تاریک و تنهایی و حسرت
من و اشک و غم و درد محبت
جوان همسر، تو رفتی در دل خاک
مرا واگذاشتی با درد و غربت





