اسم دختر کردی ۱۴۰۵ بسیار معنی دار و جذاب را در این بخش تقدیم حضورتان خواهیم کرد و اگر می خواهید برای فرزندتان، اسم کردی دختر کمیاب انتخاب کنید؛ در ادامه زیباترین اسم های دخترانه کردی با معنی فارسی آورده شده است. ابتدا حرف اول اسم دخترانه کردی را مشخص کرده و سپس زیباترین اسم دختر کردی بین المللی را بیابید.
اسم دختر کردی با الف
| نام | معنی |
|---|
| اَسرین | اشک، سرشک. |
| ارینا | آرینا، آریایی نژاد، از نسل آریایی |
| اوینار | عشق و دوست داشتن در حد کمال، عشق آتشین |
| ایوان | ایوان، تراس |
اسم دختر کردی با آ
| نام | معنی |
|---|
| آروا | نام فرشته ای در آیین زرتشت |
| آرینا | آریایی نژاد، از نسل آریایی |
| آسکی | آهو،کنایه از زیبایی و دلفریبی |
| آسو | شفق، افق طلایی، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند. |
| آگرین | آتشین، به رنگ آتش |
| آلند | اولین پرتو خورشید |
| آوات | آرزو، خواسته |
| آوین | عشق |
| آوینا | عشق |
| آیرین | ایل زیبا |
اسم دختر کردی با ب
| نام | معنی |
|---|
| باروشه | بادبزن |
| بالین | کمکی دیوار و ستون، چوبی که پشت در نهند، کلون |
| بانواز | باخبر ساختن مردم با صدای بلند |
| باوان | خانه ی پدری؛ جگر گوشه و عزیز |
| بریا | واژه ایکاش |
| بریار | قرار، عهد |
| بلواژ | آبگینه |
| بیریوان | شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می دوشد. |
| بیژه | ویژه، خالص |
| بیکژ | هموار، صاف |
اسم دختر کردی با پ
| نام | معنی |
|---|
| پرژین | پرچین، حصار، پرچینی از گلهای ریز به دور باغات. |
| پژال | جوانه نازک، شاخه های ریز درختان، جوانه نازک، شاخه های تازه روییده و ریز درختان |
اسم دختر کردی با ت
| نام | معنی |
|---|
| ترلان | زیبا؛ نام نوعی اسب است. |
| تَوار | پرنده؛ نوعی ریسمان؛ نام کوهی در شمال ایران، شهرستان چالوس |
اسم دختر کردی با چ
| نام | معنی |
|---|
| چنور | گیاهی خوشبو شبیه به شوید، که در بعضی از مناطق کردستان می روید. |
| چوک | چشمه |
اسم دختر کردی با د
| نام | معنی |
|---|
| دانژه | غنچه گل نیمه باز |
| دلنیا | آسوده خاطر، مطمئن، فارغ البال؛ اطمینان، تضمین. |
| دلینا | مطمئن |
| دیلان | رقص گروهی، نوعی آهنگ؛ نام منطقهای در کردستان. |
اسم دختر کردی با ر
| نام | معنی |
|---|
| راژان | خوابیدن، جنبیدن گهواره؛ روستایی در بخش سلوانا، شهرستان ارومیه |
| روجا | منسوب به روج (روز،آفتاب)؛ (به مجاز) زیباروی و آفتاب چهره؛ روجا نام دهی در تنکابن |
| روجیار | روزگار؛ آفتاب، روژیار. |
| روژا | روزها، آفتاب |
| روژان | روزها |
| روژبین | (روژ = روز + بین = جزء پسین بعضی از کلمه های مرکب، به معنی بیننده و نشان دهنده)، بیننده ی روز؛ نشان دهنده ی روز؛ (به مجاز) راهنما و هدایت کننده به روز و روشنایی. |
| روژدا | عمر و زندگی مادر؛ (به مجاز) فرزند عزیز و گرانمایه برای مادر |
| روژیا | روز و روشنایی |
| روژیار | روزگار |
| روژین | منسوب به روزT تابناک و درخشنده؛ (به مجاز) زیبا |
| روژینا | منسوب به روز |
| روناک | روشن، تابناک |
| رویسا | چشمه آب روشن |
اسم دختر کردی با ز
| نام | معنی |
|---|
| زریان | باد جنوب، باد دبور، باد سرد. |
| زیوین | نقره ای، نقره گون |
اسم دختر کردی با ژ
| نام | معنی |
|---|
| ژالانه | گیاهی زیبا و خودرو |
| ژاوه | نوعی گیاه وحشی از تیره کاکوتی |
| ژوان | زمان، میعاد، ملاقات |
| ژیکان | قطره ی باران (به مجاز) زلال و شفاف، زیبا و آرامش بخش |
| ژینا | منسوب به زندگی، (به مجاز) زندگی، حیات |
| ژینو | دارای زندگی؛ (به مجاز) زنده، زندگی، دارای حیات |
| ژیوار | معنی: نام کوهی در اورامان |
اسم دختر کردی با س
| نام | معنی |
|---|
| سَروه | نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز. |
| سارال | نام روستایی در نزدیکی سنندج |
| ساریسا | کوشا |
| سایان | منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی |
| سایدا | سایه مادر |
| سروین | روسری و چارقد |
| سولین | غنچه گل |
اسم دختر کردی با ش
| نام | معنی |
|---|
| شانا | باد ملایم |
| شوانه | گله بان، چوپان |
اسم دختر کردی با ف
اسم دختر کردی با ک
| نام | معنی |
|---|
| کازیوه | سپیدی صبح که همه افق را فرا گیرد |
| کانیاو | آب چشمه؛ زمینی که با آب چشمه آبیاری شود؛ گیاهی که با آب چشمه سیراب شود. |
| کژال | غزال، دختری با چشمان زیبا |
| کوچیار | یار کوتاه قد (نگارش کردی: کۆیار) |
| کیژان | دختران |
اسم دختر کردی با گ
| نام | معنی |
|---|
| گلاره | مردمک چشم، به معنی هر دو چشم هم بکار می رود. |
| گلاریس | زلف تابیده، مویی که به زیبایی بافته شده است. |
| گلاویژ | ستاره سهیل، به کسر گاف |
| گلباش | از نامهای رایج میان زنان کرد |
| گولی | یک گل |
اسم دختر کردی با ل
| نام | معنی |
|---|
| لار | طناز |
| لاوین | نوازشگر، درخت بید مجنون، منطقه ای در کردستان |
اسم دختر کردی با م
| نام | معنی |
|---|
| مزگین | مژده |
| میدیا | سرزمین ماد |
| مژان | مژگان |
| مه هاباد | مهاباد |
| مهرایین | آیینه محبت |
| مژده | خبر خوب |
اسم دختر کردی با ن
| نام | معنی |
|---|
| ناریا | قاصدک |
| نازار | دوست داشتنی |
| نشمیل | زیبا |
| نیان | رفیق، شریک زندگی |
| نیشا | نشانه |
| نینا | اینها |
اسم دختر کردی با و
| نام | معنی |
|---|
| وانیار | با سواد |
| وچان | زمان استراحت کوتاه |
| وردی | کوچک، ریزنقش |
| وریشه | درخشش، برق |
| وش | خواستن |
| وشان | افشان، کاشتن، تکان شدید |
| وشن | خوب است. |
| ولان | مکانی که گل زرد بسیار داشته باشد |
| وناز | با وقار، متین |
| وندا | زن و دختر باسواد |
| ونوش | گل بنفشه |
| وهار | فصل بهار |
| ویان | دلربا، علاقه، محبت، عشق |
| وینا | بینا، شناخت، شناسایی |
اسم دختر کردی با ه
| نام | معنی |
|---|
| هانا | زنهار، دادخواهی؛ امید؛ بینایی؛ خواهش |
| هستنوه | قیام توده مردم |
| هفدن | وزن شعر |
| هفیان | آرام گرفتن |
| هگبه | ره آورد، هدیه سفر، خورجین |
| هلاله | گلی زرد رنگ خوشبو، آلاله، جارزدن، با خبر ساختن |
| هلپرین | رقصیدن |
| هموند | اعضاء |
| هنار | انار |
| هناو | زهره، شجاعت |
| هورا | هورا به معنی غوغا است؛ (در اوستایی) مستی آور، نوشیدنی مست کننده، آشام مستی آور. |
| هوران | آفتاب |
| هورشید | خورشید |
| هوری | نور خورشید |
| هوزان | یاد گرفتن |
| هوژان | یاد گرفتن |
| هوژین | آموختن |
| هوما | مرغ سعادت، فرخنده |
| هومان | خودمان |
| هونراوه | کنایه از کلام منظوم |
| هونیا | شعر |
| هیدی | آرام، آهسته، بردبار |
| هیدیکا | آرام، به آهستگی، یواش |
| هیران | قرار |
| هیرو | منسوب به آتش؛ آتشی و سرخ گون؛ (به مجاز) زیبارو. |
| هیزان | نیرومند، توانا |
| هیژان | ارزیدن، جنبیدن |
| هیلان | آشیانه، مکان آرامش |
| هیمو | پاک دامن |
| هینا | ماهر |
| هینان | آوردن |
| هیوان | ایوان، تراس |
اسم دختر کردی با ی
| نام | معنی |
|---|
| یکمال | ثروت تقسیم نشده، دوست جانجانی (بسیار صمیمی) |
| یکیتی | اتحاد، همبستگی |

اسم دختر کردی بین المللی
اگر به دنبال اسم دختر هستید که هم اصالت کردی دارند و هم در فضای جهانی و بین المللی به راحتی تلفظ می شوند، فهرست زیر می تواند برایتان مناسب باشد. در کنار هر نام، معنا و دلیل «بین المللی بودن» آن را نیز می بینید:
| اسم کردی دختر | لاتین | معنی فارسی | چرا بین المللی است؟ |
|---|
| هِلین | Helin | آشیانه، خانه | شباهت آوایی به «Helen» و هجیِ ساده در الفبای لاتین تلفظ را برای غیر فارسی زبانان آسان می کند. |
| لاوین | Lavin | نغمه، موسیقی | پایان «-in» یادآور نام های رایج اروپا و آمریکا (مانند Gavin, Kevin) است و بدون حروف ویژه نوشته می شود. |
| آوین | Avin | عشق | چهار حرف لاتین و تلفظی شبیه «A-veen» انتخابی نرم و خوش آوا برای جامعهٔ جهانی است. |
| هیوا | Hiva | امید، آرزو | ساختار سادهٔ دو هجایی باعث می شود حتی کودک-آموزان انگلیسی هم به راحتی بخوانند. |
| روژان | Rojan | روز، روشنایی | شباهت ظاهری به «Roman / Rohan» در ذهن مخاطب غربی آشنا به چشم می آید و ترکیب «-jan» احساس صمیمیت می دهد. |
| روژین | Rojin | درخشان، تابناک | پایان «-jin» با نامهای آسیای شرقی (Yujin, Sejin) مشترک است و تلفظی روان دارد. |
| ویان | Viyan | هدف، آرزو | حرف آغازین «V» و الگوی v-C-an (مثل Vivian) آن را جهانی و شیک جلوه می دهد. |
| ژینا | Jina | زندگی؛ همچنین «ظریف و مهربان» | معادل نوشتاری «Gina» در زبان های اروپایی است و همین باعث آشنایی سریع شنوندگان می شود. |
| زارا | Zara | شکوفه، گل | حضور این نام در برند معروف مد، تلفظ و املای آن را در سراسر دنیا تثبیت کرده است. |
| زرین | Zerin | زرین، طلایی | در زبان انگلیسی نزدیک به «Serene» شنیده می شود و هجیِ ساده اش از حروف رایج تشکیل شده است. |

اسم کردی دختر کمیاب
در فهرست زیر تعدادی اسم کردی دختر کمیاب آمده است که در منابع کردی ثبت شده اند ولی در آمار سازمان ثبت احوال ایران و ترندهای اینستاگرامی به ندرت دیده می شوند؛ یعنی همان اسم های کمیاب و در عین حال اصیل کردی دخترانه:
| اسم کردی دختر | تلفظ لاتین | معنی فارسی |
|---|
| باروشه | Bâroše | بادبزن؛ نمادی از خنکای دلنشین و مهمان نوازی |
| بژیو | Bejîv | مایهٔ زندگی و قوت؛ تداعی گر نیروی حیات |
| دانژه | Dânže | غنچهٔ گل نیمه باز؛ استعاره ای از شکوفایی زودهنگام |
| ژالانه | Žâlâne | گیاهی خودرو و زیبا در کوهستان؛ حس بکر طبیعت |
| ژیکان | Žikân | قطرهٔ بارانِ زلال و آرامش بخش |
| فرمیسک | Fermîsk | اشک چشم؛ نشانی از احساس و لطافت |
| کازیوه | Kâziveh | سپیدیِ دمِ صبح و نسیم خُنُک آغاز روز |
| کانیاو | Kâniyâv | آبِ چشمه و زمینی که از آن سیراب می شود؛ سرمنشأ پاکی |
| شنیان | Sheniyân | وزش نسیمِ نرم و خندهٔ نخستین نوزاد؛ دوگانه ای از آرامش و شادی |
| گلاویژ | Gelâviž | ستارهٔ سهیلِ تابستانی که راهنمای شبانهٔ چوپانان است |
| هگبه | Hagbeh | ره آورد یا هدیه |