جوک های خنده دار بدون سانسور ایرانی

خندیدن یکی از بهترین راه‌ها برای فرار از روزمرگی و استرس‌های زندگی است. اگر به دنبال خواندن و به اشتراک‌گذاری جوک های خنده دار بدون سانسور هستید که هم حسابی شما را بخندانند و هم برای جمع‌های دوستانه و شبکه‌های اجتماعی مناسب باشند، در این مقاله مجموعه بهترین جوک بدون سانسور طنز را برای شما آماده کرده‌ایم. این جوک‌ها با لحنی طنز و صمیمی، بازتابی از اتفاقات روزمره و شوخی‌های رایج هستند. با ما همراه باشید و لبخند را به دوستانتان هدیه دهید.

بهترین جوک بدون سانسور

رفتم مصاحبه کاری، پرسید بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟ گفتم زود صمیمی میشم. گفت خب میتونی بری. گفتم باشه فدات شم، به مامان اینا سلام برسون!

❃ ❃ ❃

وقتی تو دعوا حق با منه و طرف مقابل شروع می‌کنه به گریه کردن، حس اون قاتلی رو دارم که مقتول رو کشته ولی یهو عذاب وجدان گرفته.

❃ ❃ ❃

یه بارم اومدم تو مترو جای خودم رو بدم به یه پیرمرده، تا بلند شدم یه زنه سریع نشست. پیرمرده هم با عصا محکم زد تو سرم گفت بی‌عرضه!

❃ ❃ ❃

تو ایران تنها جایی که حق تقدم واقعا رعایت میشه تو صف دستشویی عمومیه، اونم فقط به این خاطر که اگه رعایت نکنی طرف شلوارتو همونجا میکشه پایین!

❃ ❃ ❃

شانس آوردیم تو عصر حجر به دنیا نیومدیم، وگرنه الان باید صبح تا شب دو تا سنگ می‌سابیدیم به هم تا بتونیم یه استوری آتیش بذاریم اینستاگرام.

❃ ❃ ❃

وقتی یه ایرانی بهت میگه «حالا باز خودت می‌دونی»، یعنی اگه به حرفم گوش ندی و گند بزنی، تا آخر عمرت این موضوع رو تو سرت می‌زنم.

❃ ❃ ❃

تنها چیزی که تو ایران از خود آدم سریع‌تر پیر می‌شه، هندزفریه؛ شب سالم می‌ذاری تو جیبت، صبح بلند میشی می‌بینی گره خورده و یه گوشش قطعه.

❃ ❃ ❃

به مامانم میگم سرم درد میکنه، میگه بس که سرت تو اون گوشیه. گفتم پامم درد میکنه، گفت اونم بخاطر گوشیه، امواجو میکشه تو پات!

❃ ❃ ❃

یه بار رفتم تو کافه گفتم یه اسپرسو دبل بدین خوابم بپره، یه فاکتور گذاشت جلوم که علاوه بر خواب، کل پشمامم همونجا ریخت.

❃ ❃ ❃

جوک های خنده دار بدون سانسور تلگرام

مدیر گروهمون انقدر تو تلگرام جذبه داره که وقتی شروع به تایپ می‌کنه، بقیه اعضا به احترامش کیبوردشونو می‌ذارن زمین و پا میشن.

❃ ❃ ❃

یه گروه زدیم با رفیقام اسمش «بدون دخترا»، فرداش دیدم یکی از بچه‌ها باباشو اد کرده، گفتیم چرا؟ گفت بابام از دست مامانم قایم شده پناه آورده اینجا!

❃ ❃ ❃

تو تلگرام یه کانال پیدا کردم به اسم «آموزش پولدار شدن در سه روز»، عضو شدم دیدم روز اول فقط یه متن گذاشته: برو کار کن مگو چیست کار!

❃ ❃ ❃

ویس‌های بالای یک دقیقه رو فقط در صورتی تا آخر گوش میدم که طرف توش در حال غیبت کردن باشه، وگرنه بقیشو روی دور تند رد میکنم بره.

❃ ❃ ❃

تلگرام تنها جاییه که یه آدم با عکس بدون سانسور عاشقانه می‌تونه بیاد پی‌وی بهت بگه «داداش داری اشتباه میزنی» و تو هم بدون مقاومت بپذیری.

❃ ❃ ❃

اینایی که تو تلگرام پیام میدن و بعد سریع پاک میکنن تا نبینی، همون بچه‌هایی هستن که زنگ در خونه رو میزدن و فرار میکردن.

❃ ❃ ❃

تنها کاربرد پروکسی تلگرام اینه که هر روز صبح با پینگ هزار وصل شی بهش تا بتونی به بقیه پیام بدی: پروکسی قوی دارید بفرستید!

❃ ❃ ❃

وقتی یه نفر تو چت خصوصی تلگرام فقط با استیکر و ایموجی جواب میده، معنیش اینه که تو رو خدا دیگه خفه شو من حوصله تایپ ندارم.

❃ ❃ ❃

از وقتی تلگرام پریمیوم اومده، بعضیا یه جوری استیکر متحرک می‌فرستن تو گروه انگار سند شش دانگ نیاوران رو همین الان زدن به نامشون.

❃ ❃ ❃

جوک های خنده دار بدون سانسور کوتاه

پول خوشبختی نمیاره، ولی قطعا گریه کردن تو پورشه خیلی بهتر و باکلاس‌تر از گریه کردن رو زین موتوره گازیِ.

❃ ❃ ❃

ما بدبخت نیستیم، فقط سطح توقعمون از امکانات زندگی در حد یه شامپو خمره‌ای زرد داروگر باقی مونده.

❃ ❃ ❃

وقتی خوابی و یکی بیدارت میکنه با تعجب میپرسه خواب بودی؟ دلم میخواد با دمپایی خیس ابری بکوبم تو دهنش.

❃ ❃ ❃

بعضی از آدما رو اصلا نباید تحویل گرفت، باید همونجوری که هستن بسته بندی کرد و پس داد به خدا.

❃ ❃ ❃

قیافه من تو عکسای دسته جمعی فامیل، دقیقا شبیه اون بچه‌ایه که به زور از پای پلی‌استیشن آوردنش عروسی.

❃ ❃ ❃

بهترین راه برای فراموش کردن مشکلات فعلی زندگیت، اینه که یه مشکل بزرگتر و لاینحل‌تر واسه خودت درست کنی.

❃ ❃ ❃

از همون روزی که تو مستند دیدم و فهمیدم پنگوئن‌ها زانو دارن، دیگه نتونستم اون آدم سابق بشم.

❃ ❃ ❃

شانس من تو زندگی اینجوریه که حتی اگه تو قرعه کشی بانک هم برنده شم، فردا صبحش رئیس بانک فرار میکنه کانادا.

❃ ❃ ❃

تنها برنامه ورزشی منظم من تو طول روز، دویدن با تمام قوا دنبال اتوبوسه که تازه به اونم هیچوقت نمیرسم.

❃ ❃ ❃

جوک های خنده دار بدون سانسور ۱۸

رفتم داروخانه یه بسته چسب زخم بگیرم، فروشنده یه جوری با لبخند نگام کرد و چشمک زد که مجبور شدم بگم آره داداش از همون خارداراش بده!

❃ ❃ ❃

با دختره رفتم دیت اول، گفتم من خیلی آدم گرمیم. گفت یعنی احساساتی هستی؟ گفتم نه زیر بغلم خیلی عرق میکنه. همونجا وسط کافه بلاکم کرد.

❃ ❃ ❃

فرق ازدواج با زندان اینه که تو زندان حداقل میدونی چند سال دیگه قراره آزاد شی، ولی تو ازدواج فقط با عزرائیل شانس خلاصی داری.

❃ ❃ ❃

یه بار اشتباهی به جای دوست دخترم، واسه بابام تو اس ام اس نوشتم «بپوش دارم میام دنبالت بریم دور دور»، بابام جواب داد «لباس کار بپوشم یا مجلسی؟»

❃ ❃ ❃

تنها سودی که از دیدن فیلمای رمانتیک هالیوودی بردم این بود که فهمیدم اگه تو بارون ببوسیش، فرداش باید کلی پول شربت سینه و آنتی بیوتیک بدی.

❃ ❃ ❃

بابام میگه چرا زن نمیگیری؟ گفتم بابا من خودم نون خور اضافیم، بیام یکی دیگه رو هم بدبخت کنم؟ اشکش دراومد گفت آفرین پسرم شعورت از من خیلی بیشتره!

❃ ❃ ❃

تو عروسی دوستم انقدر وسط پیست رقصیدم و شاباش جمع کردم که بابای عروس اومد گفت داداش شماره شبا بده من کل جهیزیه رو یه جا واریز کنم برات.

❃ ❃ ❃

یه بارم اومدم تو خیابون به یه نفر از پشت سر تیکه بندازم، گفتم چطوری هلو؟ برگشت دیدم سیبیلاش از من پرپشت تره، گفتم ببخشید داداش، شفتالو بودی اشتباه گرفتم!

❃ ❃ ❃

بزرگترین دروغ دخترا تو قرار اول: «من اصلا برام پول و ماشین مهم نیست، فقط اخلاق!» فرداش همون دختر رو با یه پورشه سوار کچل تو اندرزگو میبینی.

❃ ❃ ❃

جوک خاک برسری زشت بدون سانسور

یه بار تو مهمونی رودل کردم، رفتم دستشویی یه صدایی از خودم درآوردم که صاحبخونه از پشت در داد زد: داداش اگه زایمانت با موفقیت تموم شد بیا شام حاضره!

❃ ❃ ❃

هیچوقت تو دستشویی عمومی وقتی نشستید عطسه نکنید؛ من یه بار این اشتباه مهلک رو کردم، مجبور شدم کل لباسامو بندازم دور از بس ترکش خورد بهم.

❃ ❃ ❃

داشتم پشت فرمون تو دماغمو با دقت تمیز می‌کردم، یهو دیدم تو ماشین بغلی پشت چراغ قرمز چهار نفر دارن با دقت نگاهم می‌کنن، منم یه لبخند زدم و خوردمش!

❃ ❃ ❃

رفتم خواستگاری، بابای دختره گفت پسرم معدلت تو دانشگاه چند بوده؟ گفتم راستش من بیشتر رو مهارت‌های عملی مثل خوابیدن تا لنگ ظهر و خاروندن شکم تمرکز داشتم.

❃ ❃ ❃

شانس من تو روابط عاطفی اینجوریه که اگه تو یه جزیره متروکه با یه گوسفند تنها باشم، گوسفنده بهم میگه: ببین من الان تو رابطه‌ام، روم حساب نکن!

❃ ❃ ❃

بدترین سوتی عمرم این بود که تو ختم یکی از فامیلا، به جای «غم آخرتون باشه»، دستپاچه شدم گفتم «ایشالا به زودی قسمت خودتون بشه»؛ الان دو ساله آفتابی نمیشم.

❃ ❃ ❃

یه بار تو خیابون پام رفت رو یه چیزی لیز خوردم افتادم تو جوی آب، بلند شدم لباسم رو تکون دادم دیدم پوست موز نبوده، یه چیز خیلی قهوه‌ای‌تر و بدبوتر بود!

❃ ❃ ❃

وقتی بعد از دو ساعت نشستن تو دستشویی میای بیرون و میبینی گوشیتو با خودت نبرده بودی، دقیقا حس اون فضانوردی رو داری که تو فضا یهو اکسیژنش قطع شده.

❃ ❃ ❃

یه بار تو تاکسی یه بویی پیچید، همه با انزجار به هم نگاه می‌کردیم؛ من برای اینکه ضایع نشم گفتم چقدر هوای تهران آلوده شده، راننده گفت آره داداش ولی این بوی آلودگی هوا نبودا!

❃ ❃ ❃

جوک های بی مزه بدون سانسور

یه روز دو تا گوجه فرنگی داشتن از خیابون رد میشدن، یکیشون میره زیر ماشین له میشه، اون یکی میگه رب گوجه فرنگی, حالا پاشو بریم دیرمون شد!

❃ ❃ ❃

میدونین چرا مارها هیچوقت نمیتونن برن مسافرت خارج از کشور؟ چون دست ندارن که بتونن چمدونشون رو ببندن و ببرن فرودگاه.

❃ ❃ ❃

یه مردی تو تاریکی شب میخوره به نرده، برمیگرده با تعجب میبینه زنش فرار کرده! (میدونم خیلی بی مزه بود، ولی باید میخندیدی).

❃ ❃ ❃

یه فیل با اون هیکل گنده‌اش میره تو استخر، فکر میکنین چجوری میاد بیرون؟ خب معلومه دیگه، خیس میاد بیرون.

❃ ❃ ❃

میدونین به یه ماهی که کروات زده و خیلی شیک و مجلسی تو آب شنا میکنه چی میگن؟ بهش میگن ماهیِ متشخص.

❃ ❃ ❃

تا حالا فکر کردین چرا پرنده‌ها تو فصل زمستون پرواز میکنن میرن جنوب؟ چون اگه بخوان پیاده برن خیلی طول میکشه و یخ میزنن.

❃ ❃ ❃

یه روز یه سیب زمینی از دست آشپز سر میخوره میوفته تو قابلمه آب جوش، با خوشحالی میگه آخ جون بالاخره پخته شدم!

❃ ❃ ❃

چرا شیرینی دانمارکی هیچوقت تو ایران نمیتونه کاندیدای ریاست جمهوری بشه؟ چون طبق قانون اساسی تابعیت دوگانه داره.

❃ ❃ ❃

یه خیار با یه گوجه تو تقاطع تصادف میکنه، پلیس میاد میگه مقصر کیه؟ خیار میگه جناب سروان من خیارشورم، گوجه میگه منم ربم، ولم کنین بریم سر کارمون!

❃ ❃ ❃

جوک های خنده دار بدون سانسور طولانی

یه روز رفتم بانک وام بگیرم، ضامن برده بودم، کپی شناسنامه برده بودم، حتی یه شیشه مربا هم برای رئیس بانک بردم. رئیس بانک گفت آقا اینا چیه آوردی؟ ما اینجا وام ازدواج میدیم، شما که مجردی! گفتم خب یه دختر همینجا از بین کارمنداتون برام پیدا کنین، وامو بگیریم نصف نصف! رئیسه زنگ زد حراست پرتم کردن تو پیاده‌رو.

❃ ❃ ❃

پسر خالم زنگ زده میگه یه ماشین خریدم بیا بریم دور بزنیم. رفتم پایین دیدم یه پراید مدل هشتاد خریده که درش با کش شلوار بسته میشه. نشستیم توش، به جای ضبط یه اسپیکر بلوتوثی گذاشته بود رو داشبورد. تو راه یهو ترمز برید، رفتیم تو شیشه یه سوپرمارکت. یارو مغازه‌دار اومد بیرون گفت خدا رو شکر ماشینتون چیزیش نشد، فقط مغازه من نابود شد!

❃ ❃ ❃

تو دانشگاه یه استاد داشتیم خیلی سخت‌گیر بود. یه روز سر جلسه امتحان، تقلب نوشته بودم کف دستم. استاد اومد بالا سرم گفت دستتو باز کن ببینم. منم هول شدم، دستمو مشت کردم گفتم استاد توش یه پروانه‌ست، اگه باز کنم میپره! استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه کرد و گفت پاشو برو بیرون تا با همین برگه امتحانی خفت نکردم.

❃ ❃ ❃

رفتیم خواستگاری، مادر دختره برای کلاس گذاشتن گفت دختر ما خیلی هنرمنده، هم آشپزی بلده، هم خیاطی، هم پیانو میزنه. مامان منم کم نیاورد گفت پسر ما هم خیلی با استعداده، می‌تونه سه روز پشت سر هم بخوابه بدون اینکه دستشویی بره! کل مجلس تو سکوت مطلق فرو رفت، فقط بابای دختره داشت زیر لب میگفت ماشالا چه مثانه‌ای!

❃ ❃ ❃

یه بار با رفقا رفتیم کوهنوردی. وسط راه یکی از بچه‌ها گفت بچه‌ها من یه میانبر بلدم خیلی سریعتر می‌رسیم قله. خلاصه رفتیم تو یه دره گیر کردیم. موبایلا آنتن نمی‌داد، آبمون هم تموم شده بود. بعد از چهار ساعت یه چوپان پیدا کردیم، گفتیم داداش راه اصلی کدومه؟ گفت شما الان تو استان مجاور هستید، کلا کوه رو اشتباه اومدین!

❃ ❃ ❃

شب یلدا خونه مادربزرگم بودیم. پدربزرگم اومد فال حافظ بگیره، یه ساعت دنبال عینکش گشت، آخر سر پیدا نکرد، یه کتاب دیگه از تو طاقچه برداشت شروع کرد به خوندن. یه ربع با صدای لرزان و بغض آلود میخوند، ما هم همه تو حس بودیم و اشک تو چشمامون جمع شده بود. آخرش گفت خب بچه‌ها، این دستور پخت کوفته تبریزی بود، دیوان حافظ رو پیدا نکردم!

❃ ❃ ❃

رفتم آرایشگاه، گفتم داداش یه مدل مو بزن که بهم بیاد و جذاب شم. آرایشگره هم یه نگاه به صورتم کرد، ماشین ریش‌تراش رو برداشت از ته همه موهامو زد. گفتم این چیه زدی مرد حسابی؟ گفت داداش قیافه تو رو فقط کچلی میتونه نجات بده، بقیه مدلا روش جواب نمیده. الان یه ماهه کلاه میذارم سرم تو خیابون راه میرم.

❃ ❃ ❃

سوار اسنپ شدم، راننده یه پیرمرد خیلی مهربون بود. وسط راه یهو ماشین خاموش شد. گفت پسرم یه هول میدی؟ پیاده شدم دو کیلومتر تو سربالایی ماشینو هول دادم، آخرش روشن نشد. پیرمرده پیاده شد گفت دستت درد نکنه، من خونم همینجاست، تو بقیه راهو با یه ماشین دیگه برو. پولی هم ازت نمیگیرم بخاطر زحمتی که کشیدی!

❃ ❃ ❃

یه بار تو مترو یکی از این دستفروشا اومد گفت آقا جوراب نمیخوای؟ گفتم نه ممنون. گفت مسواک چی؟ گفتم نه. گفت لااقل یه چسب زخم بخر. گفتم بابا من هیچی نمیخوام پول ندارم. یهو یقه منو گرفت گفت ببین من امروز اصلا کاسبی نکردم، یا یه چیزی میخری یا همینجا داد میزنم میگم این تو شلوغی دستمالیم کرد! مجبور شدم سه جفت جوراب زنانه بخرم بیارم خونه.

دکمه بازگشت به بالا