بهترین متن نوحه حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام

متن نوحه حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام همواره یکی از پرمخاطب ترین اشعار مذهبی در میان عاشقان اهل بیت است. ایام محرم، بهترین فرصت است تا با یادآوری وفاداری علمدار کربلا، ارادت خود را ابراز کنیم. در مجالس عزاداری، خواندن متن نوحه قدیمی حضرت ابوالفضل حس و حال عجیبی دارد که دل ها را به سوی عاشورا روانه می کند. از سوی دیگر، جوانان و سینه زنان با هم خوانی متن نوحه شور حضرت ابوالفضل عشق و حرارت درونی خود را نشان می دهند و یاد سقای دشت کربلا را زنده نگه می دارند. در این میان، برای کسانی که در جستجوی نهایت سوگواری و اشک ریختن بر مصائب سقای بی دست هستند، زمزمه کردن متن غمگین ترین نوحه حضرت عباس تسکینی بر دل های بی قرار عاشقان حسینی خواهد بود.
متن نوحه برای حضرت ابوالفضل
ای علمدار حرم
ای پناه دل بی قراروقتی نامت میان روضه می آید
اشک از چشم عاشق جاری می شودتو رفتی و فرات
شرمنده لب های تشنه ماندای سقای دشت غربت
دستانت افتاد
اما وفایت نماند روی خاکهر قدمت سمت آب بود
هر نگاهت سمت خیمه هاچه کرده بودی با عشق
که هنوز هم
نامت دل ها را می لرزاندعباس جان
هر که در خانه ات را زد
دست خالی برنگشتشب های دلتنگی
می گوییم یا ابوالفضل
و آرام می شود دلای ماه بنی هاشم
تا روز قیامت
پرچم غیرت تو
بر شانه های عشق می ماند
❃ ❃ ❃

متن نوحه قدیمی حضرت ابوالفضل
ای اهل حرم
میر و علمدار نیامدسقای عطشان
از سوی فرات باز نیامددل زینب از غم
آرام و قرارش رفتآن قامت رشید
با دست بریده برنگشتعباس علی بود
پشت و پناه خیمه هاوقتی که زمین خورد
داغی به دل صحرا ماندای ماه حرم
بی تو شب خیمه سحر نداشتطفلان همه گفتند
پس آن عموی مهربان کوفرات کنار او بود
اما لب تشنه نصیبش شدای کاش دوباره
آن پرچم افتاده بلند می شدعباس علمدار
نامت همه جا
مرهم دل اهل عزاست
❃ ❃ ❃

متن نوحه شور حضرت ابوالفضل
ای اهل حرم
ذکر همه عباسههر دل که شکسته
مهمون در عباسهای ساقی لب تشنه
ای غیرت میدانتا اسم تو می آید
می لرزد این دل گریانعباس علمدار
عباس علمدارتو رفتی و بعد از تو
غم ماند در آن صحراافتاد اگر دستت
افتاد دل دنیاتا پرچم تو بالاست
راه حرم بازههر کس که گرفتار است
چشمش به علمدارهای ماه بنی هاشم
ای مظهر مردانگیجان ها همه می گویند
لبیک به این دلدادگیعباس علمدار
عباس علمدارما آمده ایم امشب
با دیدهٔ بارانیتا آخر این مجلس
ذکر تو بماند جاری
❃ ❃ ❃
متن نوحه زنجیر زنی حضرت ابوالفضل
بزن زنجیر غم را
به یاد ساقی لشکررسیده ناله از دل
برای آن علم بر دوش بی همسرعباس علی
عباس وفاای اهل عزا
ذکر همه یا ابوالفضلقدم قدم به میدان
نگاهش سمت خیمهفرات پیش رو بود
ولی دلش فقط با اهل خیمهافتاد دست او
اما نیفتاد پرچمجهان هنوز مانده
مقابل آن همه غیرتعباس علی
عباس وفاببار ای چشم گریان
که وقت روضه رسیدهصدای یا حسینش
هنوز در دل صحرا پیچیدهعلمدار کربلا
ای تکیه گاه دل هاتا آخر این ماتم
جاری ست نام تو بر لب ها
❃ ❃ ❃
متن نوحه حضرت عباس سه ضرب
بند اول:
ای ساقی لب تشنگان، یا ابوالفضل
ای ماه بنی هاشمیان، یا ابوالفضل
علمدار کربلا، یا ابوالفضل
ای جانم فدای تو، یا ابوالفضلبند دوم:
مشک تو بر دوش و علم در دست
رفتی به سوی فرات، ای یار مست
دشمن به کمین بود و تو بی خبر
افتادی از اسب و شکست، ای یار پستبند سوم:
دستت جدا شد، مشکت فتاد
بر خاک کربلا، ای یار داد
خون از دو دیده می چکد، یا ابوالفضل
ای ماه من، چه شد، ای یار رادبند چهارم:
خیمه ها بی تو غرق در آتش
طفل صغیر، بی تاب و خواهش
زینب پریشان، ام کلثوم نالان
عباس کو، که آید به یاری، ای داد از این ماتمبند پنجم:
ای کاش بودی و می دیدی
خیمه ها غرق در حریق و زبانه
ای کاش بودی و می دیدی
طفلان تشنه و بی پناهانهبند ششم:
برخیز و ببین که زینبت تنهاست
برخیز و ببین که اکبرت جان داد
برخیز و ببین که کودکان تشنه اند
عباس برخیز که کربلا غرق خون استبند هفتم:
ای ساقی کربلا، برخیز
علمت را به دست گیر و برخیز
دشمن به خیمه ها حمله ور شد
عباس برخیز، که وقت جنگ استبند هشتم:
ای ماه بنی هاشم، عباس، عباس
علمدار کربلا، عباس، عباس
نور چشمان حسین، عباس، عباس
علمدار کربلا، عباس، عباس
❃ ❃ ❃

متن نوحه حضرت عباس سنگین
خداحافظ امیر باوفایم
علمدار رشید باخدایم
یل نام آور گلگون لوایم
گل صد پاره خشکیده نایم
خداحافظ یل ببریده دستم
ببین در ماتم رویت شکستم
خدا داند چه حالی شد نصیبم
در آن وقتی که چشمان تو بستم
گل حیدر نشان مهربانم
امید سینه های کودکانم
در آغوشم سپردی جان به جانان
سر نعشت شنو آه و فغانمسپهدارم، علمدارم، خداحافظ امیرم
تقاصت را من از این دشمن ملعون بگیرمخداحافظ امیر باوفایم
خداحافظ گل صدپاره من
قتیل دشمن مکاره من
به خیمه اصغرم لب تشنه مانده
امان از کودک شیرخواره من
گرفته بُغض غم راه گلویم
نمی دانم سر نعشت چه گویم
چگونه رو نمایم سوی خیمه
اگر پُرسَد سکینه کو عمویم؟سپهدارم، علمدارم، خداحافظ امیرم
تقاصت را من از این دشمن ملعون بگیرمخداحافظ امیر باوفایم
خداحافظ سپه دار رشیدم
به مانندت به دنیا کس ندیدم
تو را دیدم شکسته زیر فولاد
منم در زیر این ماتم خمیدم
تنت آماج کین دیدم دلاور
دو دستانت جدا از قاب پیکر
دم آخر صدایت دلنشین بود
چه شد خواندی مرا این دم برادرسپهدارم، علمدارم، خداحافظ امیرم
تقاصت را من از این دشمن ملعون بگیرمخداحافظ امیر باوفایم
خداحافظ امیر باوفایم
علمدار رشید باخدایم
یل نام آور گلگون لوایم
گل صد پاره خشکیده نایم
لب خشکیده ات آتش به جان زد
عیاری بر ولای عاشقان زد
بنازم ای برادر بر وفایت
که تأییدی به عشقی بی کران زد
دلم یکسو غم و یکسو نشاط است
غمم هجر و نشاطم در حیات است
که تا دنیا به جا باشد ابالفضل
گل نامت نگینی بر فرات استسپهدارم، علمدارم، خداحافظ امیرم
تقاصت را من از این دشمن ملعون بگیرمخداحافظ امیر باوفایم
خداحافظ دلم لبریز غم شد
گریبانم فقط آویز غم شد
بهار خیمه هایم در فراقت
اسیر پنجه پاییز غم شد
سرایم بی تو سامانی ندارد
عطش در خیمه درمانی ندارد
علی طفل لب عطشان صغیرم
دگر در پیکرش جانی نداردسپهدارم، علمدارم، خداحافظ امیرم
تقاصت را من از این دشمن ملعون بگیرمخداحافظ امیر باوفایم
خداحافظ کلامیست غمگنانه
که اشک از دیده ام سازد روانه
ولی جانا به دنبال تو آیم
به زودی در نبردی عاشقانه
ابالفضل ای علمدار دلاور
یل آزاده در خون شناور
به حقّ اشک مولا بر جبینت
شفاعت سروری کن نزد داورسپهدارم، علمدارم، خداحافظ امیرم
تقاصت را من از این دشمن ملعون بگیرم
❃ ❃ ❃
متن غمگین ترین نوحه حضرت عباس
عطش کودک تو آبم کرد
لب خشک علی کبابم کردمشک پاره ؛ نگاه اهل حرم
به خدا از خجالت آبم کردای برادر بیا مرا دریاب
مادر تو پسر خطابم کردرویم آیینه ی جمال تو بود
حرمله با سه شعبه قابم کردقمر خون گرفته ی حرمم
طلعت رویت آفتابم کردگفتم ای مشک تا خیام بیا
قطره قطره ولی جوابم کردپس بریده بریده می گویم
آب شرمنده ی ربابم کرداز دعای مجیب پر بودم
دستم افتاد و مستجابم کردشدت تیرها و ضرب عمود
بر نگین زمین رکابم کردآمدی و نشد که برخیزم
نه تکانم نده که می ریزم
❃ ❃ ❃

متن نوحه سقای دشت کربلا ابوالفضل
سقای دشت کربلا ابالفضل
دستش شده از تن جدا ابالفضل
من قوتی دیگر به تن ندارم
دستی دگر چون در بدن ندارم
سقا و رنگ از تشنگی پریده
دریای خون جاری ز هر دو دیده
تن لاله گون از خون جبین شکسته
لب تشنه و دست از بدن بریده
جان بر کف و در اوج سرفرازی
خجلت ز اشک کودکان کشیده
دریای اشک از چشم ما گرفته
هر قطره خون کز بازویت چکیده
از حنجر خشک تو دوست دارم
این بیت را بهتر ز صد قصیده
والله ان قطعتموا یمینی
انی احامی ابدا عن دینی
من زاده علی مرتضایم
من شاهبار ملک لا فتایم
یارب کمک کن این فرس برانم
این آب را به خیمه گه رسانم
❃ ❃ ❃
بهترین نوحه شهادت حضرت ابوالفضل
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا
بی علمدار شدم واویلا بی مددکار شدم واویلابی برادر شدم و بی یاور
رفته از دست حرم آب آور
ساقی تشنه لب نام آور
کی کنم این غم جانکاه باور
عباس شیر کربلا شیر دلیر کربلا
ماه منیر کربلا ساقی و میر کربلا
علقمه صحنه محشر گشته
مقتل ساقی لشکر گشته
یاس بی دستم پرپر گشته
چشمم از خون دلم تر گشتهبی تکاور شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا
بی علمدار شدم واویلا بی مددکار شدم واویلابی برادر شدم و بی همدم
می چکد خون ز دو چشمم نم نم
تشنه دیدم به کنار علقم
جانش از سینه برون شد کم کم
عباس شیر کربلا شیر دلیر کربلا
ماه منیر کربلا ساقی و میر کربلا
بر سر نعش گُل آزادم
گریه کردم به زمین افتادم
بعد او کی بکند امدادم
تا به کیوان برسد فریادمبی تکاور شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا
بی علمدار شدم واویلا بی مددکار شدم واویلانقش صحرای بلا گردیده
مشک و پرچم که رها گردیده
دستش از شانه جدا گردیده
فرقش از کینه دوتا گردیده
عباس شیر کربلا شیر دلیر کربلا
ماه منیر کربلا ساقی و میر کربلا
بعد آن لاله رخ حیدر خو
کودکانم شده اند بی عمّو
همه پرسند که پدر عمّو کو ؟
بی کسی جلوه کند از هر سوبی تکاور شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا
بی علمدار شدم واویلا بی مددکار شدم واویلادر غمش سینه زارم سوخته
شعله در جان و تنم افروخته
غصه در پیکره ام اندوخته
اصغرم دیده به راهش دوخته
عباس شیر کربلا شیر دلیر کربلا
ماه منیر کربلا ساقی و میر کربلا
عشق طفلان حسین عمو بود
مایه شوق صغیران او بود
سروری بود و حقیقت گو بود
مرد حق بود و فقط حق جو بود
بی تکاور شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا
شاعر : محمدرضا سروری
❃ ❃ ❃

زیباترین نوحه های حضرت ابوالفضل العباس
کنار علقمه محشر به پا شد
امید خیمه ها اخر فدا شد
علم افتاد بر روی زمین و
دو دست ساقی از پیکر جدا شد
برادر غرق خونه برادر نیمه جونه
برادر کاکلش اتش فشونه
یکی تو اسمونا نوحه خونه
امون از بی وفایی زمونه
تویی که از غم زینب هلاکی
منم که از غمت قدم کمونه
برادر روی خاکه برادر سینه چاکه
برادر از غم خیمه هلاکه
داره از نیزه ها بارون می باره
زمین از خون ساقی لاله زاره
خبر بر شاه مظلومون رسونید
که ساقی یک تن و دشمن هزاره
برادر غصه داره برادر بی قراره
شده مشک برادر پاره پاره
برادر خواهرت چشم انتظاره
خبر از حال و روز تو نداره
اگه که بر نگردی خواهرت رو
بلا تکلیفی از پا در میاره
برادر نا امیده به خاک و خون تپیده
علم افتاده با دست بریده
اگه سردار من سقا نمیشد
حریفی روبروش پیدا نمیشد
اگه بودش قدم تا نمیشد
پای دشمن به خیمه وا نمیشد
برادر مرده مرده برادر مرده درده
هنوز تو خیمه میگن بر می گرده
اونایی که نیومد پیکراشون
هنوزم چشم به راهن مادراشون
شهیدای ابالفضلی هنوزم
میخونن روضه مادرها براشون
شهیدم برنگشته شهیدم تو بهشته
شهیدم حرفش و با خون نوشته


