نیم نگاهی به گذشته

hpv

hpv

شعر شهادت امام سجاد؛ شعر دوبیتی در مورد شهادت امام سجاد

مجموعه : مذهبی و دینی
شعر شهادت امام سجاد؛ شعر دوبیتی در مورد شهادت امام سجاد

شعر شهادت امام سجاد زین العابدین علیه السلام به همراه زیباترین شعر دوبیتی در مورد شهادت امام سجاد (ع) را در ادامه این بخش از سایت سماتک برایتان تهیه و گردآوری کرده ایم. با این مطلب همراه ما باشید تا شعر زیبا درباره شهادت امام سجاد علیه السلام را تقدیم حضورتان کنیم.

 

شعر شهادت امام سجاد

با عمه اش به پای حسین گریه میکند
در سجده هم برای حسین گریه میکند

 

سجاد آل عشق و امام بکاست او
هر لحظه در هوای حسین گریه می کند

 

هشتاد درصد از لحظات غمش شده
وقف حسین و جای حسین گریه می کند

 

با خاطرات نیزه و سر لطمه می زند
با یاد آن عبای حسین گریه می کند

 

ای ریز ریز من چه قدر مختصر شدی
تو قصه های چشم منی، غصه سر شدی

 

یعقوب اگر به جای من زار و خسته بود
یعقوب اگر به جای من دلشکسته بود

 

یعقوب اگر نظاره به گودال کرده بود
بار سفر به سوی خداوند بسته بود

 

بابای من به زیر سم اسب رفته بود
اعضای اطهرش ز مفاصل گسسته بود

 

کشتی اسرعی که مسیر نجات بود
پهلو شکسته غمزده در خون نشسته بود

 

آنقدر نیزه خورد که چشمش سپید شد
با یک لب ترک زده، تشنه شهید شد

 

کشتی شکست خورده به طوفان ، حسین من
تفسیر نام لولو و مرجان ، حسین من

 

ای پاره های سوره ی انسان ، حسین من
کردی مرا تو پاره گریبان ، حسین من

 

دارد برای کار خودش توبه می کند
چوبی که خورد بر لب و دندان ، حسین من

 

گفتم به نیزه دار ، سر روی نیزه را
اینقدر روی دست ، نرقصان حسین من

 

دیگر بس است حضرت زهرا ز دست رفت
دیگر بس است زینب کبری ز دست رفت

 

سالروز شهادت امام سجاد علیه السلام تسلیت باد

شعر دوبیتی در مورد شهادت امام سجاد

قسمت این بود بال و پر نزنی
مرد بیمار خیمه ها باشی
حکمت این بود روی نی نروی
راوی رنج نینوا باشی

 

چقدر گریه کردی آقاجان
مژه هایت به زحمت افتادند
قمری قطعه قطعه را دیدی
ناله هایت به لکنت افتادند

 

سربریدند پیش چشمانت
دشتی از لاله و اقاقی را
پس گرفتید از یزید آخر
علم با شکوه ساقی را !؟

 

کربلا خاطرات تلخی داشت
ساربان را نمی بری از یاد
تا قیام ِ قیامت آقاجان
خیزران را نمی بری از یاد

 

خون این باغ، گردن ِ پاییز
یاس همرنگ ارغوان می شد
چه خبر بود دور ِ طشت طلا
عمه ات داشت نصف ِ جان می شد

 

کاش مادر تو را نمی زایید!
گله از دست ِ زندگی داری
دیدن آب ، آتشت می زد
دل خونی ز تشنگی داری

 

تا نگاهت به دشنه ای می خورد
جگرت درد می گرفت آقا
تا جوانی رشید می دیدی
کمرت درد می گرفت آقا

 

جمل شام پیش ِ رویت بود
خطبه ات تیغ ذوالفقارت بود
«السلام علیک یا عطشان»
ذکر لبهای روضه دارت بود

 

پدرت خواند از سر نیزه
تا ببینند اهل قرآنی اید
عاقبت کاخ شام ثابت کرد
که شما مردمی مسلمانی اید

 

سوخت عمامه ات، بمیرم من
سوختن ارث ِ مادری شماست
گرچه در بندی از تو می ترسند
علتش خوی ِ حیدری شماست

 

خون خورشید در رگت جاری
از بنی هاشمی، یلی هستی
دستهای تو را به هم بستند
هرچه باشد توهم علی هستی

 

کاش می مُردم و نمی خواندم
سر بازارها تو را بردند
نیزه داران عبای دوشت را
جای سوغات کربلا بردند

 

شهادت جانسوز امام سجاد تسلیت باد

شعر زیبا درباره شهادت امام سجاد

می شکافد تیر غربت سینه ی سجاد را
زهر از غم می رهاند این دل ناشاد را

 

می گذارم بر زمین دیگر سلاح گریه را
می کشم با ” یا حسینی ” آخرین فریاد را

 

دیده ام بر خاک صحرا پیکر ابرار را
دیده ام بر نیزه ی اعدا سر اوتاد را

 

دیده ام در کربلا غم واژه ی توحید را
دیده ام در بین مقتل شادی صیاد را

 

هم زمان ناله ی غربت ، تبسم بر یتیم ؟!
جان به دل دادم به شام محنت این اضداد را

 

ناله ام احیا نماید خون ثارالله را
اشک من رسوا نماید دشمن شیاد را

 

باورم شد دردهای سینه سوز کوچه را
حس نمودم در اسارت غربت اجداد را

 

خارجی خواندم ، اسیرم کرد ، قصد جان نمود
با دو چشم خویش دیدم مرگ عدل و داد را

 

دیده ام در زیر پا اوراق قرآن ، دیده ام
پرچم زلف سر نیزه نشین در باد را

 

زهر برد از سینه تاب ، اما نبرد از خاطرم
کینه های قوم بدتر از ثمود و عاد را

 

گوشه ی ویرانه گم کردم ، نجستم تا کنون
گوهری که زیر دست و پای خصم افتاد را

 

شب شهادت امام سجاد زین العابدین (ع) تسلیت و تعزیت باد

شعر جانسوز شهادت امام سجاد

این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد
هیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکردچ

 

آنچه که آرزوی من آن بود آن نشد
سی سال دیر آمد و فکر مرا نکرد

 

طوفان گرفت و دار و ندارم به باد رفت
روزی که غم وزید و به ما جز جفا نکرد

 

غم های من ز عصر مصیبت شروع شد
وقتی که دشمن آمد و رحمی به ما نکرد

 

در گیر و دار غارت معجر ز دختران
خلخال و گوشواره ای آرام وا نکرد

 

عمه رسید و گفتم “علیکن باالفرار”
یعنی کسی ز آل پیمبر حیا نکرد

 

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
دشمن ز بی حیایی و ظلمی ابا نکرد

 

اما میان این همه رنج و غم وبلا
جایی تلافی ستم “شام” را نکرد

 

بازار داغ برده فروشی شامیان
داغی به دل گذاشت که کرب و بلا نکرد

 

در بین کوچه های یهودی نشین شهر
ما را کسی به اسم مسلمان صدا نکرد

 

دیدم میان بزم شراب حرامیان
چوبی که دو لب پدرم را رها نکرد

 

عمری به یاد این همه غم سوختم ولی
این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد

 

شهادت جانسوز امام سجاد علیه السلام تسلیت باد

شعر درباره ی شهادت امام سجاد علیه السلام

بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت
خطبه ی اشک برای شهدا سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون
در شب خوف و خطر خطبه ی «لا» سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم
خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد

 

خیمه ی نور تو در فتنه ی شب سوخت ولی
کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه، ای زینت سجاده ی عشق
از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه، ای کاش که می مردم من
مصلحت نیست بگویم، که چه ها سهم تو شد

 

بعد از آن واقعه ی سرخ ، حقیقت گل کرد
کربلا در تو درخشید، خدا سهم تو شد

 

شهادت امام زین العابدین تسلیت باد

شعر زیبا برای شهادت امام سجاد

بیمار غیر شربت اشک روان نداشت
بودش هزار درد و توان بیان نداشت

 

دانی چرا ز آل پیمبر کشید دست
نقشی دگر به کار ستم آسمان نداشت

 

تنها زمین نداشت به سر دست از فلک

پایی به عزم پیش‌نهادن، زمان نداشت

 

یکسر به خاک ریخت گل و غنچه، شاخ و برگ

آمد ولی زباغ نصیبی خزان نداشت

 

دانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت

تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشت

 

از تب زبس که ضعف بر او چیره گشته بود

می‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت

 

یک آسمان ستاره به ماه رخش ز اشک

می‌رفت، یک ستاره به هفت آسمان نداشت

 

در ترکش دلش که دو صد تیر آه بود
می‌برد و غیر قامت زینب کمان نداشت

 

شب شهادت امام سجاد علیه السلام تسلیت باد

متن شعر شب شهادت امام سجاد

دل سودا زده ام ناله و فریاد کند
هر زمان یاد غم حضرت سجاد کند

 

بی گمان، اشک به رخساره بریزد از چشم
هرکه یادی زغم آن شه عُباد کند

 

بود در تاب و تب و بسته به زنجیر ستم
آنکه خلقی زکرم، از اَلَم، آزاد کند

 

به جز از شمر ستمگر، نشنیدم دگری
باتن خسته، کسی این همه بیداد کند

 

تن تب دار و اسیری و غم کوفه و شام
وای اگر شکوه این قوم، بر اجداد کند

 

خون ببارد ز دو دیده به غم مرگ پدر
چون که از واقعه کرب و بلا یاد کند

 

غیر زینب، که بود قافله سالار وفا
کس نبودی که بر آن غم زده امداد کند

 

نتوان ماتم سجاد نوشتن خسرو
دل اگر سنگ بود ناله و فریاد کند

 

25 محرم روز شهادت امام سجاد علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم

اشعار دوبیتی شهادت امام سجاد

وقت باران داغ،،چشم تر عذابم میدهد
آب می نوشم ،،غم حنجر عذابم میدهد

 

شیرخواره سیر باشد زود خوابش میبرد
از عطش بیتابی اصغر،عذابم میدهد

 

مجلس ختم جوان رفتم دلم آتش گرفت
یاد تشییع تنِ اکبر عذابم میدهد

 

غیرتم را شعله ور کرده ،چهل سال است که
ماجرایِ غارتِ معجر عذابم میدهد …. ذبح را وقتی که می بینم کسی سر میبرد
خاطرات کُندیِ خنجر عذابم میدهد

 

روی دست من اثر از حلقه هایِ آهن است
این کبودی های بر پیکر عذابم میدهد

 

موی بابایم به روی نیزه ها آشفته بود
شانه را تا میزنم بر سر عذابم میدهد

 

شهادت امام سجاد علیه السلام بر همه مسلمین جهان تسلیت باد.

شعر کوتاه در مورد شهادت امام سجاد

دریا به دیده تر من گریه می کند
آتش زسوز حنجر من گریه می کند
سنگی که می زنند به فرقم زروی بام
بر زخم تازه سر من گریه می کند
از حلقه های سلسله خون می چکد چو اشک
زنجیر هم به پیکر من گریه می کند
ریزد سرشک دیده اکبر به روی نی
اینجا به من برادر من گریه می کند
وقتی زدند خنده اشکم زنان شام
دیدم سه ساله خواهر من گریه می کند
رأس حسین بر همه سر می زند ولی
چون می رسد برابر من گریه می کند

شهادت امام سجاد بر عموم مسلمانان تسلیت باد

ای داغدارِ آینه کربلا سلام
معنایِ صبر و داغ و سجود و دعا سلام
سجاد ، ای صحیفۀ تو مصحف شهود
سجاده ی گشوده به سمت خدا سلام
ای نورِ صادر از صدفِ پنج تَن ، درود
ای وارث حقیقت آل عبا ، سلام
جان داده با تمام شهیدان حسین را
سجّاد ، ای شهادت بی‌انتها ، سلام

شهادت امام زین العابدین تسلیت باد.

شعر شهادت امام سجاد زین العابدین

باید که از زندان غم ها پر بگیرم
یک بار دیگر روضه را از سر بگیرم

 

وقتی گرفتارم خواهرها چگونه
راه فراری از دل لشکر بگیرم؟

 

من که نخ عمامه ام حبل المتین است
سخت است از عمامه خاکستر بگیرم

 

از سهل کهنه پارچه درخواست کردم
تا مرهمی بر زخم این پیکر بگیرم

 

اصلا تمام سعی من در راه این است
گهواره را از حرمله دیگر بگیرم

 

حالا که ناموسم معذب در گذرهاست
هر چیز دارم می دهم معجر بگیرم

 

شلاق هی خورده به پهلویم چه بهتر
در این میانه روضهی مادر بگیرم

 

شرمنده از بابا شدم بیمار بودم
آخر نشد از قاتلش خنجر بگیرم

 

بین قنوتم آرزوی مرگ دارم
شاید که مرگ خویش را آخر بگیرم

 

شهادت آقا امام سجاد علیه السلام رو خدمت همه شما محبین اهل بیت علیهم السلام تسلیت عرض مینمایم

شعر زیبا شهادت امام سجاد

آنجا بودی و سوختی و البته صبر کردی؛ عجب صبری

سخت است رفتن همه را دیدن

و داغ علی اکبرها و داغ عباسها را به جان خریدن

سخت است تنهاییِ امام زمان را دیدن

و صدای هل من ناصرش را شنیدن

و باز هم تنهاییِ امام را دیدن،

همانجایی که حتی کودکان در گهواره

تاب دیدنش را نداشتند

البته دیدن اسارت ها و شلاق ها بماند

دیدن سرهای بر نیزه و داغ رقیه بماند

آقای من عجب صبری داشتید
همه گفتند امان از غم زینب

اما شما حتی غم زینب را هم دیدید.

ای کاش مردمِ زمان، امامت شما را درک میکردند

ای کاش گروه هایی مثل توابین

توبه خود را در اطاعت از شما میدیدند

آقای من چقدر زندگی شما شبیه امروز است

امامی که غم یار میبیند،

امامی که کربلاهای زمان را درک میکند،

بی آنکه مردمِ زمان، حقیقت او را درک کنند.

شهادت امام سجاد علیه السلام را به محضر امام زمان عجل الله فرجه و شما عزیزان تسلیت میگوییم.

برچسب‌ها:

جدیدترین مطالب