زیباترین اشعار کامران رسول زاده شاعر و ترانه سرا

زیباترین اشعار کامران رسول زاده شاعر و ترانه سرای ایرانی را در این مقاله برای شما علاقه مندان به ادبیات و شعر معاصر گردآوری کرده ایم. کامران رسول زاده از جمله چهره های برجسته و چندوجهی ادبیات معاصر ایران است؛ شاعری که قلمش تنها در یک قالب نمی گنجد. او همزمان ترانه سرا، نمایشنامه نویس، دراماتورژ، نویسنده، مستندساز و کارگردان است و خواننده موسیقی پاپ نیز بوده است. این تنوع در حوزه های هنری، نگاه رسول زاده به شعر را با عمق و زوایای منحصر به فردی آمیخته که کمتر در شاعران هم نسلش می توان یافت.
منتخبی از اشعار کامران رسول زاده
به کسی که عاشق توست بگو
هر روز با زیباترین تعابیر جهان بیدارت کند،
من اینجا هر شب تو را
با زیباترین تعابیر جهان به خواب می سپارم…
❃ ❃ ❃
چرا درخت نباشم…
وقتی تو در من اینقدر پرنده ای؟
ذهنم پر از لانه هایی است که
برای تو ساخته ام!
❃ ❃ ❃
تو بعد از کشف الکل،
شاعرانه ترین کشف بشری
من از سرودن تو
مست می شوم…!
❃ ❃ ❃
مرزهای تن تو
یا من مغلوب ترین فاتح جهانم
یا مرزهای تن تو دست نیافتنی ست
دارم عقب نشینی می کنم
این یعنی
عاشقت شده ام
یعنی
از اینجای شعر
دستور
دستور زبانِ توست.
❃ ❃ ❃
لا اقل بگو نمی خواهی برگردی
این طوری تکلیف خودم را می دانم
و باز منتظر می مانم!
❃ ❃ ❃
باید به واژه آغوش فکر کنم
کسی شبیه تو دارد
به شعرهای من نزدیک می شود…
❃ ❃ ❃
از تنم ترانه می ریزد
وقتی تو، شبیه آغوش،
خیال مرا دور می زنی..
من تمام این شعر را رقصیده ام..
❃ ❃ ❃
شعر کوتاه کامران رسول زاده
دارم به اجزای تشکیل دهنده ام تجزیه می شوم،
آب،
باد،
خاک،
و این آتش
که تو به جانم انداخته ای…
❃ ❃ ❃
مثلِ یک شعر
مَرا تنگ در آغوش بگیر
که هوایِ غزلم
سخت شبیه تنِ تُوست…
❃ ❃ ❃
برف تویى
که این همه سال
باریده ای روی موهایم
❃ ❃ ❃
فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم
همین که در ذهنم می پیچد
از چشمم اشک می آید
❃ ❃ ❃
من این چشم های بی تو را به کجای این شهر بدوزم؛
که هنوز نرفته باشی؟
❃ ❃ ❃
ما یک نفر بودیم!
و آن یک نفر تو بودی!
از ما یک نفر یکی عاشق تر بود؛
و آن یک نفر تو نبودی!
❃ ❃ ❃
تو بودن مرا انکار می کنی
و من نبودنت را
مسئله این است…!
❃ ❃ ❃
اشعار عاشقانه کامران رسول زاده
وصیت کرده ام قلبم را
به کسی شبیه خودم بدهند
می خواهم بعد از مرگ هم
عاشقت بمانم!
❃ ❃ ❃
فکر که می کنی به من، تنم ترانه می شود
تمام بافته های من، شراب خانه می شود
لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر می کنم
و زیر پوستم ببین! پر از جوانه می شود
❃ ❃ ❃
فکر که می کنی به من، به ماه دست می برم
پر از پرنده می شوم و از درخت می پرم
فکر که می کنی به من، شبم شکست می خورد
بدون ترس باختن، تو را به خانه می برم
❃ ❃ ❃
و بی تو فکر می کنم، جهان جهان دیگری ست
زمان زمان عشق نیست، زمان زمان دیگری ست
همیشه فکر کن به من، به من که فکر می کنی
ثانیه مست می شود و لحظه، آنِ دیگری ست
❃ ❃ ❃
به کسی که عاشق توست بگو
هر روز با زیباترین تعابیر جهان بیدارت کند
من اینجا هر شب تو را
با زیباترین تعابیر جهان
به خواب می سپارم
❃ ❃ ❃
یا من مغلوب ترین فاتح جهانم
یا مرزهای تن تو دست نیافتنی ست
دارم عقب نشینی می کنم
این یعنی عاشقت شده ام
❃ ❃ ❃
در من صدایی هست… که تنها تو می شنوی.
❃ ❃ ❃
عشق یعنی
در میان هزاران نفر
فقط تو را ببینم.
❃ ❃ ❃
معروف ترین ترانه های کامران رسول زاده
کوچک ترید از آن که مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید
کوچک ترید از آنکه…
❃ ❃ ❃
واژه های بی قرار
روی لب هایم می رقصند
وقتی نام تو را می برم.
❃ ❃ ❃
درختی شده ام
که ریشه هایش در خاک است
و شاخه هایش در باد.
❃ ❃ ❃
همه دنیا می دانند
که من چقدر تو را دوست دارم.
❃ ❃ ❃
شب های بی ماه
تنها با یاد تو روشن می شوند.
❃ ❃ ❃
دستورهای زبانی یک دیکتاتور عاشق
فقط یک کلمه است: بمان!
❃ ❃ ❃
زمستان بدون تو
فقط سرمای استخوان سوز است.
❃ ❃ ❃
شعرهای غمگین و دلتنگی کامران رسول زاده
تکیه داده ای به دیوار و می خندی!
انگار نه انگار که تو توی عکسی…
و من آویزان این زندگی بی تو!
❃ ❃ ❃
ما یک نفر بودیم!
و آن یک نفر تو بودی!
از ما یک نفر یکی عاشق تر بود؛
و آن یک نفر تو نبودی!
❃ ❃ ❃
کلاغ، پر…
گنجشک، پر….
این روزگار درختی است
که دل به پرنده بسته بود…
❃ ❃ ❃
دنیا هر روز در کیف جیبی کوچکم جا می شود
چند اسکناس کهنه، یک بلیط سوخته ی مترو
که شاید این بار کار کند و مرا به قرارمان برساند
یک نخ سیگار له شده،
و این جای خالی عکس تو…
❃ ❃ ❃
و بی تو فکر می کنم، جهان جهان دیگری ست
زمان زمان عشق نیست، زمان زمان دیگری ست
❃ ❃ ❃
دارم به اجزای تشکیل دهنده ام
تجزیه می شوم،
آب، باد، خاک،
و این آتش که تو به جانم انداخته ای…
❃ ❃ ❃
کاش می شد
بعضی از روزها را
از تقویم پاک کرد.
❃ ❃ ❃
بریده اشعار و جملات ناب کامران رسول زاده
تو را باید به دستور زبان اضافه کنند،
تو ضمیر ناخودآگاه شعرهای منی…
❃ ❃ ❃
تو واقعیت دارى
مثل قهوه
مثل بی خوابی
و یا شاید خیال باشى
مثل فال
مثل خواب
تو چه واقعیت باشى چه خیال
کامم از نبودن تو تلخ مى شود
❃ ❃ ❃
به پاییز می مانی!
آدم نمی داند چه بپوشد وقتِ دیدنت
❃ ❃ ❃
زمان دردی را دوا نمی کند
فقط ما را به درد عادت می دهد.
❃ ❃ ❃
زندگی
یک شوخی تلخ بود
که ما جدی گرفتیم.
❃ ❃ ❃
فاصله
تنها چیزی است
که بین ما وجود دارد.
❃ ❃ ❃
همیشه
کسی که بیشتر دوست دارد
بیشتر می بازد.
❃ ❃ ❃
اشعار فلسفی کامران رسول زاده
انسان موجودی است که
به امید زنده است
و با امید می میرد.
❃ ❃ ❃
جهان
آینه ای است
که تصویر ما را نشان می دهد.
❃ ❃ ❃
مرگ پایان همه چیز نیست
شروع یک فراموشی ابدی است.
❃ ❃ ❃
ما مسافرانی هستیم
که مقصد را گم کرده ایم.
❃ ❃ ❃
حقیقت
تلخ ترین دارویی است
که باید قورت داد.
❃ ❃ ❃
واژه بهانه بود،
با بند بندِ وجودم نوشتمت
خواندی، ورق زدی
حواست به پاورقیها نبود،
من پای هر ورق عاشقت شدم
❃ ❃ ❃
هستی
یک سوال بی پاسخ است
که ما هر روز می پرسیم.