متن شعر برای کودکان 4 ساله کوتاه، شاد و قشنگ
شعر برای کودکان 4 ساله یکی از بهترین ابزارها برای سرگرم کردن، آموزش مفاهیم ساده و تقویت حافظه آن هاست. بچه ها با زبان شیرین و شعرهای کودکانه شان، لبخند را بر لب بزرگ ترها می نشانند و فضای خانه را پر از شادی می کنند. ذهن کودکان در این سن بسیار آماده یادگیری است، اما توانایی آن ها در حفظ شعر ممکن است متفاوت باشد؛ بعضی به راحتی شعرها را حفظ می کنند و برخی نیاز به تمرین بیشتری دارند. برای شروع، بهتر است از شعرهای کوتاه، ساده و آهنگین استفاده کنید تا هم برای کودک جذاب باشد و هم سریع تر در ذهنش بماند. با بالا رفتن سن کودک، می توانید کم کم سراغ شعرهای بلندتر و مفهومی تر بروید. در ادامه، مجموعه ای از 15 شعر کودکانه کوتاه آماده کرده ایم که می توانید با آن ها، کودک چهار ساله خود را با دنیای شعر و ریتم آشنا کنید.
متن شعر برای کودکان 4 ساله
بابای خوب و نازم
عزیز و دلنوازم
تو نعمت خدایی
تو خوب و با وفایی
خدا ترا نگهدار
که می روی سر کار
قرآن پاک و روشن
گفته است از تو با من
حرف ترا دهم گوش
ابر کوچولو، پف پفی،
میره بالا، چه لطیفی!
با خودش بارون میاره،
دونه دونه، چه قشنگه!
میباره روی زمین،
سبزه میشه، گل میشه،
خوشحال میشن بچه ها،
ابر کوچولو، تو خوبی!
عروسک قشنگم هنوز تو رختخوابه
نمی دونه که بیرون آفتاب داره می تابه
عروسک کوچولو خواب و دیگه رها کن
ببین آفتاب در اومد پاشو چشماتو وا کن
پرنده های روی بوم دارن آواز می خونن
خوب صداشونو گوش کن ببین چه ناز می خونن
به من بگو که وقتی همه جا غرق نوره
با چشمای شیشه ایی دنیای ما چه جوره
عشق خدا قلعه ای است
محکم و امن و عظیم
هرکه در آن راه یافت
حفظ شد از ترس و بیم
هر که نیاید در آن
گم شود و جان دهد
قلعه عشق خدا
قدرت ایمان دهد
گل کوچولو، خوش رنگ و زیبا
خنده میزنه، رنگ زندگی می آره بر ما
می خوابه شب ها زیر ستاره ها
صبح که میرسه، دوستی تازه داره با هوا
پروانه زرد، تو باغچه میچرخه
میگه: «زندگی پر از شادی و خنده س، بچّه ها!»
یه روز خورشید رو می بوسه
یه روز می رقصه با گل های لاله
صبح که میشه خروسم
می زنه زیر آواز
میگه دیگه بیدار شو
کوچولو از خواب نازاز رختخواب در بیا
خورشید خانم بیداره
زمین چه روشن شده
با نور اون دوباره!پاشو دیگه عزیزم
پاشو با لب خندون
سلام بکن به بابا
به مادر مهربون
پدربزرگ خوبم
همیشه مهربونه
وقتی که پیشم باشه
برام کتاب می خونهمادربزرگ نازم
خیلی برام عزیزه
هرچی غذا می پزه
خوشمزه و لذیذهوقتی با اون ها باشم
غصه و غم ندارم
دنیا برام قشنگه
هیچ چیزی کم ندارم
دکتر چه مهربونه
درد منو می دونهزخم منو می بنده
با شوخی و با خندهمیگه مریض کوچولو
کوچولو و کوچولوبرو بخواب تو خونه
دوای تو همینهتا که بشی سلامت
خوشحال و شاد و راحت
شیر بخورید مفیده
مانند برف سفیدهکامل تر از این غذا
کس ندیده تا حالاشیر بخوریم سیر می شیم
قوی مثل شیر می شیمهر روز اگه بنوشیم
هیچ وقت مریض نمی شیم
بهارم و بهارم
شادی با خود میارمشکوفه های سفید
گل های تازه دارمسه ماه دارم همیشه
فروردین اولیشهاردیبهشت و خرداد
ماه های آخریشه
جوجه جوجه طلائی
نوکت سرخ و حنائیتخم خود را شکستی
چگونه بیرون جستی؟گفتا جایم تنگ بود
دیوارش از سنگ بودنه پنجره نه در داشت
نه کسی ز من خبر داشتدادم به خود یک تکان
مثل رستم پهلوانتخم خود را شکستم
اینگونه بیرون جستم
یه پرنده دوست داره
آسمون آبی باشه
روزای خوب خدا
صاف و آفتابی باشهیه پرنده دوست داره
خوب و مهربون باشه
شب پیش ستاره ها
روز تو آسمون باشهیه پرنده دوست داره
تو دلا غم نباشه
لبا پرخنده باشه
درد و ماتم نباشهیه پرنده دوست داره
رو زمین جنگ نباشه
همه دل ها شاد باشن
هیچ دلی تنگ نباشهیه پرنده دوست داره
قفسش باز بمونه
از قفس فرار کنه
راحت آواز بخونه
اتل متل یه مورچه
قدم می زد تو کوچهاومد یه کفش ولگرد
پای اونا لگد کردمورچه ی پا شکسته
راه نمی ره، نشستهپاشو با برگی بسته
لنگون زنون و خستهنمی تونه کار کنه
دونه ها رو بار کنهتو لونه انبار کنه
بچه هاشا شاد کنهمورچه جونم تو ماهی
عیب نداره سیاهیمانند شیر شاهی
خوب بشه پات الهی
شروع هر کار خوب
با نام و یاد خداستهمان خدای زیبا
که داد به ما این کلاسبارون میاد ریز ریز
تو دشت پاک و تمیزسلام من به شما
شکوفه های عزیزغنچه های قشنگم
بچه های زرنگمامیدوارم خوب باشید
همیشه محبوب باشیدبازی کنید، بخندید
در روی غم ببندید
السون و ولسون
باز اومده زمستونسه ماهه فصل پاییز
تمومه بچه ها جونفصل پاییز سراسر
مهر و آبان و آذرحالا ما این سه ماه رو
گذاشتیمش پشت سرچرخ چرخ، عباسی
با همدیگه همبازیآدم برفی می سازیم
آدم برفی می سازیم





